سرخط خبرها

اختلاف فتوای مراجع چرا و برای چه ؟

پرسش:
لطفا توضیح دهید که دلیل تفاوت در فتاوای علما و یا تفاوت در تفسیر قرآن و احادیث که الان خیلی رایج شده است چیست؟ چه میشود که دو عالم در یک فتوا یا تفسیر برای یک حدیث و یا خیلی مسائل دیگر با هم تفاوت دارند و چرا این تفاوت ها گاهی به اختلاف بین آنها منجر میشود ؟ و چرا اینها را نمیتوانند حل کنند؟ که اگر علما نتوانند این تفاوت ها را بین خودشان حل کنند از مردم چه انتظاری است؟مثلا در یک فتوا بلاخره یکی درست میگوید خوب تکلیف بقیه که اشتباه می کنند چیست؟
پاسخ:
۱ـ اختلاف فتوا، ریشه در امور گوناگونی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود.
الف: اختلاف نسخه: گاه یک حدیث در یک نسخه، با نسخه ی دیگر تفاوتی دارد. در این حالت، ممکن است یک فقیه، نسخه الف را درستتر بداند و فقیه دیگر، نسخه ی ب را درستتر بداند. البته در مواردی می توان یکی از نسخه ها را بر دیگر نسخه ها ترجیح داد، امّا بعضاً هیچ راه قطعی برای فهم اینکه کدام نسخه درستتر است وجود ندارد؛ لذا فقیه چاره ای جز این ندارد که با توجّه به قرائنی، یکی را بر دیگری ترجیح دهد. در اینجاست که ممکن است فقیهی طبق یک نسخه فتوا دهد و فقیه دیگر، طبق نسخه ی دیگر فتوا دهد، و فقیه سومی، نتواند یک نسخه را بر دیگری ترجیح دهد و در نتیجه در آن مورد قائل به احتیاط واجب یا مستحبّ شود.
ب: اختلاف بر سر رجال حدیث: گاه ممکن است در مورد یک راوی، نظرات مختلفی در تاریخ ثبت شده باشد؛ مثلاً طبق برخی گزارشات تاریخی، جابر بن یزید جعفی، از اصحاب خاصّ امام باقر و امام صادق(ع) بوده است، ولی طبق برخی گزارشات دیگر، وی فردی دارای انحراف عقیده بوده است. حال کدام گزارش درست است؟ در اینجاست که ممکن است فقیهی گزارش نخست را درستتر بداند و فقیه دوم، گزارش دوم را. و همین امر باعث می شود که اوّلی، احادیث جابر بن یزید جعفی را معتبر بداند ولی دومی آنها را معتبر نداند. در این گونه موارد، حلّ اختلاف نیز اغلب ممکن نیست. چون در امور تاریخی، ما راه اثباتی جز اسناد تاریخی نداریم. لذا وقتی در یک موردی، اسناد تاریخی اش، یقین آور نیستند، اطلاعات ما از آن موضوع نیز ظنّی خواهد بود.
ج: اختلاف در معنی لغت: در هر زبانی، دو گونه کلمات وجود دارند؛ کلماتی که معنایی روشن دارند و کلماتی که معنایی ناواضح دارند؛ که عدم روشنی در معنی کلمه نیز علل و عوامل بسیاری دارند. در روایات نیز گاه برخی کلمات این گونه اند. در چنین مواردی، فقیه سعی می کند مقصود حقیقی معصوم را بفهمد؛ در اینجاست که ممکن است فقیهی به یک معنی از حدیث برسد و فقیه دیگر، به معنی دیگری برسد. این گونه اختلافات نیز ذاتاً راه حلّ قطعی ندارند.
د: اختلاف در مبانی اصولی: گاه در یک مسأله ی اصول فقه، بین دو فقیه اختلاف نظری وجود دارد که نتیجه ی آن، اختلاف فتواست.
و … .
۲ـ چرا از مراجع تقلید، تقلید می کنیم؟
چون در فهم روایات و آیات، اختلاف وجود دارد.
فرض کنید دو نفر غیر فقیه می خواهند روایات فقهی یا آیات را مورد بررسی قرار دهند. طبیعی است که اینها نیز در مواردی ـ نه در تمام موارد ـ دچار اختلاف در برداشت خواهند شد. امّا فرق اختلاف اینها با اختلاف دو فقیه در چیست؟ در این است که اگر اینها مثلاً در صد مسأله، بیست مورد اختلافی داشته باشند، دو فقیه در همان صد مسأله، مثلاً پنج مورد اختلافی خواهند داشت. چون طبیعی است که هر چه اطّلاعات و ورزیدگی علمی دو نفر بالاتر باشد، طبیعی است که اختلاف برداشتهای آنها کمتر می شود. حال اگر این دو فقیه، اعلم فقها هم باشند، موارد اختلافشان باز هم کمتر می شود.
پس ما از فقیه اعلم تقلید می کنیم تا احتمال خطا را کاهش دهیم.
۳ـ آیا خدا از ما انتظار عصمت دارد؟
قطعاً خدا چنین انتظاری از ما ندارد. ولی خدا از ما انتظار دارد که تا می توانیم خطاها را کاهش دهیم. بر همین اساس است که ما در درجه ی نخست، به معصوم مراجعه می کنیم، و اگر معصوم را نیافتیم، به فقیه اعلم مراجعه می کنیم؛ و اگر او را هم نمی یافتیم، به فقیه غیر اعلم مراجع می کردیم، و اگر او هم نبود، به عالمترین غیر فقیه مراجعه می کردیم. چون عقل حکم می کند که ما در هر حال، کم خطاترین راه را بر گزینیم.
۴ـ آیا لازمه ی اختلاف در فتوا، دشمنی است.
قطعاً چنین نیست. لذا می بینیم که خیلی از فقها، در عین اینکه اختلاف فتوا دارند، با یکدیگر دوست بوده و حامی همدیگرند.
پس دشمنی ها و مخالفتهای خصمانه ای که از برخی فقها نسبت به فقیه یا فقهایی دیده می شود، ریشه در کجا دارد؟
ریشه ی این گونه موارد، در اختلاف فتوا نیست، بلکه در هوای نفس است. گاه فقهی دانسته با ندانسته اسیر هوای نفس شده و طریق خصومت با فقیه عادلی را در پیش می گیرد. برای همین است که در تقلید از فقیه، غیر از اعلمیت، عدالت نیز شرط شده است.
۵ـ در مواردی که اختلاف فتوا وجود دارد، وظیفه ی مقلّد چیست؟
اساساً تشریع تقلید، برای همین موارد اختلافی است؛ چون در موارد غیر اختلافی، تقلید معنا ندارد. مثلاً ما در این مسأله که نماز صبح دو رکعت است، و رکوع در نماز، رکن است، و ترک عمدی و سهوی رکوع، موجب بطلان نماز است، از کسی تقلید نمی کنیم. چون این مسائل، مورد اتّفاق تمام فقهاست. تقلید فقط جایی است که فقها نتوانسته اند در آن موارد، به اتّفاق نظر برسند.
البته در بسیاری از موارد اختلافی نیز راه جمع وجود دارد، که همان راه احتیاط است؛ مثلاً برخی فقها گفته اند: تسبیحات اربعه را یک بار گفتن کافی است؛ و سه بار گفتنش مستحبّ است. برخی دیگر گفته اند: سه بار گفتنش واجب است. در چنین مواردی، روشن است که اگر کسی سه بار بگوید، طبق هر دو فتوا عمل نموده است.
۶ـ اگر مقلّد به فتوای مرجع خود عمل نمود و در قیامت معلوم شد که فتوای مرجعش خطا بوده، چه می شود؟
وظیفه ی مقلّد، تقلید از مرجع بوده که انجام داده، لذا نه تنها عذر موجّه دارد، بلکه به سبب آنکه به وظیفه ی خود ( تقلید از مرجع اعلم) عمل نموده، ثواب هم دارد. خدا هم از ما نخواسته که در مسائل اختلافی، به واقعیت برسیم، چون اگر رسیدن به واقعیت در این موارد، در زمان غیبت امام، ممکن نیست. خدا در این موارد، از ما عمل به فتوا را خواسته است.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 1.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها