سرخط خبرها

وجود و کیفیت بهشت و جهنم چگونه می باشد ؟ معنی فتبارک الله احسن الخالقین چیست ؟

پرسش:
چرا کلمه آفرین در ترجمه های بزرگانی چون مکارم و قمشه ای هست که زیر کلمه فتبارک الله نوشته شده. دوم: ما هم همین را می گوییم که جهنم و بهشت بدان شکل که علما و عرفا تفسیر می کنند وجود ندارد. دوما از همین هم نتیجه می گیریم که در ماجرای رجعت که بعد ظهور قرار است بیافتد، نه تنها امامان و افراد با ایمان و یقین کامل باز خواهند گشت، بلکه اصلا همه باز خواهند گشت. همه کسانی که بالاخره روز مثل انسان متولد شده اند. حال این بازگشت یکجا خواهد بود یا تدریجی، نمی دانم. ولی قطع به یقین ما آدمها با سرای بعدی که خیلی هم روی آن مانور داده شده تا نتایجی حاصل شود، کار نداریم و اصلا نداریم. هر چه هست این دنیا ست. البته چیزی که من می گویم با آن اندیشه غربی که همه چیز را محدود می کنند به این دنیا خیلی فرق دارد. خیلی بخدا. ولی روی همان اندیشه رسیده از علما و دانشمندان اللخصوص امامان، می توان به این نتیجه رسید که برای تکامل نیازی به مردن و رفتن به آن دنیا نیست، در قضیه رجعت همه و همه کسانی که مرده اند بازخواهند گشت. دوما ما می توانیم به عالمهای دیگر دسترسی داشته باشیم. قضیه جهنم و بهشت به کل منتفی است. دوما این دنیا انقدر کامل و دقیق است که چنانچه گفتیم برای تکامل یا مثلا برای اینکه حجاب بین ما و خدا برداشته شود نیازی به مردن نیست. بعدش هم ما یا باید لقب اشرف مخلوقات را قبول کنیم، یا این مطلب که خدا قرار است ما را از بین ببرد و عالم دیگر خلق شود. در ضمن خدا همین لقب اشرف مخلوقات برای اینست که انسان خود مسیر را خواهد یافت، اگر با تکیه به گفته شما، قبول کنیم که مسیر انسان آزاد است و حصاری نیست، پس این انسان برای این خلق شده که حقیقت را کشف کند. حقیقت شناخت خدا. در این مسیر نمی شود این انسان را کشت و به پرونده او رسیدگی کرد. این انسان جوری خلق شده که خودش حقیقت را خواهد یافت. اما چون حقیقت بینهایت است، خدا بینهایت است، برای رسیدن به این هدف بینهایت ابزار و بینهایت قدرت و بینهایت زمان نیاز دارد. اگر قرار بر مردن اوست، یا خلقت عبس است و خدا ناتوان الک خلق کن، یا نه مرگی در کار نخواهد بود، یعنی با مرور زمان این مانع مرگ از سر راه انسان برداشته شده، و قدرت واقعی او نمود خواهد یافت. من حرفم تمام نشده.
پاسخ:
۱ـ فرموده اید: « اولا این کلمه آفرین در ترجمه های بزرگانی چون مکارم و قمشه ای هست که زیر کلمه فتبارک الله نوشته شده. ما از خودمان کشف نکرده ایم.»
ما هم نگفتیم که شما بزرگوار این معنا را از خودتان کشف نموده اید ، سخن سر این است که واژه ی تبارک از برکت است و برکت ربطی به واژه ی فارسی آفرین ندارد. اینکه در زبان فارسی بارک الله و تبارک الله را به معنی آفرین به کار می برند نباید ما را دچار اشتباه کند ؛ که البته خیلی ها را دچار اشتباه کرده است. اگر واژه ی آفرین را ترجمه ی احسنت قرار دهند مناسبتر است. واژه ی آفرین در فارسی به معنی ستایش و سپاس و شکر نیز به کار رفته است ؛ لذا فرهنگ لغات آفرین خانه را عبادتگاه معنی کرده اند.
