سرخط خبرها

نوزادان و کودکانی که زود مرده اند، آیا حق اعتراض دارند؟

پرسش:
چرا بعضی از نوزادان از دنیا می روند و با توجه به اینکه برخی زود می میرند و برخی دیر پس ملاک پاداش و عقاب چیست؟

پاسخ:
فرموده اید: « چرا بعضی از نوزادان از دنیا می روند … »
به همان علّت که کودکان و خردسالان و نوجوانان و جوانان و میانسالان و پیران از دنیا می روند.
برای هر کسی دو اجل است؛ اجلی حتمی که حتّی یک ثانیه هم بیش از نمی توان زندگی نمود؛ و اجلی معلّق که بستگی به عوامل خارجی دارد. اجل حتمی، علّت خاصّی ندارد؛ بلکه وقتی تمام بالقوّه های شخص، به فعلیت رسیدند، و حرکت جوهری او به آخر رسید، خود به خود از مادّه ی خویش جدا خواهد شد. امّا در اجل معلّق، رحلت انسان به عالم برزخ، در حالی رخ می دهد که هنوز، بالقوّه هایی برای شخص باقی است؛ لکن عواملی بیرونی مثل بیماری یا تصادف یا دخالت افراد دیگر و … باعث می شوند که حرکت جوهری فرد، متوقّف شود.
آنجا که نوزادی با اجل حتمی از دنیا می رود، بدین معناست که اصلاً او بیش از آن عمر نداشته؛ و محال بوده بیش از آن عمر کند. یعنی توان آن موجود، فقط همان اندازه بوده، و بیش از آن، امکان عمر کردن نداشته است.
حال اگر فرض کنیم که او حقّ اعتراض داشته باشد، پس آن هم که هشتاد سال زندگی کرده اعتراض می کند که چرا صد سال عمر نکرده؟ و آنکه صد سال عمر نموده اعتراض می کند که چرا دویست سال عمر نکرده؟ و آنکه دویست سال عمر نموده، اعتراض می کند که چرا مثل نوح(ع) حدود دو هزار سال عمر نکرده است؟ و خود نوح(ع) هم اعتراض می کند که چرا ده هزار سال عمر نکرده است ؟ و … . پس اگر بنا شود که کسی در مورد اجل حتمی خودش، حقّ اعتراض داشته باشد، همه اعتراض دارند. امّا مطلب اینجاست، که کسی منطقاً حقّ اعتراض ندارد. چون کسی از خدا عمر طلب ندارد، تا اعتراض کند که چرا طلب مرا ندادی؟!
اگر شما حقّی بر کسی داشته باشید و آن کس، حقّ شما را اداء ننماید ، ظالم شمرده می شود. حال چگونه فرض می کنید که کسی بر خدا حقّی دارد؟! مخلوقات اصل وجودشان را از خدا دارند، کجا رسد مقدار عمرشان را. اگر خدا بدهد احسان نموده و اگر ندهد بدهکار کسی نمی شود. اگر بنده ـ که بدهکار شما و بدهکار برادر شما نیستم ـ یک میلیون تومان به شما بدهم و دو میلیون تومان هم به برادر شما بدهم ، آیا شما حقّ اعتراض دارید؟!! یا اگر از آن یک میلیون که به شما داده ام ، نصفش را بگیرم، آیا شما حقّ دارید اعتراض نمایید؟! روشن است که در هیچکدام از این حالات ، حقّ اعتراض نخواهید داشت ؛ بلکه برعکس باید تشکّر هم بکنید. امّا عجیب این است که شما در هر دو حالت ناراحت خواهید شد ؛ بخصوص در حالت دوم. بلی اگر فقط به شما صد هزار تومان می دادم خوشحال می شدید ؛ ولی وقتی به برادرتان دو میلیون بدهم و به شما یک میلیون ، دلخور می شوید و احساس می کنید که خلاف عدالتی رخ داده است.
حاصل کلام اینکه اساساً کسی بر خدا حقّی ندارد تا خدا به سبب ندادن آن حقّ ، ظالم شمرده شود. پس آنکه یک سال عمر دارد ، باید آن را احسان خدا بداند و اگر دو سال دارد باز باید آن را احسان خدا بشمرد ؛ آن کسی هم که هشتاد سال عمر دارد باز به احسان خدا دارد. به هر حال، خدا صاحب هر چیزی است و مملوک محض نمی تواند از مالک محض، بازخواست نماید؛ و بر او خرده بگیرد. مالک محض ، هر چه بخواهد با ملک خود می کند و کسی را بر او حقّی نیست تا بتواند مطالبه نماید. لذا فرمود: « لا یسْئَلُ عَمَّا یفْعَلُ وَ هُمْ یسْئَلُون‏ ـــ او از آنچه می کند ، مورد سوال و بازخواست واقع نمی شود؛ در حالی که آنها مورد سوال واقع می شوند » (الأنبیاء:۲۳) ؛ آری اگر غیر این بود ، او خدا نبود. این لازمه ی خدایی است که هر چه اراده نمود انجام دهد و کسی جلودارش نباشد؛ چون اساساً غیر او موجود مستقلّی نیست که جلودارش باشد. بر همین اساس فرمود:« إِنَّ رَبَّکَ فَعَّالٌ لِما یرید ـــ همانا پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مى‏دهد »(هود:۱۰۷)
آنها که برای خدا خطّ و مرز و قاعده و قانون تعیین می کنند که خدا باید چنین کند و چنان نکند، در حقیقت خدایی او را انکار نموده و خدا را چون مخلوقی فرض نموده اند، که محدود بر قواعد و خطّ و مرزهایی است. بلی افعال خدا دارای قواعدی است که از آنها تعبیر به سنن الهی می شود ؛ لکن او طبق قواعد، عمل نمی کند، بلکه این سنن و قواعد هستند که از فعل او انتزاع می گردند.
پس در اجل حتمی، خدا هر مقدار عمر به انسانها داده، از باب احسان است؛ و احسان، فوق عدالت است. او اگر آن نوزاد را اصلاً خلق نمی کرد، باز هم کسی نمی توانست بر خدا خرده بگیرد. اگر او همان نوزاد را در زمان نطفه بودن از بین می برد، باز هم کسی نمی توانست بر او خرده بگیرد. اگر خدا نمی گذاشت که موادّ غذایی به آن نطفه تبدیل شوند، باز کسی را حقّ اعتراض نبود. چون اعتراض جایی معنا دارد که اعتراض کننده حقّی بر گردن فرد مورد اعتراض داشته باشد. در حالی که خداوند متعال، مالک هر چیزی است؛ و کسی را بر او حقّی نیست. او اگر بدهد، احسان کرده، و اگر ندهد، ظلمی نکرده است. کم بدهد، کم احسان کرده و اگر زیاد بدهد، زیاد احسان نموده است. احسان، چه کم و چه زیادش، شکر دارد.
امّا اگر کسی با اجل معلّق از دنیا برود، باید دید عاملی که اجل او را جلو انداخته چه بوده است؟
اگر عمل اختیاری خود شخص، باعث مرگ زود رس شخص شده، مقصّر، خود اوست؛ امّا اگر دیگری باعث مرگ زود رس او شده، باید دید آیا آن دیگری دانسته و عمدی چنین نموده یا نه؟ اگر دانسته و عمدی سبب مرگ دیگری شده، روز قیامت، مدیون آن فرد خواهد بود. امّا اگر دانسته و عمدی نبوده، آن فرد زود مرده، در آخرت، عوض دریافت می کند. امّا اگر ساختار نظام جهان باعث شده که شخص، زود تر از موعد از دنیا برود، باز عوض اخروی خواهد داشت.
توضیح مطلب:
الف: اگر مرگ زود رس کسی ناشی از عملکرد اختیاری خودش بوده، مثلاً رانندگی غلط کرده و تصادف نموده یا مست بوده و تصادف کرده، یا خورد و خوراکش طبق دستورات خدا و معصوم نبوده و در اثر بد خوری عمرش کاهش یافته یا گناهی مثل ظلم به ضعفا یا ترک صله ی رحم یا عاقّ والدین مرتکب شده، که موجب کاهش عمر می شوند، و امثال اینها، در این صورت، مقصّر کاهش یافتن عمر شخص، خود اوست. روشن است که این فرض در مورد نوزادان، قابل لحاظ نیست.
ب: اگر عوامل طبیعی موجب مرگ زود رس شخص شده اند؛ و عملکرد خود شخص در فعّال شدن آن عوامل طبیعی مؤثّر نبوده است، در این حالت، خداوند متعال، شخص را در عالم آخرت، راضی می کند؛ یعنی از فضل خویش، آن اندازه به او عوض می دهد تا راضی شود. چرا که خداوند متعال هم جبّار(جبران کننده) است، هم صاحب فضل و احسان می باشد. مثلاً اگر نوزادی ـ که اجل حتمی او در هشتاد سالگی بوده ـ در اثر زلزله ای از دنیا رفت، خداوند متعال با علم نافذ خود، به آن نوزاد می فهماند که اگر می ماند با اختیار خویش چه می کرد؛ آنگاه از فضل خویش، او را راضی می کند.
البته اگر مثلاً آن زلزله، ناشی از گناه عدّه ای بوده، آن عدّه نیز مدیون چنین نوزادی خواهند بود. لذا خداوند متعال، قبل از آنکه از فضل خودش او را راضی کند، از ثوابهای آن افراد خطاکار برداشته و به این نوزاد می دهد. اگر کفایت کرد که هیچ؛ و الّا کمبود آن را از فضل خودش جبران می کند.
دقّت شود که در وقتی خدا با اسم الجبّار، یا اسم المحسن یا اسم ذوالفضل، وارد عمل می شود، بحث پاداش عمل در کار نیست؛ بلکه فراتر از عدالت و پاداش عمل، رفتار می کند. البته اینها فقط برای چنین موردی نیستند؛ بلکه خداوند متعال بعد از آنکه به حساب و کتاب افراد می رسد، باز فضل و احسانش خود نمایی می کنند. مثلاً به اهل بهشت، چندین برابر استحقاقشان پاداش می دهد؛ و اعمال نیکشان را حدّ اقلّ، ده برابر حساب می کند. و در مورد تعداد زیادی از اهل جهنّم، از راه عفوّ و شفاعت وارد می شود. در نتیجه یا آنها را از جهنّم می رهاند یا به آنها تخفیف عذاب می دهد.
ج: اگر عوامل انسانی موجب مرگ زود رس شخصی شده اند، و آن عامل انسانی، هم عالماً و عامداً چنین نکرده، باز در حکم مرگ زود رس با عوامل طبیعی است. لذا خداوند متعال، با اسم الجبّار، یا اسم المحسن یا اسم ذوالفضل، وارد عمل می شود، و خسارت شخص را جبران می کند.
د: امّا اگر عوامل انسانی موجب مرگ زود رس شخصی شده اند، و آن عامل انسانی، هم عالماً و عامداً چنین کرده، در این حالت، خود آن عامل انسانی، مقصّر است، و باید تاوان بدهد. مثلاً اگر کسی دیگری را کشته است، یا قوانین راهنمایی و رانندگی را مراعات نکرده و موجب مرگ کسی شده است، و …، در این حالات، آنکه موجب کاهش عمر کسی شده، بخشی از گناهان فرد کشته شده را بر دوش می گیرد، یا اگر گناهی نداشت، یا کم داشت، از ثوابهای خودش به فرد کشته شده می دهد، تا عدالت برقرار گردد. و اگر از این دو راه، فرد کشته شده به حقّ خود نرسید، خداوند متعال با اسم الجبّار، یا اسم المحسن یا اسم ذوالفضل، وارد عمل می شود، و خسارت شخص را جبران می کند.
امّا در خصوص نوزادان و جنینها، مثلاً مادرش سقط جنین نموده، یا پزشکی داروی سقط داده یا پرستاری در هنگام تولّد نوزاد، سهل انگاری نموده یا به هر شکلی، افرادی در مرگ نوزاد، مقصّرند، خود آن افراد، باید تاوان دهند. و از آنجا که نوزاد یا جنین، گناهی ندارد، لذا ثوابهای آنها را دریافت می کند. اگر ثوابهای آنها نتوانست جبران خسارت او را بکند، آنگاه خداوند متعال، با اسم الجبّار، یا اسم المحسن یا اسم ذوالفضل، وارد عمل می شود، و خسارت شخص را جبران می کند.

سخن آخر:
آنچه گفتیم در واقع صورت ساده ای از نظام قضاوت الهی بود؛ لذا باید دانست، که واقع امر، بسیار بسیار بسیار بسیار پیچیده تر از اینهاست. خدای علیم و خبیر، از میلیاردها عاملی که بر هر پدیده ای تأثیر دارند، آگاه است؛ و در حساب رسی خود، تمام آن عوامل را دقیقاً محاسبه می کند.
خدای تعالی از زبان لقمان(ع) چنین نقل فرموده است که: « یا بُنَی إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی‏ صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیر ــــــ پسرم! اگر (عملت) به اندازه سنگینى دانه خردلی باشد، و در صخره یا در آسمانها یا در زمین قرار گیرد، خداوند آن را مى‏آورد؛ همانا خداوند دقیق و با خبر است.» (لقمان:۱۶)

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 2 votes.
Please wait...

دیدگاه ها