سرخط خبرها

به تعبیر دقیق فلسفی، جسم مادی چیست؟ چه ارتباطی با زمان دارد ؟

پرسش:
به تعبیر دقیق فلسفی، جسم مادی چیست؟ آیا اینکه در نظریه فیزیکی با افزایش سرعت یا جابجایی جسم مادی در فضا، زمان در جسم مادی تغییر میکند، صحت دارد؟ این آزمایش با ساعتهای دقیق انجام شده، هرچند مقدار تغیر زمان اندک است ولی به هر حال قابل تغییر است. با این نظریه به نظر میرسد که اگر آدمی توانایی حرکت در سرعتهای بالا را داشت یا بدست می آورد میتوانست یا میتواند در زمان جابجا شود؟

پاسخ:
۱ـ بیان دقیق جسم فلسفی در سطوح بالای فلسفه میسور است. اجمال مطلب انکه جسم فلسفی حقیقتی است واحد و غیر محسوس( معقول) که بی کران در بی کران در بی کران است؛ یعنی نه طول معین دارد، نه عرض معین، نه عمق معین. این حقیقت واحد و نامحسوس بی کران، اگر چه بالفعل امتداد معین ندارد، لکن قابلیت ان را دارد که برایش ابعاد سه گانه را لحاظ کنیم؛ که با لحاظ این ابعاد، جسمهای مقید اعتبار می شوند. و از انجا که جسم مادّی مرکّب است ـ به ترکیب اتّحادی ـ از صورت جسمیه و مادّه، لذا قابلیت آن را دارد که بعد چهارمی به نام زمان را هم قبول نماید. چرا که جسم مادّی به واسطه ی مادّه اش حرکت دارد؛ و زمان، مقدار حرکت است. پس جسم مادّی، به لحاظ ذاتش، بی کران در بی کران در بی کران در بی کران است؛ امّا می توان برای ان امتدادهای چهارگانه معین (طول معین ، عرض معین ، عمق معین و زمان معین) را اعتبار نمود تا اجسام مادّی معین حاصل گردد.
۲ـ امّا انچه در باب نسبیت زمان به تبع تغییر سرعت فرموده اید همان نسبیت خاصّ اینشتین است؛ که را زمان مثل فلاسفه اسلامی مقدار حرکت دانسته، آنگاه با مطلق انگاشتن سرعت نور، آن را معیار سایر حرکتها قرار داده زمان سایر امور را نسبت به زمان صفر نور می سنجد. لذا از این راه زمان شیء متحرّک را به صورت تابعی از زمان ناظر و سرعت متحرّک و سرعت نور تعریف می کند. فرمول چنین است:
زمان شی متحرّک (مثلاً زمان سفینه فضایی) = زمان ناظر (مثل زمان اهل زمین) ضرب در رادیکال ( ۱ ـ مربع سرعت متحرک تقسیم بر مربع سرعت نور)
مثلاً اگر سفینه با نصف سرعت نور حرکت کند، و به زمان ما، از حرکت سفینه ۱۰ ساعت گذشته باشد، از نظر فضانوردان داخل سفینه، حدوداً هشت و نیم ساعت می گذرد.
اگر سفینه با سرعت نور حرکت کند، زمان برای ان صفر می شود. البته توجّه شود که برای رساندن سرعت سفینه به سرعت نور، انرژی بسیار زیادی لازم است؛ و سفینه در این حالت خودش هم تبدیل به انرژی خواهد شد. برای رسیدن به سرعت مافوق سرعت نور نیز بی نهایت مقدار انرژی لازم است؛ که معنی آن محال بودن چنین سرعتی است.
این نظریه از طریق آزمایشات تجربی تأیید شده، امّا چنین تأییدی منطقاً دلیل بر درستی یک نظریه نمی شود. حتّی سازگاری این نظریه با فلسفه ی صدرایی نیز نمی تواند منطقاً دلیلی بر درستی آن باشد. برای اثبات منطقی باید برهان اقامه شود نه شواهد عینی متعدّد. بلی اگر تجربه مبتنی بر استقراء تامّ باشد معادل برهان خواهد بود.
مطلب دیگر آنکه: در نسبیت خاصّ تنها از زمان عرضی سخن گفته شده، در حالی که فلسفه از پنج قسم زمان بحث می کند که یک قسم آن مربوط به جوهر و چهار قسم آن مربوط به اعراض است.

