سرخط خبرها

دین‌داران برای اثبات گزاره‌ی «قرآن، کلام خدا است»، به صدق اخلاقی پیامبر استناد می‌کنند، ایا این منطق خنده دار نیست ؟

پرسش :
عموم دین‌داران برای اثبات گزاره‌ی «قرآن، کلام خدا است»، به صدق اخلاقی پیامبر استناد می‌کنند. به تعبیر دیگر، می‌گویند پیامبر صادق گفته است که آیات قرآن کلام خدا است و در مرحله‌ی بعد آیات بسیاری را به عنوان شاهد ذکر می‌کنند. آیا این شیوه ی استدلال موجه است؟ موارد زیر نه تنها نشان می‌دهد که از صدق اخلاقی پیامبر، نمی‌توان صدق این گزاره‌ها را استنتاج کرد، بلکه نشان می‌دهد که کدام‌یک از این دو مدل رقیب (قرآن کلام خدا است، قرآن کلام پیامبر است) به نحو بهتری این داده‌ها را تبیین می‌کنند:
پاسخ :
. نویسنده گفته است:«عموم دین‌داران برای اثبات گزاره‌ی «قرآن، کلام خدا است»، به صدق اخلاقی پیامبر استناد می‌کنند. به تعبیر دیگر، می‌گویند پیامبر راستگو است، پیامبر صادق گفته است که آیات قرآن کلام خدا است و در مرحله‌ی بعد آیات بسیاری را به عنوان شاهد ذکر می‌کنند. آیا این شیوه ی استدلال موجه است؟»
جواب:
علما هیچگاه چنین راهی را برای اثبات حقّانیّت قرآن کریم طی نکرده و نمی کنند ؛ این نویسنده ناآشنا به علم کلام(علم عقائد) با کمال تأسّف دچار مغالطه ای واضح شده و منظور متکلمین مسلمان را از تعبیر « صادق مصدّق» به درستی درنیافته است.
صدق بر دو گونه است: صدق مخبری و صدق خبری ؛ صدق مخبری آن است که کسی مطابق اعتقاد و باور خود سخن بگوید و خلاف باور خویش نگوید ؛ از چنین صدقی تعبیر می شود به صدق اخلاقی . امّا لازمه چنین صدقی ، این نیست که خبر شخص ، در واقعیّت نیز درست باشد ؛ چه بسا شخص در دریافت واقعیّت دچار اشتباه یا توهّم شده باشد. چنین کسی همان چیزی را می گوید که از نظر خودش کاملاً درست است ولی ممکن است در واقع امر نادرست باشد. امّا صدق خبری کاری به گوینده ندارد بلکه ناظر به خود خبر است که آیا مطابق واقع هست یا نه؟ یعنی در صدق مخبری ، صدق ، صفت خبردهنده است نه صفت خود خبر ، امّا در صدق خبری ، صدق ، صفت خبر است ؛ امّا بالعرض به مخبر نیز اسناد داده می شود.
علمای اسلام برای اثبات حقّانیّت قرآن کریم و گفتار نبی ، هیچگاه به اثبات صدق مخبری(صدق اخلاقی) نبی اکتفا نمی کنند بلکه عصمت تمام عیار او را اثبات می کنند که هر دو گونه ی صدق را شامل است. یعنی اثبات می کنند که اوّلاً نبی در دریافت خبر از خدا که حقّ مطلق است معصوم از خطاست. ثانیاً در حفظ آن خبر ، معصوم از فراموشی است. ثالثاً در بیان آن ، معصوم از کذب و سهو و اشتباه است. بنا بر این چنین کسی هر چه به خدا اسناد دهد یقیناً از جانب خداست.
استدلال علما بر حقّانیّت قرآن کریم.
مدّعیان نبوّت (مدّعیان پیام آوری از جانب خدا ) بنا به فرض عقلی دو گونه می توانند باشند: ۱ ـ کسانی که حقیقتاً از جانب خدا منصوب به نبوّت شده اند. ۲ـ کسانی که به دروغ یا از روی توهّم ، خود را نبی و پیام آور خدا معرّفی می کنند.
بنا بر این ، بر خدا لازم است که راهی برای شناسایی نبی راستین از نبی دروغین پیش پای مردم بگذارد ؛ که آن راه ، راه معجزه است ؛ و معجزه فعلی است که جز خدا کسی قادر به انجام آن نیست. لذا معجزه امضای خداست ؛ پس اگر کسی صاحب معجزه باشد معلوم می شود که مورد تأیید خداست.
از طرف دیگر محال است خدای حکیم ، معجزه را به دست کسی بدهد که پیامی از خدا دریافت نکرده است یا اگر دریافت کرده در حفظ آن معصوم نیست ، یا احتمال دروغگویی یا سهو و اشتباه در او وجود دارد. چون اگر خدا معجزه را به دست کسی دهد که پیام آور خدا نیست در آن صورت لازم می آید که معجزه به عنوان امضای خدا بر پای دعوت انبیاء راستین ، از اعتبار ساقط شود ؛ و راه شناخت نبی راستین از غیر نبی دروغین بسته شود. و اگر خدا معجزه را به دست کسی دهد که در حفظ پیام الهی معصوم نیست در آن صورت نقض غرض لازم می آید ؛ چون خدا انبیاء را می فرستد تا پیام او را تمام و کمال به مردم برسانند. بنا بر این ، خدا به هر کس معجزه داده او را از فراموش نمودن پیام الهی نیز حفظ می کند ؛ اینکه خدا پیام خود را به کسی بسپارد که احتمال فراموش نمودن در او هست کار عبثی است ؛ و خدای حکیم کار عبث نمی کند. امّا اگر خدا معجزه را به دست شخصی بدهد که در او احتمال دروغگویی و سهو و اشتباه وجود دارد ، در آن صورت لازم می آید که خدا راضی به گمراهی مردم شود. چون در هر سه احتمال ، امکان این وجود دارد که به جای حکم خدا ، حکمی دیگر به نام حکم خدا به مردم برسد. امّا محال است که خیر مطلق ، راضی به گمراهی مردم شود.
پس هر کس مدّعی نبوّت بوده ، صاحب معجزه قطعی نیز باشد یقیناً از جانب خدا آمده ، معصوم از فراموش نمودن پیام خداست و محال است در بیان پیام الهی مرتکب کذب و سهو و اشتباه شود. و چون پیامبر اسلام ، هم مدّعی نبوّت بود ، هم صاحب معجزات فراوان ، پس معلوم می شود که او یقیناً نبی بوده و در هر سه مرحله یاد شده معصوم است. بنا بر این ، قرآن کریم ، یقیناً کلام خداست ؛ چون کسی مدّعی این امر شده که به گواه معجزاتش در سه مرحله یاد شده معصوم است.
افزون بر این راه ، کلام الهی بودن قرآن کریم از راه خود قرآن کریم نیز قابل اثبات است.
قرآن کریم از یک طرف خود ادّعا می کند که کلام خداست و از طرف دیگر خود را معجزه می نامد ؛ و محاجّه می کند که اگر در کلام خدا بودن این کتاب شک دارید کافی است یک سوره مثل آن بیاورید ؛ لکن نمی توانید مثل آن را بیاورید ؛ چون قرآن کریم کلامی مافوق کلام مخلوقات است ؛ اگر باور ندارید دست به دست هم دهید و مشابه آن را بیاورید.
خداوند متعال می فرماید:
« قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ یأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً
بگو: اگر انس و جنّ جمع شوند که همانند این قرآن را بیاورند، نخواهند توانست همانند آن را بیاورد؛ هر چند پشتیبان یکدیگر باشند.»(الإسراء :۸۸)
« أَمْ یقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏
آیا آنها مى‏گویند:او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟! بگو:اگر راست مى گویید، یک سوره همانند آن بیاورید؛ و غیر از خدا، هر کس را مى‏توانید(به یارى) طلبید!»( یونس:۳۸)
آیا استدلال از این محکمتر ، و برهان از این قاطعتر؟!!! مخالفین اسلام که سالیانه میلیاردها دلار بر ضدّ اسلام پول خرج می کنند ،چرا به جای تولید فیلمهای افسانه ای و کتابهای مزخرف و کاریکاتورهای توهین آمیز و … دانشمندان و ادیبانشان را جمع نمی کنند تا سوره ای مثل سور قرآن بیاورند. و اهل فنّ را به داوری بخوانند و در مجمعی بین المللی اعجاز قرآن را ردّ نمایند؟!!

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 1.5/5. From 2 votes.
Please wait...

دیدگاه ها