سرخط خبرها

وضع و حال اهل جهنم چگونه است ؟ عذاب و لذت جهنمی ها چطور است ؟

پرسش:
وجود حقیقتی است واحد ، که در ذات خود دارای مراتب است. و هر مرتبه نیز حدّی دارد. که از آن حدّ ، ماهیات مخلوقات انتزاع می شوند . هر رتبه از وجود همان آثاری را از خود بروز می دهد که لازمه ی ذات اوست . یعنی در آخرت هر کس با خودش سنجیده می شود ؟ اینکه سقف وجودی اش چیست و آن شخص کجاست ؟ یعنی ما با دیگران مقایسه نمی شویم چون آنها ظرفیت وجودی شان با ما متفاوت است ؟ پس چرا می گویند معیار ما در قیامت پیامبر اکرم است ؟ ما در قیامت با پیامبر سنجیده می شویم ؟! با اهل بیت سنجیده می شویم ؟! بخاطر رتبه وجودی است که بهشت چندین درجات دارد ؟ یعنی آنهایی که درجه شان پایین است دلشان نمی خواهد در بالاترین درجات باشند؟ یا به کسانی که در درجه های بالا هستند غبطه نمی خورند ؟ چقدر خدا ، خداست ، هر کس به اندازه خودش لذت می برد ؛حتی در جهنم هم لذت می برند یعنی آخر سر هر کسی به لذتی ابدی می رسد ؟ جهنمی ها هم به آرامشی در خور خودشان می رسند ؟ مثل دنیا نیست که حسرت بخوریم ، کاش این جور بود ! کاش … آیا درجهنم نشاط و خنده و این صفات خوب هست ؟ یا در آنجا فقط صفات ناشایست هست ؟ آخر باور کردنی نیست چطور می شود از درد و شکنجه رضایت داشت؟! اینجور که فهمیدم با توضیحات شما جهنمی ها راضی اند از وضعشان ! یعنی راحتی آنها سختی از نظر بهشتی هاست ؟ شما گفتید که وقتی پیامبر داشت از کنار جهنم رد میشد جهنم به احترام رسول اکرم آتشش سرد شد ولی جهنمی ها گفتند که بر عذاب ما بیفزایید ما این راحتی را نمی خواهیم ، یعنی آنها پشیمان نیستند ؟ عادت می شود برایشان یا حدشان این است؟

پاسخ:
۱ـ در آخرت، وضع موجود هر کسی را با وضع مطلوب او می سنجند؛ یعنی «آنچه هست» را با «آنچه باید می بود» می سنجند. مثلاً شخصی سقف وجودی مطلوبش در رتبه ی صدم بوده ولی با رتبه ی دهم وجود به آخرت وارد شده است؛ پس نود رتبه عقب ماندگی وجودی دارد؛ به عبارت دیگر، هر کسی دو نامه ی اعمال دارد؛ یکی آنکه با خودش از دنیا آورده است؛ و یکی آنکه در لوح محفوظ موجود بوده؛ از قیاس این دو معلوم می شود که شخص حدّ نصاب کمالش را کسب نموده یا نه؟

۲ـ در آخرت هیچ کس را با هیچ کس مقایسه نمی کنند. تکلیف هر کسی نیز به اندازه ی ظرفیت وجودی خود همان شخص است.

۳ـ سقف وجودی تمام انسانها را انسان کامل دارد. روشن است که رتبه ی هزارم وجود، رتبه های یک تا هزار را یکجا دارد. فرض کنید رتبه ی مطلوب شخص، صد بوده ولی او تا پنجاه بالا آمده است. حال چگونه او رتبه ی صدم خود را ببیند و وضعیت فعلی خود را با آن مقایسه کند؟ رتبه ی صدم او که تحقّق ندارد. عرض می شود: اتّفاقاً ریته ی صدم او نیز تحقّق دارد، امّا در نه خودش، بلکه در وجود انسان کامل. لذا همه آن وضعیت مطلوب خود را در انسان کامل می بینند و وضعیت موجود خودشان را با آن مقایسه می کنند. از این جهت است که انسان کامل را «میزان» می گویند.

۴ـ درجات بهشت، به تعداد درجات انسانهاست. کما اینکه قرآن هم به تعداد انسانها باطن دارد؛ که اگر کسی دنبال حقیقت باشد می تواند به آن باطنی از قرآن برسد که اختصاص به او دارد. البته هر که بالاتر است، او هم مراتب پایینتر قرآن را دارا می شود هم مراتب پایینتر بهشت را.

۵ـ درجات پایین وجود، ادراکی از مراتب عادی وجود ندارند؛ لذا آرزوی آن را هم ندارند. مثلاً اوج ادراک ما از حقیقت وجودی علی(ع) در حقیقت همان اوج رتبه ی خودمان است که باید به آن برسیم. امّا چرا همه اوج رتبه ی خودشان را در انسان کامل می بینند؟ چون او تمام رتبه ها را بالفعل دارد.

۶ـ غبطه خوردن در بهشت وجود دارد، امّا حسد راه ندارد. غبطه آن است که بدانی دیگری از تو بالاتر است ولی ندانی که چگونه. در این حالت است که انسان از دیدن آن شخص دچار غبطه می شود؛ که لذّتبخش است. مثلاً ما آیه الله بهجت را می دیدیم و از دیدارش لذّت می بردیم؛ چون می دانستیم که از ما بالاتر است، امّا نمی دانستیم در مراتب بالای او چه خبر است.

۷ـ لذّت اهل جهنّم عین عذاب آنهاست؛ همان گونه که افراد مبتلا به مازوخسیم از زجر دادن خودشان لذّت می برند. بدترین عذاب آن است که از آن لذّت ببری. چون در این حالت شخص در نابودی خود می کوشد. آرامش جهنّمی هم در عدم آسایش آنهاست؛ در قیاس ناچیزش مثل کسی هستند که بدنش مبتلا به بیماری خارش مزمن شده است. اگر بدنش را بخاراند از یک سو آرامش می یابد و از سوی دیگر، پوستش کنده می شود و دچار سوزش می شود؛ و اگر خود را نخاراند، از شدّت خارش زجر می کشد.

۸ـ در بهشت، حسرتی نیست؛ چون هر چه طلب شود فراهم است؛ امّا جهنّم سراسرش حسرت است.

۹ـ در جهنّم از خوشی و خوبی خبری نیست؛ امّا خنده هست. همدیگر را تمسخر می کنند و می خندند؛ امّا نه آنکه می خندد خوشحال می شود نه آنکه تماشاگر خنده است. چون این خنده خود شعله ای از جهنّم می شود که جان هر سه را می سوزاند. آن گونه در دنیا، چنین خنده ای سوزاننده بود. اساساً آخرت نمود دنیاست.

۱۰ـ جهنّمی ها از وضع خود راضی اند؛ و رضایت آنها عین عدم رضایت آنهاست. آیا فرد حسود و کینه ای را ندیده ای که از حسد و کینه ی خویش در رنج است، چنان که گویی قلبش پر از آتش شده، امّا به همین رنجی که می کشد راضی است و دست از حقد و حسد برنمی دارد؟! شگفتا! از صفت زشت خود رنج می برد امّا حاضر نیست خود را از این رنج خلاص کند. همین حالت را در جهنّم نیز خواهد داشت، امّا بسیار شدیدتر.

۱۱ـ پشیمان می شوند از غلطی کرده اند؛ امّا هزار بار دیگر هم پیامبر(ص) از کنار جهنّم بگذرد، باز همان غلط را می کنند. این ظهور اخروی باطن لجوجشان است. آدم لجوج را ندیده اید؟! چیزی گفته، از درون پشیمان است؛ امّا در ظاهر باز هم روی خود حرف خود ایستاده است.
هر چه اینجاییم، آنجا هم همان خواهیم بود.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 3.5/5. From 2 votes.
Please wait...

دیدگاه ها