۳ـ سفر در زمان
گفته شد که طبق نظریّه نسبیّت خاصّ آلبرت اینشتین ، زمان امری نسبی بوده و نسبت به ناظرهای مختلف و بسته به سرعت آنها متفاوت است. طبق این نظریّه ، زمان برای ناظر متحرّک(t) مساوی است با زمان برای ناظر ثابت ( T ) ضرب در رادیکال (یک منهای حاصل تقسیم مربع سرعت متحرک ( V ) به توان۲ بر مربع سرعت نور(c) به توان ۲ ) ـــ لطفاً فرمول را خودتان از چپ به راست به زبان ریاضی تنظیم فرمایید ، از آنجایی که سیستم نهاد ، توان ارسال فرمولهای ریاضی را نداشت لذا فرمول به این صورت نوشته شد. ـــ در فرمول فوق ، t زمان متحرّک ، T زمان ناظر ثابت ،v سرعت متحرّک و c سرعت نور است. طبق این فرمول ، اگر یکی از دو نوزاد دوقلو از روز اوّل تولد با سرعتی معادل سه پنجم سرعت نور سیر کند و در جشن هشتاد سالگی خود به زمین باز گردد مشاهده خواهد کرد که برادر دوقلویش جشن صد سالگی خود را گرفته است. از این پدیده در علم فیزیک به اتّساع و انقباض زمان تعبیر می شود. ؛ چرا که زمان برای ناظر زمینی گویی منبسط شده و برای ناظر متحرّک منقبض گشته است
وقتی گفته می شود با افزایش سرعت می توان در زمان سفر نمود مقصود همین است؛ یعنی از دید قلوی مسافر ، برادر زمینی او بیست سال به آینده رفته است و از دید قلوی زمینی ، برادر فضانورد او بیست سال به گذشته رفته است. در واقع زمان هر دوی این دوقلوها رو به جلو بوده است ، لکن گذر زمان برای یکی کندتر از دیگری بوده است یا بالعکس گذر زمان برای یکی سریعتر از دیگری بوده است. امّا اگر موجودی بخواهد واقعاً زمان خود را وارونه کند ، به گونه ای که حوادث رخ داده را وارونه مشاهده کند ( مثل فیلمی که به عقب برگردانده می شود ) لازم است که آن موجود ، سرعتی فراتر از سرعت نور داشته باشد.
یعنی در فرمول فوق ، V بزرگتر از C باشد. و لازمه ی این امر آن است که حجم و جرم شخص ، زیر صفر(منفی) باشد که بی معنی است. همچنین برای رسیدن به این سرعت نیاز به بی نهایت مقدار انرژی دارد که آن هم محال است. لذا سفر در زمان به این معنی از نظر علم فیزیک و بر اساس قواعد شناخته شده ی موجود ، غیر ممکن است. البته شاید از راههای متافیزیکی ممکن باشد ؛ الله اعلم.
البته نسبیّت عامّ با طرح فضای چهار بعدی راههایی برای مسافرتهای سریع در فضا به دست می دهد مثل مسافرت از طریق سیاهچالها ؛ لکن این راهها تنها در داستانهای علمی تخیّلی عملی هستند نه در عالم واقع. امّا هنوز این آرزوی دیرینه ی بشری از دیدگاه علم فیزیک به یأس مبدّل نشده است. چرا که از نظر فیزیکدانان ، نسبیّت خاصّ و عامّ کاملترین نظریّه های فیزیکی نیستند و در آینده یقیناً نظریّه ی دیگری جایگزین آن خواهد شد. فیزیکدانها حتّی نام آن نظریّه ی احتمالی را نیز از هم اکنون معیّن کرده آن را نظریّه ی وحدت می نامند. چرا که این نظریّه، نسبیّت و کوانتوم را باهم ادغام خواهد نمود.

برای مطالعه بیشتر می توانید به منابع زیر مراجعه فرمایید.
تاریخچه زمان ، استیون هاوکینگ ، ترجمه محمد رضا محجوب
جهان در پوست گردو ، استیون هاوکینگ ، ترجمه محمد رضا محجوب
عالم اینشتین ، …
نظریّه نسبیّت خاصّ ،نویسندگان: سکسل ، راب ، استریروویتس ، ترجمه: هوشنگ گرمان

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...
Voting is currently disabled, data maintenance in progress.
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x