سرخط خبرها

اگر اسلام قصد مبارزه تدریجی با برده داری را داشته است چرا نتوانست به این هدف برسد و برده داری به دست اسلام ستیزان برداشته شد؟

پرسش:

آیا قرار بود مبارزه تدریجی اسلام با برده داری چند هزار سال طول بکشد؟ اگر اسلام واقعا قصد مبارزه تدریجی با برده داری را داشته است چرا نتوانست به این هدف نائل بشود و برده داری در نهایت به دست اسلام ستیزان و کفار الغا نمی شد؟
پاسخ:
پاسخ اجمالی:
۱ـ در اسلام دو گونه برداری مطرح است ؛ برده داری منطقی و برده داری غیر منطقی. اسلام در همان دهه های نخست ، برداری غیر منطقی و ظالمانه را برانداخت ؛ امّا برده داری منطقی و عادلانه را نه تنها ردّ نکرده بلکه تأیید می کند ؛ که شرح آن در بیان تفصیلی خواهد آمد. پس قبل از ورود در بحث باید پندارهای ابتدایی و رسانه ای و تبلیغی را باید کنار گذاشت و عجولانه و چشم و گوش بسته قضاوت نکرد ؛ و این مساله را عمقی نگاه نمود.
۲ـ بر خلاف ادّعای حضرت عالی اوّلاً برده داری تا همین قرن نوزدهم در غرب رواج داشت و اکنون نیز در بسیاری از خانه های اعیانی غرب ، بردگان مخفی وجود دارند ؛ که عمدتاً از آفریقا و آسیا دزدیده شده و به کشورهای غربی قاچاق می شوند ؛ که چندین بار نیز خبر آن در رسانه های دنیا پخش شده. ثانیاً غرب نه تنها برده داری را الغا نکرده بلکه هنوز هم منادی برده داری است ؛ لکن شکل برداری را عوض نموده و صورتی مدرن به آن داده است. به اشکالی از این برده داری مدرن اشاره می کنیم.
الف ـ اکثر کشورها سالها مستعمره همین غربی ها بودند ؛ و آیا مستعمرگی چیزی غیر از بردگی است؟
ب ـ اکنون نیز بسیاری از کشورهای به ظاهر آزاد ، حقّ ندارند بدون اجازه غربی ها آب بخورند.
ج ـ اکثر رسانه ها جمعی دنیا دست سرمایه داران غربی می باشند ، و مردم دنیا برده های حلقه های به گوش رسانه هستند که بخواهند یا نخواهند باید دسترنج خودشان را در جیب همین صاحبان رسانه ها بریزند. اینها هستند که به مردم دنیا دیکته می کنند چه بخرند و چه نخرند. اینها هستند که نیازها را تلقین می کنند و کالای خود را به مردم دنیا می فروشند. لذا اکثر مردم دنیا برده اند ، امّا بردگانی که خودشان هم از بردگی خود خبر ندارند.
د ـ همین الآن برخی کشورهای تحت اشغال آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آلمان و … نه تنها برده ی آنها که موشهای آزمایشگاهی آنها می باشند ، که اسلحه های اتمی و بیولوِژیک و شیمیایی خودشان را روی آنها آزمایش می کنند.
هـ ـ چه معنی دارد که این غربی ها سازمان ملل تشکیل داده اند و به چند کشور چپاولگر دنیا حقّ وتو دارند؟ آیا این غیر از برده داری مدرن است؟ اگر کلّ مردم دنیا یک نظر دهند و آمریکا نظر مخالف آنها را بدهد ، به خاطر حقّ وتویی که دارد ، نظر اوست که به اجرا در خواهد آمد. و این یعنی که آمریکا مردم دنیا را برده و بلکه حیوان سواری خود می داند.
حال تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل. پس عزیز ما گول این حرفهای به ظاهر آزاداندیشانه ی غربی ها را نخورند ، بلکه در عمق کارهای آنها تفکّر نمایند تا ببینند که برده داری اساساً خوی حکومتهای غربی است. اینها همه جای دنیا می کشند و چپاول می کنند و از تحریم می کنند و … و به هیچ کس هم جوابگو نیستند.
خود را باور کنیم تا برده نباشیم .
پاسخ تفصیلی:
عبد و اَمه (غلام و کنیز ) ، در زمان قبل از اسلام ، انواع و اقسامی داشت. برخی از آنها کسانی بودند که توسّط برده فروشها از کشورهای مختلف دزدیده شده و به فروش می رسیدند ؛ برخی دیگر نیز کودکانی بودند که بابت بدهی والدینشان به بردگی برده می شدند یا در قمار توسّط والدینشان باخته می شدند ؛ برخی نیز اسیران جنگی بودند.
اسلام با تحریم قمار و حرام نمودن خرید و فروش اموال دزدی و وضع قوانین خاصّ در مورد بدهکاران ورشکسته (مُعسِر) تمام این اقسام برده گیری را به صورت دفعی برانداخت و تنها برده گیری اسیران کافر را در شرائطی خاصّ جایز دانست. پس به این طریق ، اسلام راه برده گیری را تا حدّ زیادی مسدود ساخت و تنها یک راه برای آن باقی گذاشت که بستن آن در آن زمان ممکن نبود. چون طبیعی است که در هر جنگی کسانی از دشمن به اسارت گرفته می شوند. حال سوال این است که با این اسیران جنگی کافر چه باید کرد؟
چند راه می توان برای آن فرض نمود ؛ نخست اینکه کشته شوند ؛ اسلام این راه را مردود اعلام نمود. دوم اینکه با اسرای مسلمان که در دست کفّار هستند معاوضه گردند ؛ اسلام این راه را به عنوان اوّلین اقدام پذیرفت ؛ امّا هنوز یک مساله باقی است. اگر اسیری مسلمان در دست دشمن نداشتیم تا با اسرای کافر معاوضه نماییم ، آنگاه با اسرای کافر چه کنیم؟ گزینه ی اوّل این است که آنها را آزاد نماییم ؛ امّا اگر بنا بود آنها را آزاد کنیم پس برای چه اسیرشان نمودیم؟! اگر اسلام حکم می کرد که اسیر نگیرید یا بعد از گرفتن آنها را آزاد نمایید ، در آن صورت دشمنان اسلام خیلی خوش به حالشان می شد. چون بدون ترس از اسیر شدن وارد میدان جنگ می شدند و این یقیناً به ضرر مسلمین بود. لذا این روش منطقاً درست نیست. گزینه ی دوم این است که آنها را زندانی نماییم. اسلام این راه را برای کوتاه مدّت می پذیرد ؛ امّا برای بلند مدّت آن را امری غیر انسانی و غیر منطقی می داند. چون با این کار ، از یک طرف عدّه ای انسان در محیطی محبوس شده و امکانات رشد مادّی و معنوی را از دست می دهند ؛ و این کاری است غیر انسانی. از طرف دیگر با این روش باید مسلمانان کار کرده و شکم دشمنان زندانی خودشان را سیر نمایند ؛ که از این ناحیه نیز مسلمین دچار ضرر اقتصادی می شوند. لذا چنین راهی برای مدّت طولانی کاری است غیر انسانی ، زیانبار و غیر منطقی. (دقّت شود). امّا گزینه ی سوم آن است که اسیران جنگی به عنوان غنائم جنگی ، بین جهاد کنندگان مسلمان تقسیم شوند ؛ تا از این طریق هم خود اسیران از محدودیّت زندان نجات یافته امکان رشد داشته باشند ؛ هم در مقابل غذا و پوشاک و مسکنی که استفاده می کنند ، کار اقتصادی انجام دهند ؛ هم اینکه از شورش دسته جمعی آنها جلوگیری شود ؛ همچنین این اسیران در تعامل با مسلمین با فرهنگ اسلامی آشنا گردند. و این همان راهی است که اسلام بر گزید. لکن اسلام برای این اسیران برده شده ، حقوقی اجتماعی نیز تعریف نمود و کاری کرد که به مرور زمان آنها نیز در ساختار اجتماعی مسلمین هضم شوند. همچنین با راهکارهای متعدّدی راه آزاد سازی تدریجی این بردگان را نیز فراهم ساخت ؛ لکن به گونه ای که آزادی آنها صدمه ای به ساختار و بافتار اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه ی اسلامی نزند ؛ بلکه برده ها بعد از آزاد شدن شهروند جامعه ی اسلامی باشند. چون برده ها در زمان قبل از اسلام و در صدر اسلام از ارکان اجتماعی و اقتصادی جامعه به شمار می رفتند و تعداد آنها در جامعه بسیار زیاد بود ؛ لذا اگر به یکباره آزاد می شدند ، اوّلاً اقتصاد جامعه ی آن روز دچار فروپاشی می شد ثانیاً جامعه با تعداد زیادی انسان بی کار و بدون مسکن و گرسنه مواجه می شد و نتیجه ی این عمل بروز یک شورش همه جانبه از سوی بردگان بود.
پس اسلام برای جلوگیری از این فاجعه ی اجتماعی و اقتصادی از یک سو ، و حلّ مساله ی نگه داری اسیران جنگی از سوی دیگر ، اوّلاً برده گیری اسیران جنگی را بعد از راه حلّ معاوضه ، به عنوان بهترین راه حلّ ممکن مجاز دانست. ثانیاً حقوقی برای برده ها وضع نمود تا آنها مورد ظلم واقع نشوند و امکان ترقّی اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی داشته باشند. لذا در مدّت کوتاهی بعد از آغاز اسلام ، جامعه شاهد ترقّی بردها بود ؛ و این حقوق چنان برای خود برده ها مطلوب بود که اکثر برده ها قبل از صاحبانشان به اسلام ایمان آوردند. ثالثاً اسلام برای آزادی تدریجی برده ها نیز راههایی را قرار داد. نخست اینکه آزاد نمودن برده ها را امری دارای ثواب اخروی اعلام نمود. دوم اینکه آزادی برده را یکی از کفّاره های شرعی قرار داد. سوم اینکه به برده ها اجازه داد تا با صاحب خویش وارد معامله شده و خود را از صاحبش بخرد ؛ در این قانون ، برده با صاحب خویش سندی را امضا می کنند که طبق آن ، برده افزون بر کار متداولی که دارد ، با اضافه کاری برای خود پول جمع می کند و با پرداخت بهای خود ، خود را از صاحبش می خرد. چهارم اینکه اسلام برده ی زن (کنیز) را برای صاحبش در حکم همسر قرار داد و به این طریق بین او و صاحبش رابطه ای عاطفی و ناموسی قرار داد ، تا احتمال سوء استفاده ی دیگران از او را تا حدّ زیادی ببندد. پنجم اینکه اسلام قانونی وضع نمود که طبق آن اگر کنیزی از صاحبش صاحب فرزند شد ، بعد از مردن صاحبش ، مادر (کنیز) به فرزند خویش به ارث برسد ؛ و چون شرعاً فرزند نمی تواند صاحب مادر خویش باشد ، لذا آن کنیز (امّ ولد) خود به خود آزاد می گردد.
با این راهکارها بود که نه به یکباره ، بلکه به صورت تدریجی برده ها آزاد و به صورت خودکار در جامعه ی مسلمین هضم می شدند و تبدیل به خطری بالقوّه برای جامعه ی اسلامی نمی گشتند. حتّی نه تنها این بردگان آزاد شده زیانی برای جامعه ایجاد نمی کردند بلکه به خاطر مهارتهایی که در زمان بردگی کسب نموده بودند ، به مرور تبدیل به عناصر سازنده ی جامعه می شدند ؛ تا آنجا که به گواهی تاریخ ، از بین همین بردگان آزاد شده ، دانشمندان و عالمانی بزرگ به ظهور رسیدند و در دوره ای از تاریخ همین بردگان آزاد شده ، حکومت ممالیک را به وجود آوردند.
البته توجّه شود که اسلام هیچگاه راه برده نمودن اسیران جنگی کافر و غیر قابل معاوضه را نبسته است ؛ چون هر راهی غیر از این راه ، مشکل منطقی دارد.
حاصل بحث اینکه:
۱ـ اسلام برای برانداختن رسم برده داری ، ابتدا راههای غیر منطقی آن را مسدود ساخت و تنها یک راه برای آن باز گذاشت که چاره ای از آن نبود ؛ چون اسلام با باز گذاشتن این راه ، در حقیقت می خواست مساله ی اسرای جنگی کافر را حلّ نماید ؛ که این راه حلّ یقیناً بهتر از راه حلّ فعلی ، یعنی زندانی نمودن اسرا می باشد. چرا که در روش زندانی نمودن ، شخص از اکثر حقوق انسانی خود محروم می شود ، در حالی که در روش پیشنهادی اسلام ، شخص از حقوق بسیاری برخوردار می گردد ؛ و حتّی می توان ازدواج نماید یا علم و فرهنگ بیاموزد و … .
۲ـ اینکه اسلام حکم به آزادی برده ها (اسرای جنگی کافر) نداد ، برای این بود که اوّلاً آزاد نمودن اسرای جنگی متضادّ با فلسفه ی اسیر گرفتن است. ثانیاً در صدر اسلام ، حجم عظیمی از اقتصاد ممالک بر دوش برده ها بود ؛ لذا آزادی یکباره ی آنها مساوی بود با به هم ریختن اقتصاد ممالک. ثالثاً اگر برده ها به یکباره آزاد می شدند ، تعداد فراوانی انسان بدون مسکن و بدون دارایی در جامعه رها می شدند که خطر بزرگی است برای یک کشور. رابعاً صاحبان برده ها برای خرید برده ها پول داده بودند و با حکم اسلام ، به این راحتی حاضر نمی شدند از مالکیّت خود دست بردارند ؛ لذا بر ضدّ اسلام جبهه می گرفتند. از اینرو اسلام این مساله را به تدریج و از راه وضع قوانینی خاصّ و نیز از کانال امور شرعی و معنوی حلّ و فصل نمود ؛ به گونه ای که امروزه دیگر خبری از برده داری وجود ندارد.
البته توجّه شود که بعد از رسول خدا (ص) عدّه ای بر سر کار آمدند که خلیفه ی مشروع رسول خدا (ص) نبودند ، لذا جنگهای آنها نیز مشروع نبود ؛ و متأسفانه این روند قرنها طول کشید. امّا اگر از همان ابتدا کار به دست اهل بیت (ع) بود ، اساساً این جنگها و برده گیری ها نیز پیش نمی آمد ؛ چون روش اهل بیت (ع) در دعوت به اسلام ، روش تبلیغ بود نه روش جنگ ؛ چون برخلاف قوم عرب که پذیرش نداشتند ، اقوام دیگر دنیا به راحتی اسلام را می پذیرفتند ؛ ولی متأسفانه این خلفای ناصالح و جعلی ، حتّی کسانی را هم که جنگ نمی کردند ، از دم تیغ می گذراندند ؛ در حالی که طبق احکام اسلام ، اگر مردم خودشان خود را بدون جنگ تسلیم کردند ، دیگر نمی توان آنها را اسیر نمود. لذا اگر خلفا مسیر حکومت اسلامی را عوض نمی کردند ، نه تنها در همان دهه های نخست اسلام ، بساط برده داری به کلّی برچیده می شد ؛ بلکه اساساً غیر مسلمانی در عالم نمی ماند.

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

2
دیدگاه ها

هادی

سلام
آیا فرزند بردگان ، برده اند یا آزاد؟