سرخط خبرها

قرائتهای مختلف از یک امر واحد و پلورالیسم و جریان خضر و موسی ، رابطه ای با هم دارند ؟

پرسش:

ماجرای سفر حضرت موسی و حضرت خضر(ع) و مخالفت حضرت موسی با اعمال حضرت خضر، علیرغم قولی که داده بود مبنی براینکه هر چه دید اعتراض نکند؛ را چطور می توان تفسیر کرد؟
آیا این خود یک مصداق از قرائتهای مختلف از یک امر واحد نیست؟و اینکه برداشتها، تحت تاثیر آگاهیهای فردی متفاوت نخواهند بود؟ اگر کسی دردفاع ازهرمنوتیک به این ماجرا استناد کند پاسخ چیست؟(با توجه به اینکه هر دو نفر از جمله پیامبران بودند وی در یک امر تفاهم نداشتند)-
عکس العمل حضرت موسی چگونه توجیه میشود؟ حضرت موسی به پیامبری وی اگاه بود پس آیا نباید با توجه به این که پیامبر ظلم نمیکند، همچنان اطاعت می کرد؟ مضاف برتعهدی که برای عتراض نکردن در ابتدای سفر داده بود.

پاسخ:
۱ـ کسی منکر این نیست که اطّلاعات در برداشتها تأثیر دارند. همچنین کسی منکر این نیست که دین، ظهور و بطون دارد. امّا بحث قرائتهای مختلف از دین، ربطی به مطلب ندارد. تمام کسانی که مخالف قرائتهای مختلف از دین هستند، هم قبول دارند که اطّلاعات در برداشتها تأثیر دارند، هم قبول دارند که دین، ظهور و بطون دارد. این دو مسأله را علمای اسلام از همان صدر اسلام قبول داشته اند.
نتیجه آنکه شما بزرگوار مفهوم درست فرضیه ی قرائتهای مختلف از دین را نگرفته اید و مقصود اصلی قائلان به این فرضیه را متوجّه نشده اید.
ادّعای قرائتهای مختلف این نیست که یک گزاره ی دینی می تواند ظهور و بطون داشته باشد یا اطّلاعات ما در دریافتهای ما تأثیر دارند، بلکه مدّعی است که هیچ راهی وجود ندارد که بفهمیم چه برداشتی از دین، درست می باشد. یعنی معیاری برای سنجش درست و نادرست در حیطه ی دین وجود ندارد. لذا هر برداشتی برای برای برداشت کننده، درست است و کسی نمی تواند برداشت دیگران را زیر سوال برد.

۲ـ در جریان خضر و موسی، هر دو بزرگوار حرف حقّ زده اند و کار حقّ کرده اند و رفتار و گفتار هیچکدام در تقابل با رفتار و گفتار طرف دیگر نبوده است.
شکستن کشتی مردم بدون اذن خدا، قطعاً حرام است، هم از نظر موسی(ع) هم از نظر خضر(ع). کشتن افراد به غیر قصاص و امثال آن هم حرام است از نظر هر دو بزرگوار.
پس چرا خضر(ع) این امور را مرتکب شد؟
چون در این خصوص اذن خدا را داشت. اگر خدا به موسی(ع) اذن داده بود او کارهای خضر(ع) را می کرد. اگر خدا به من هم حکم کند که فلانی را بکش! می کشم.
موسی(ع) حکم دین را بیان می کرد، امّا خضر(ع) حکم دین را اجرا نمی کرد، بلکه حکم خصوصی که به خودش می شد را انجام می داد. لذا خضر(ع) منکر سخنان موسی(ع) نبود. آیا خضر(ع) اعتقاد داشت که کشتن کودکان بر هر مؤمنی جایز است؟ آیا خضر(ع) اعتقاد داشت که سوراخ نمودن کشتی مردم، بر هر مؤمنی جایز است؟

۳ـ چرا موسی(ع) اعتراض می کرد؟
چون خضر(ع) در ظاهر، کار خلاف شرع می کرد. لذا حضرت موسی(ع) او را نهی از منکر می کرد. و اگر چنین نمی کرد، از نبوّت عزل می شد. چون ترک واجب الهی مخالف عصمت است.
پس چرا دوباره طلب عذر می کرد؟
چون بعد از اعتراض به ظاهر فعل خضر(ع) توجّه می نمود به مأمور الهی بودن؛ و از این بابت، او را تبرئه می نمود از ارتکاب معاصی.
لذا مقام موسی(ع) برتر از خضر است. چون او ظاهر و باطن را جمع می کرد ولی خضر(ع) فقط حکم باطن را اجرا می کرد.

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها