نوشته های وب گاه

چرا خدا در ایه ۲۶-۲۸ سوره جن می فرمایند که مراقبینی بر سر پیامبران قرار میدهد تا بداند پیغامهای پروردگارخود رابه خلق رسانیدند ؟

پرسش:

در سوره جن ایه۲۶الا۲۸ میفرماید اودانای غیب است وغیبش را بر هیچکس اشکارنمیسازدمگر انکسی که از رسولان برگزیده است که مراقبینی از
پیش رو وپس سراو قرار میدهدتا بداند که ان رسولان پیغامهای پروردگارخود رابه خلق رسانیدندوخدا به انچه نزد رسولان است
احاطه کامل دارد وبشماره هرجیزدر عالم به خوبی اگاه است.
سوال من اینست که مگر خداونداز همه چیزبلاواسطه اگاه نیست که مراقبین
را پس سر وجلو سر انها برای دانستن ان که رسولان پیغامهای پروردگارخود رابه خلق میرسانند یا نه قرار میدهند؟معنی جمله همین است؟یا چیزدیگری از ان فهمیده میشود.
پاسخ:
آیات چنین فرمودند: « عالِمُ الْغَیبِ فَلا یظْهِرُ عَلى‏ غَیبِهِ أَحَداً (۲۶) إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یسْلُکُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (۲۷) لِیعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَیهِمْ وَ أَحْصى‏ کُلَّ شَی‏ءٍ عَدَداً »
در مورد فاعل « لِیعْلَمَ ـ تا بداند» دو احتمال وجود دارد؛ احتمال آوّل آن است که فاعل آن خدا باشد. در این صورت، معنی همان خواهد بود که شما ذکر نموده اید. احتمال دوم این است که فاعل آن، رسول باشد؛ یعنی « تا رسول بداند که فرشتگان وحی، پیامهای خدا را به درستی به او رسانده اند.» یعنی خدا در اطراف رسول، فرشتگانی را به نگهبانی گذاشته تا وقتی به او وحی می شود، شیاطین نتوانند در ذهن و قلب او دخل و تصرّف کنند، تا به این وسیله آن رسول مطمئن شود که وحی دریافت شده، خالص است و شیاطین در آن دستبرد نزده اند. این احتمال، مؤیدی نیز در آیات قرآن دارد. خدای متعال فرمود: « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِی إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّیطانُ فی‏ أُمْنِیتِهِ فَینْسَخُ اللَّهُ ما یلْقِی الشَّیطانُ ثُمَّ یحْکِمُ اللَّهُ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ ـــــ هیچ پیامبرى را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هر گاه آرزو مى‏ کرد، شیطان القائاتى در آن مى‏کرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را از میان مى‏برد، سپس آیات خود را استحکام مى‏بخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است. » (الحج:۵۲) از این آیه معلوم می شود که شیاطین همواره سعی دارند در ذهن و قلب انبیاء نفوذ کنند و در آیاتی که انبیاء دریافت می کنند دخل و تصرّف کنند، امّا خدا مانع از این کار شیاطین می شود و القائات شیاطین را از ذهن و قلب انبیاء دور می کند. خدا چگونه شیاطین را از انبیاء دور می کند؟ با همان نگهبانانی که در پیش رو و پشت سر انبیاء قرار می دهد. اینها مانع از این می شوند که شیاطین بتوانند در انبیاء نفوذ کنند. با وجود این نگهبانها، انبیاء یقین می کنند که شیاطین در وحی دخالت نکرده اند و وحی به صورت خالص به ذهن و قلبشان رسیده است.
پس با پذیرش احتمال دوم، مشکلی که شما بزرگوار مطرح نموده اید، خود به خود حلّ می شود. البته اگر فرض را بر درستی احتمال اوّل بگذاریم باز مشکل قابل حلّ است؛ لکن توضیح راه حلّ آن، برای افرادی که فلسفه نخوانده اند، مشکل است.
اجمال پاسخ این است که خدای متعال دو گونه علم دارد؛ علم ذاتی و علم فعلی. علم ذاتی خدا، عین ذات اوست؛ لذا تغییر در آن راه ندارد؛ امّا علم فعلی او، عین خود مخلوقات است؛ یعنی مخلوقات، معلومات خدا هم هستند. لذا هر موجودی که خلق می شود، یعنی یک معلوم به معلومات علم فعلی خدا افزوده می شود؛ و هر اتّفاقی که می افتد یعنی یک معلوم به معلوم خدا علم فعلی خدا افزوده می شود. بر این اساس، هر بار که به رسول خدا(ص) وحی نازل می شود و او تحت محافظت ملائک نگهبان، وحی را ابلاغ می کند، یک معلوم به معلومات علم فعلی خدا افزوده می شود. بر همین است که خدای متعال فرمود: « لِیعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ ــ تا خدا عالم شود که انبیاء، پیامهای پروردگارشان را رساندند.»
البته توجّه شود که افزوده شدن این معلومات، به این معنی نیست که خدا قبلاً جاهل بوده است. چون هر چه در علم فعلی افزوده می شود، قبلاً در علم ذاتی خدا موجود است. چرا که علم فعلی خدا، در واقع چیزی نیست جز ظهور علم ذاتی خدا در مقام فعل.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

دو × 2 =