امّا اینکه فرموده اید آیه الله مکارم چنین معنایی به کار برده اند درست نیست ؛ ترجمه ی ایشان طبق آنچه ما از ترجمه ی ایشان یافتیم چنین است « … پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است »‏ (المؤمنون:۱۴) ؛ « … جاوید و پربرکت است خداوندى که پروردگار عالمیان است‏»(غافر:۶۴)
آیه الله الهی قمشه ای نیز در آیه ی ۱۴ مومنون واژه ی آفرین را به کار برده اند ؛ امّا در آیه ۶۴ غافر چنین ترجمه کرده اند: « … زهى برتر و بزرگوار است خداى یکتا پروردگار عالمیان»
از اینها گذشته اینکه برخی بزرگان چنان معنایی را به کار برده اند هیچ حقیقتی را اثبات نمی کند. اسلام به هیچ کس اجازه نداده که شخصیّت زده شود. تقلید جاهل از متخصّص مطلبی است درست ؛ امّا جایی که شخص خودش توان تحقیق دارد حقّ ندارد تابع غیر معصوم باشد ؛ هر چند آن شخص متبوع عالم بزرگی هم باشد. اکثر مترجمین قرآن کریم افراد بزرگ و اهل فنّ بوده اند ؛ پس اگر آنها ترجمه های قبل از خود را ناقص نمی دانستند اقدام به ترجمه ی جدید نمی کردند.
ـ ذکر چند ترجمه از افراد مختلف در خصوص آیه مورد بحث.
پس برترى و بزرگى مخصوص ذات پاک خداست که بهترین آفرینندگان عالم است.
بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است‏
پس بزرگ و بزرگوار است خداى یکتا که نیکوترین آفرینندگان است.
پس برتر آمد خدا که بهترین آفرینندگانست‏
پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است.
پس افزون آمد خدا که پروردگار جهانست‏
پس خجسته باد خدا بهترین آفرینندگان‏
ترجمه ی اخیر از آقای انصاری است که نزدیکترین واژه به اصل را به کار برده اند. چرا که واژه ی خجسته در زبان فارسی تقریباً به معنای مبارک در عربی است.
۲ـ فرموده اید: « دوما ای ول. ما هم همین را می گوییم که جهنم و بهشت بدان شکل که علما و عرفا تفسیر می کنند وجود ندارد. »
ظاهراً بیان ما را در باب بهشت و جهنّم درست متوجّه نشده اید ؛ آنچه ما گفتیم همان چیزی است که عرفا و حکما گفته اند ؛ و ابداً نیز به آن معنایی نیست که شما بزرگوار پنداشته اید. بهشت و جهنّم تجسّم اعتقادات و خلقیّات و اعمال انسانها و متّحد با حقیقت خود اهل بهشت می باشند ؛ لکن خود هر کسی هویّت مجرّد اوست نه مادّه ی او که دائماً در حال تحوّل و تغییر می باشد.
۳ـ فرموده اید: « از همین هم نتیجه می گیریم که در ماجرای رجعت که بعد ظهور قرار است بیافتد، نه تنها امامان و افراد با ایمان و یقین کامل باز خواهند گشت، بلکه اصلا همه باز خواهند گشت. همه کسانی که بالاخره روز مثل انسان متولد شده اند. حال این بازگشت یکجا خواهد بود یا تدریجی، نمی دانم. ولی قطع به یقین ما آدمها با سرای بعدی که خیلی هم روی آن مانور داده شده تا نتایجی حاصل شود، کار نداریم و اصلا نداریم. هر چه هست این دنیا ست. البته چیزی که من می گویم با آن اندیشه غربی که همه چیز را محدود می کنند به این دنیا خیلی فرق دارد. خیلی بخدا. »
اوّلاً رجعت هیچ ربطی به آخرت ندارد.
ثنایاًَ اهل بیت (ع) تصریح نموده اند که رجعت عمومیّت ندارد و تنها افراد معدودی از نیکان و بدان رجعت خواهند داشت.
ثالثاً وجود عالم آخرت با براهین عقلی اثبات گشته و انکارناپذیر می باشد. در قرآن و روایات نیز به صراحت از وجود عالمی فراتر از عالم مادّه خبر داده شده است. ضمناً در روایات اهل بیت (ع) تصریح شده که هر کس وجود فعلی آخرت را منکر شود ، شیعه نیست.
۴ـ فرموده اید:« روی همان اندیشه رسیده از علما و دانشمندان اللخصوص امامان، می توان به این نتیجه رسید که برای تکامل نیازی به مردن و رفتن به آن دنیا نیست، در قضیه رجعت همه و همه کسانی که مرده اند بازخواهند گشت. »
اوّلاً طبق براهین عقلی و نیز طبق آیات و روایات ، مرگ گذرگاه تکامل وجودی است و همه خواهند مرد.
ثانیاً گفته شد که طبق تعلیمات اهل بیت(ع) رجعت تنها برای عدّه ای اندک است نه برای همه.
۵ـ فرموده اید: « ما می توانیم به عالمهای دیگر دسترسی داشته باشیم. قضیه جهنم و بهشت به کل منتفی است. دوما این دنیا انقدر کامل و دقیق است که چنانچه گفتیم برای تکامل یا مثلا برای اینکه حجاب بین ما و خدا برداشته شود نیازی به مردن نیست. بعدش هم ما یا باید لقب اشرف مخلوقات را قبول کنیم، یا این مطلب که خدا قرار است ما را از بین ببرد و عالم دیگر خلق شود. در ضمن خدا همین لقب اشرف مخلوقات برای اینست که انسان خود مسیر را خواهد یافت، اگر با تکیه به گفته شما، قبول کنیم که مسیر انسان آزاد است و حصاری نیست، پس این انسان برای این خلق شده که حقیقت را کشف کند. حقیقت شناخت خدا. در این مسیر نمی شود این انسان را کشت و به پرونده او رسیدگی کرد. این انسان جوری خلق شده که خودش حقیقت را خواهد یافت. اما چون حقیقت بینهایت است، خدا بینهایت است، برای رسیدن به این هدف بینهایت ابزار و بینهایت قدرت و بینهایت زمان نیاز دارد. اگر قرار بر مردن اوست، یا خلقت عبس است و خدا ناتوان الک خلق کن، یا نه مرگی در کار نخواهد بود، یعنی با مرور زمان این مانع مرگ از سر راه انسان برداشته شده، و قدرت واقعی او نمود خواهد یافت. من حرفم تمام نشده.»
اوّلاً وجود بهشت و جهنّم هم با برهان عقلی اثبات شده هم صریح آیات و روایات می باشد. لکن نه آنگونه که عوام مردم پنداشته اند.
ثانیاً شکّی نیست که دنیا دقیق می باشد ؛ امّا خلاصه نمودن خلقت خدا در همین دنیا یعنی کوچک کردن خدا. حکما با برهان عقلی اثبات نموده اند که عالمی دیگر به نام ملکوت بر دنیای ما احاطه ی وجودی دارد ؛ و عالمی فراتر از آن به نام عالم جبروت بر ملکوت احاطه دارد ؛ و فراتر از آن عالم لاهوت می باشد. عرفا نیز این براهین را تأیید نموده و ابراز داشته اند که این عوالم را با شهود عرفانی مشاهده نموده اند.
ثالثاً هیچ دلیل عقلی یا شرعی وجود ندارد که بشر اشرف مخلوقات باشد ؛ آنکه اشرف مخلوقات می باشد ، خلیفه ی خداست. و من و شما یقیناً خلیفه ی خدا نیستیم. این پندار مردم عوام است که خود را اشرف مخلوقات می پندارند ؛ حال آنکه خداوند متعال در حقّشان فرموده: « وَ ما یتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیئاً إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ بِما یفْعَلُونَ ـــــ و بیشتر آنها، جز از گمان پیروى نمى‏کنند؛ (در حالى که) گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏نیاز نمى‏سازد ؛ به یقین، خداوند از آنچه انجام مى‏دهند، آگاه است »(یونس:۳۶)
مردمان جاهل خیال کرده اند که ملائک برای بشر سجده کرده اند حال آنکه ملائک تنها برای خلیفه ی خدا سجده می کنند نه برای هر موجودی دو پایی.
رابعاً مرگ نابود شدن نیست. عوام خیال می کنند که خدا ابتدا انسان را میرانده و تبدیل به خاک می کند و سپس در آخرت آنها بازسازی می کند. حال آنکه طبق روایات و براهین عقلی ، انسان به محض رها شدن از بند بدن مادّی در عالم برزخ هم بدن دارند هم روح ؛ لکن بدنشان غیر مادّی است ؛ شبیه بدنهایی که در خواب می بینیم. یعنی بدنشان جسمانی است ولی مادّی نیست. چرا که جسم غیر از مادّه است.
بعد از مرگ کلّ دنیا نیز انسان از عالم برزخ به عالم آخرت منتقل می شود که عالمی است غیر از دنیا و غیر از برزخ ؛ در آنجا نیز انسانها بدن دارند لکن بدنی جسمانی و غیر مادّی. البته تجرّد آن به مراتب از بدن برزخی قویتر خواهد بود.
خامساً در برزخ و آخرت نیز تکامل متوقّف نمی شود بلکه انسان تا بی نهایت سیر خواهد داشت ؛ امّا تکامل در هر عالمی متناسب با خود آن عالم است.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 1.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها