سرخط خبرها

آیا موجودات مجرد (غیر مادی) وجود دارند؟

پرسش:

ایا موجودات مجرد وجود دارند؟
والروح جسم رقیق ألبس قالبا کثیفا.
روح، جسم رقیقی است که قالب غلیظی بر آن پوشانده شده است.
جز خداوند متعال همه چیز جسم است و جسمانى
ماسوای خداوند تعالی جز جسم به معنای عام آن ـ که شامل همه چیزهای قابل وجود و متحقّق در اجزا و مقدار است ـ نمى‏باشد، امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند:
لان کلّ شیء جری فیه أثر ترکیب لَجسمٌ.
هر چیز که در آن اثر ترکیب جاری باشد جسم مى‏باشد.
مقاله ای در راستای همین موضوع که سخنان فلاسفه را نقد کرده و از آیات و روایات فراوانی بهره جسته است.
۷٫ احتجاج، ۲/۳۴۹ ، بحار الانوار،

پاسخ:
۱ـ منکر تجرّد روح، باید علم و حیات و اراده و اختیار را هم مادّی بداند.
از طرف دیگر، علم و اراده و حیات و اختیار در خدا هم وجود دارند؛ و علم و اختیار و حیات از اوصاف ذاتی خدا هستند. و اوصاف ذاتی خدا عین ذات می باشند.
پس منکر تجرّد روح باید خدا را هم مادّی بداند.
ممکن است گفته شود:
علم و حیات و اختیار در مورد خدا معنایی متفاوت دارند.
گوییم: مثلاً چه معنایی دارند؟ بشر برای اینها یک معنا بیش نمی شناسد.
ممکن است بگویند: ما از حقیقت این امور در مورد خدا خبر نداریم.
گوییم: این یعنی همان تعطیل صفات. اگر ما معنی اینها را نمی فهمیم، پس خدا برای چه این همه از علم و حیات خود سخن گفته است؟ آیا معاذ الله خدا کار عبث کرده است؟

۲ـ « والروح جسم رقیق ألبس قالبا کثیفا»
این جمله در ضمن حدیثی آمده که ۱۵ صفحه حجم دارد. و روشن است که کسی نمی تواند ۱۵ صفحه مطلب امام را با دقّت تمام حفظ نموده و بعداً ثبت کند یا حتّی نمی تواند در ضمن بحث دو نفر، تمام کلمات امام را عیناً ثبت کند؛ چون امام(ع) املاء نمی گفته بلکه به طور طبیعی با زندیق بحث می کرده است. ضمناً توجّه داشته باشید که نویسنده روی پوست می نویسد، با قلم و دوات، نه روی کاغذ و با قلم روان نویس. حتّی زبده ترین خبرنگاران هم نمی توانند چنان مناظره ای را مو به مو ثبت کنند کجا رسد یک فرد عادی با آن امکانات ابتدایی. لذا به احتمال زیاد، راوی عین عبارت امام را ثبت نکرده است. پس به این عبارت نمی توان اعتماد داشت.
ضمناً توجّه شود که طرف مقابل امام(ع) یک زندیق بوده؛ لذا نباید انتظار داشت که آن حضرت، با یک زندیق، سخنان متعالی بزند.
از همه ی اینها گذشته، سند حدیث ضعیف است؛ چون دو نفر از راویان آن مجهول می باشند.
از اینها گذشته، آنچه در این حدیث رویش بحث شده، روح بخاری مطرح در علم طبّ است نه روح مجرّد مطرح در حکمت. حکما نیز روح بخاری را امری مادّی و جسم لطیف می دانند. شاهد این مطلب آنکه در ادامه ی حدیث، امام(ع) وارد مباحث پزشکی شده و از روح به آن نحوی بحث نموده که اطبای قدیم بحث می کردند.

۳ـ « لان کلّ شیء جری فیه أثر ترکیب لَجسمٌ. »
یقیناً چنین است. هر چیزی که ترکیب بپذیرد، جسم است. لذا روح، جسم نیست؛ چون ترکیب نمی پذیرد. روح مجرّد ـ نه روح بخاری که مرکّب با بدن است ـ نه داخل جسم است نه خارج از جسم، بلکه مدبّر جسم است. همان گونه که خدا نه داخل مخلوقات است نه خارج از آنها. عقل، جسم نیست؛ چون ترکیب نمی پذیرد. عقل نیز نه داخل بدن است نه خارج از بدن، بلکه احاطه ی تدبیری بر بدن دارد. اراده جسم نیست؛ چون ترکیب نمی پذیرد. حیات، جسم نیست؛ چون ترکیب نمی پذیرد.
اگر حیات جسم است، پس خدا هم جسم است؛ چون خدا عین حیات است. اگر علم جسم است؛ پس خدا هم جسم است؛ چون خدا عین علم می باشد.

۴ـ شاهد روایی وجود مجرّدات
« وَ سُئِلَ علی(ع) عَنِ الْعَالِمِ الْعِلْوِی فَقَالَ صُوَرٌ عَارِیهٌ مِنَ الْمَوَادِّ عَالِیهٌ عَنِ الْقُوَّهِ وَ الِاسْتِعْدَادِ تَجَلَّى لَهَا فَأَشْرَقَتْ وَ طَالَعَهَا فَتَلَأْلَأَتْ وَ أُلْقِی فِی هُوِیتِهَا مِثَالُهُ فَأَظْهَرَ عَنْهَا أَفْعَالَهُ وَ خَلَقَ الْإِنْسَانَ ذَا نَفْسٍ نَاطِقَهٍ إِنْ زَکَّاهَا بِالْعِلْمِ فَقَدْ شَابَهَتْ جَوَاهِرَ أَوَائِلِ عِلَلِهَا وَ إِذَا اعْتَدَلَ مِزَاجُهَا وَ فَارَقَتِ الْأَضْدَادَ فَقَدْ شَارَکَ بِهَا السَّبْعُ الشِّدَادُ. » (المناقب، ج۲، ص۴۹ ــ غررالحکم، ص۲۳۱ ــ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۱۶۵)

