سرخط خبرها

هنر اسلامی یا همان علم دینی چیست ؟

پرسش:
بنده دانشجوی کارشناسی ارشد معماری هستم و همانطور که می دانید معماری جزئی از هنرهای هفتگانه است. بنده اهل مطالعه هستم و بحمدالله از اصول عقاید خود مطلع بوده و جهان بینی ام نیز الهی و توحیدی است. اما در مطالعه آرا و نظرات معماران بزرگ دنیا تناقضات فراوانی می بینم که خودشان نیز معترفند. چون که تفکراتشان برگرفته از مکاتب و ایسم هایی است که حاصل دست انسان هاست و قطعاً بعد از گذشت مدتی شکست می خورند.
بنده دغدغه هنر دینی را دارم و احساس می کنم برای این که یک هنرمند متعهد و صاحب نظری باشم باید شناخت و معرفت خود از عالم وجود را بالا ببرم. و به این نتیجه رسیده ام که اگر بخواهم جوهره هنر دینی را درک کنم باید به بایدها و نبایدهایی که در دل خلقت خداوند است پی ببرم و قوانین نهفته در باطن هستی را بشناسم. حتی بعضا پای صحبت اشخاص بزرگی مثل حضرت ایت الله جوادی آملی می نشینم و از صبحت های این عالم بزرگ استفاده می کنم.
حالا سوال بنده این است برای شناخت و معرفت حاصل کردن نسبت به این باید و نبایدها چه کتابهایی بخوانم؟ آیا این باید و نبایدها را باید از لابلای کدام یک ازکتابهای فلسفه، منطق، علوم طبیعی(ریاضی و فیزیک و…) باید بیابم؟

پاسخ:
۱ـ انس با قران و احادیث
برای کسی که می خواهد هنرش رنگ و بوی اسلام به خود بگیرد، الزامی است که با قرآن کریم و روایات انس داشته باشد. تمام آیات و روایات، در حقیقت، ترجمان اسماء الله می باشند. کما اینکه تمام عالم خلقت، تجلّیّات اسماء الله هستند. پس هنرمند باید با قرآن و حدیث مأنوس باشد تا بتواند به اسماء الله معرفت حاصل کند تا هنرش جلوه ی اسماء الله شود. اگر طبیعت را با نظر حکیمانه ملاحظه نمایید، اسماء الله در آن نمودارند. برای مثال، در بسیاری از امور، کارایی با زیبایی عجین گشته است. مثلاً وقتی پرنده ای زیبا را نظاره می کنیم، اوّل چیزی که چشم ما را می نوازد، زیبایی آن است؛ امّا هر کدام از عناصر زیبا کننده ی آن، کارکردهایی نیز برای پرنده دارند. یا در ماهیان زیبا، آن همه رنگ و طرح زیبا، فقط برای خوشایند بودن نیست؛ بلکه هر کدام آنها کارکردهایی نیز برای صاحبش دارند. یعنی زیبایی طبیعی، زیبایی صرف نیست بلکه زیبایی حکیمانه است. لذا هنر اسلامی باید هم زیبا باشد هم حکیمانه. کشیدن یک منظره از طبیعت، هنر چندان بالایی نیست؛ دوربین عکاسی هم همین هنر را دارد. امّا اگر توانستیم در ضمن یک منظره ی طبیعی، معنایی حکیمانه را هم بگنجانیم، آن موقع هنر ما رنگ خدایی پیدا می کند. پس یکی از خصایص هنر اسلامی، عجین شدن حکمت و جمال است؛ که هر دو از اسماء الله می باشند.
در هنر اسلامی، باید توحید موج بزند. شما اگر در طبیعت نظر نمایید، هر موجودی مارک وحدت خورده است؛ که نتیجه ی آن شده است نظم. نظم از آنجا ناشی می شود که کثرات در یک جهت واحد با هم هماهنگ می شوند. لذا ملاحظه می کنید که هنرمندان مسلمان همواره سعی داشته اند به این عنصر هنری توجّه خاصّ داشته باشند. مثلاً یک مسجد با اینکه اجزای فراوان دارد، امّا اگر خوب توجّه کنید، یک گنبد است با دو مناره در دو طرفش. گویی سربازی کلاه خود به سر با دو نیزه در دست ایستاده است. چرا که مسجد، محراب(محلّ جنگ) است. همچنین گویی انسانی است که دو دست خود را برای دعا بلند کرده است. یعنی عبادت عین حرب است و حرب عین عبادت. ملاحظه می کنید که یک هنرمند اسلامی اوّلاً این دو معنا را با هم متّحد می کند و با آن امر متّحد، به اجزای کثیر مسجد، یک وحدت می دهد. و این توحید گرایی و وحدت گرایی را از کجا آورده است؟ از انس با قرآن و حدیث.
ما این وحدت گرایی را داخل مساجد سبک اسلامی نیز می بینیم. در داخل این گونه مساجد، گویی تمام اجزای ساختمان به همدیگر می پیوندند و در نهایت، همگی به یک نقطه می رسند که رأس گنبد است. این وحدت گرایی در کاشی کاری و طرح فرشها نیز نمودار است. در فرش ایرانی، تمام اجزاء طرح، حول یک نقطه ی مرکزی چیده شده اند؛ گویی تمام کثرات و تمام گلها و بوته ها از همان نقطه ی واحد نشأت گرفته اند.

۲ـ آشنایی با عرفان اصیل
هنرمند اسلامی باید با عرفان اصیل اسلامی نیز آشنا باشد. البته بسیاری از هنرمندان شهیر کشورمان خودشان عارف هم بوده اند. کسانی چون مولوی و سعدی و حافظ و عطّار و سنائی و … ؛ که در قلّه ی هنر و ادب ما قرار گرفته اند، خودشان عارف هم بوده اند.
در عرفان اسلامی دو چیز است که هنرمند اسلامی باید با آن آشنا باشد. نخست جهان بینی عرفانی، که جهان بینی توحیدی است، و دوم هنر عارفان مسلمان.
جهان بینی عرفان اسلامی را باید از کتابهایشان فرا گرفت. برای این مقصود، مطالعه ی برخی آثار آیه الله جوادی آملی و برخی آثار علّامه حسن زاده آملی و برخی آثار امام خمینی(ره) و کتب دیگر لازم است. البته برای شروع، برخی کتابهای شهید مطهری اولویّت دارند مثل « کلیات علوم اسلامی (عرفان) »، « انسان کامل»، «عرفان حافظ» .
در نامه ی دیگر شما بزرگوار، منابعی تقدیم حضور داشتیم در باب هنر اسلامی که در بین آنها برخی نیز به این مقوله پرداخته اند. برای مثال، استاد بلخاری در برخی آثار خود، جهان بینی عرفان اسلامی را با زبانی شیوا بیان نموده و بر مصادیق عینی در هنر اسلامی تطبیق نموده اند.
همچنین مراجعه فرمایید به منابع زیر:

آشنایی با علوم اسلامی: کلام، فلسفه، عرفان
پدیدآورنده: رضا برنجکار
ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) – ۱۳ مرداد، ۱۳۸۷

عرفان اسلامی
پدیدآورنده: اسماعیل منصوری لاریجانی
ناشر: امیرکبیر، شرکت چاپ و نشر بین الملل – ۲۲ شهریور، ۱۳۸۸

مقدمه ای بر مبانی عرفان و تصوف
پدیدآورنده: سیدضیاء الدین سجادی
ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) – ۲۴ آبان، ۱۳۸۹

مبانی عرفان نظری
پدیدآورنده: سعید رحیمیان
ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) – ۱۸ بهمن، ۱۳۸۸

حکمت و هنر در عرفان ابن عربی
پدیدآورنده: نصرالله حکمت، منصور احمدی (ویراستار)
ناشر: فرهنگستان هنر – ۰۵ خرداد، ۱۳۸۹

عرفان نظری
پدیدآورنده: حسن معلمی
ناشر: هاجر – ۲۳ فروردین، ۱۳۸۹

امّا هنر عارفان اسلامی.
این مقوله را باید در آثار هنری خود اینان جستجو نمود. مثنوی معنوی، دیوان شمس، دیوان حافظ، آثار متعدّد عطّار و بخصوص منطق الطیر، گلشن راز و … جلوه هایی از هنر مردان الهی است؛ که از آنها می توان برداشتهای هنری داشت. برای مثال، در سبک مینیاتور به وفور از مضامین اشعار عرفان بهره برده شده است. در تئاتر و سینما نیز می توان به راحتی از این آثار برداشتهای هنری انجام داد. حتّی افراد خلّاق می توانند در معماری و هنرهای تابعه ی آن نیز این اشعار عارفانه را جاری سازند.

۳ـ آشنایی با اخلاق اسلامی.
کتب اخلاقی به وفور موجودند؛ لکن در این میان، کتب قدما ارجحیّت دارند. کتابهایی همچون معراج السعاده و اخلاق ناصری. هنرمند باید بعد از شکار سوژه های اخلاقی و دقّتهای اخلاقی آنها را در قالب هنر بیان نماید. مثلاً فرق بین کرامت نفس و تکبّر را ؛ یا فرق بین احساس حقارت و تواضع را. مردم در فهم امور اخلاقی روشن مشکلی ندارند؛ امّا در جاهایی تشخیص مردم دچار مشکل می شود؛ اینجاست که هنرمند اسلامی باید به داد مردم برسد. بر عکس هنرمند سکولار که دقیقاً از همین نقاط سوء استفاده می کند.

۴ـ آشنایی با فلسفه ی اسلامی
شناخت فلسفه ی اسلامی نیز کمک شایانی به هنرمند می کند، لکن کتاب فلسفی ساده کم پیدا می شود.

۵ـ شناخت کلام اسلامی
در این باب، بسیاری از کتابهای شهید مطهری و آیه الله مصباح یزدی را می توان توصیه نمود.

۵ـ شناخت احکام عملی
در این باب، رساله های عملیّه کفایت می کنند. لکن لازم است که هنرمند با فلسفه ی احکام و اسرار عبادات نیز آشنایی داشته باشد. کتابهایی نیز در این خصوص نوشته شده اند. مثل حکمت عبادات، آیه الله جوادی املی، اسرار عبادات، آیه الله جوادی آملی، اسرار نماز، آیه الله جوادی آملی، عرفان حجّ، آیه الله جوادی آملی و … .

غیر از این موارد، هر امر مربوط به اسلام نیز می تواند منبع هنر اسلامی باشد؛ مثل تاریخ اسلام، اماکن اسلامی و … .

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
No votes yet.
Please wait...
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x