« روى أن اعرابیا سأل امیر المؤمنین علیه السلام عن النفس، فقال له: عن اى نفس تسال فقال یا مولاى: هل النفس انفس عدیده فقال نعم نفس نامیه نباتیه، و نفس حسیه حیوانیه، و نفس ناطقه قدسیه. و نفس الهیه ملکوتیه، قال یا مولاى ما النباتیه قال: قوه أصلها الطبایع الاربع بدؤ ایجادها عند مسقط النطفه مقرها الکبد مادتها من لطایف الاغذیه فعلها النمو و الزیاده، و سبب فراقها اختلاف المتولدات فاذا فارقت عادت الى مأمنه بدأت عود ممازجه لاعود مجاوره فقال یا مولای: و ما النفس الحیوانیه، قال قوه فلکیه و حراره غریزیه أصلها الافلاک، بدؤ ایجادها عند الولاده الجسمانیه، فعلها الحیواه و الحرکه و الظلم و الغشم و الغلبه و اکتساب الاموال و الشهوات الدنیویه مقرها القلب، و سبب فراقها اختلاف المتولدات، فاذا فارقت عادت الى ما منه بدات عود ممازجه لاعود مجاوره، فتعدم صورتها و یبطل فعلها و وجودها، و یضمحل ترکیبها فقال یا مولاى، و ما النفس الناطقه القدسیه قال: قوه لاهوتیه، بدو ایجادها عند الولاده الدنیویه مقرها العلوم الحقیقه الدینیه، موادها التائیدات العقلیه، فعلها المعارف الربانیه، و سبب فراقها تحلل الالات الجسمانیه فاذا فارقت عادت الى مأمنه بدات عود مجاوره لاعود ممازجه فقال یا مولاى: و ما النفس اللاهوتیه الملکوتیه الکلیه فقال قوه لاهوتیه و جوهره بسیطه حیه بالذات أصلها العقل منه بدات و عنه دعت و الیه دلت و أشارت، و عودتها إلیه اذا کلمت و شابهت و منه بدأت الموجودات و الیه یعود بالکمال فهى ذات الله العلیا، و شجره طوبى، و سدره المنتهى، و جنه الماوى من عرفها لم یشق، و ماهوى، و من جهلها ضل سعیه و غوى‏ فقال السائل: یا مولاى و ما العقل قال: العقل جوهر دراک محیط بالاشیاء من جمیع جهاتها عارف بالشى‏ء قبل کونه، فهرعله الموجودات و نهایه المطالب. » (کلمات مکنونه، ملامحسن فیض کاشانی، ص۷۷ ــ سفینه البحار، ج۸، ص۲۹۶)
وقتی منکر تجرّد روح می گویند روح مجرّد نیست، منظورشان کدامیک از این نفسهاست که مولای مؤمنان فرمودند؟
« روى عن موسى بن جعفر علیه السلام: إنّ اللّه تبارک و تعالى خلق نور محمّد- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- من نور اخترعه من نور عظمته و جلاله و هو نور لاهوتیه الذى تبدأ له أى من إلهیه من آنیته الذى تبدأ منه و تجلّى لموسى- علیه السلام- لرؤیته و لا ثبت له حتىّ خرّ صاعقا مغشیا علیه و کان ذلک النور نور محمّد- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم-. فلمّا أراد أن یخلق محمّد- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- منه قسّم ذلک النور شطرین. فخلق من الشطر الأوّل محمّد- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- و من الشطر الآخر علىّ بن أبى طالب- علیهما السلام- و لم یخلق من ذلک النور غیرهما خلقهما اللّه بیده و نفخ فیهما بنفسه لنفسه و صوّرهما على صورتهما و جعلهما امناء له و شهداء على خلقه و خلفائه على خلیقته و عینا علیهم و لسانا إلیهم قد استودع فیهما علمه و علّمهما البیان و استطلعهما على غیبه و جعل أحدهما نفسه و الآخر روحه و لا یقوم أحدهما بغیر صاحبه؛ ظاهرهما بشریه و باطنهما لاهوتیه؛ ظهروا للخلق على هیاکل الناسوتیه حتّى یطیقوا رؤیتهما و هو قوله تعالى: لَلَبَسْنا عَلَیهِمْ ما یلْبِسُونَ فهما مقام ربّ العالمین و حجابا لخالق الخلائق أجمعین؛ بهما فتح بدأ الخلق و بهما یختم الملک و المقادیر. ثمّ اقتبس من نور محمّد فاطمه ابنته کما اقتبس نور من نور و اقتبس من نور فاطمه و علىّ الحسن و الحسین کاقتباس المصابیح هم خلقوا من الأنوار و انتقلوا من ظهر إلى ظهر و من صلب إلى صلب و من رحم إلى رحم فى الطبقه العلیا من غیر نجاسه بل نقلا بعد نقل لا أنّه ماء مهین و لا نطفه جسره کسایر خلقه، بل أنوار انتقلوا من أصلاب الطاهرین إلى أرحام المطهّرات؛ لأنّهم صفوه الصفوه اصطفاهم لنفسه و جعلهم خزّان علمه و بلغا عنهم إلى خلقه أقامهم مقام نفسه لا یرى و لا یدرک و لا یعرف کیفیه إنّیته. فهؤلاء الناطقون المبلّغون عنه المتصرّفون فى أمره و نهیه فیهم یظهر قوّته و منهم ترى آیاته و معجزاته و بهم و منهم عرف عباده نفسه و بهم یطاع أمره و لولاهم ما عرف اللّه و لا یدرى کیف یعبد الرحمن. فاللّه یجرى أمره کیف یشاء و فى ما یشاء و لا یسئل عمّا یفعل و هم السائلون.» (هادی المضلین، ص۱۱۱)

در یکی از زیارات اهل بیت(ع) آمده است:
« … فَأَنْتُمُ الذُّرِّیهُ الْمُخْتَارَهُ وَ الْأَنْفُسُ الْمُجَرَّدَهُ وَ الْأَرْوَاحُ الْمُطَهَّرَه … » (بحارالأنوار، ج۹۷، ص۳۴۵)

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 3.7/5. From 3 votes.
Please wait...

1
دیدگاه ها

محمد

سلام
به سند حدیث “والروح جسم رقیق ألبس قالبا کثیفا” ایراد گرفتید حرف شما قبول.ولی میشه سند احادیثی که در تایید مطالبتون گفتید را هم بررسی کنید.
گر حکم شود که مست گیرند در شهر هر ان که هست گیرند
با تشکر