سرخط خبرها

حقیقت حور العین در چیست ؟ ایا روابط جنسی در بهشت نیز به شکل دنیا وجود دارد ؟

پرسش:
با سلام
شما در جواب سوال من گفتید که بهشت جاییه که تمام غرایز حیوانی در اون محو میشه و مشکل من دقیقا اینجاست که به نظر من رابطه ی جنسی با مفهوم دنیایی ما یکی از مهمترین غرایز حیوانی است که در انسان نمود پیدا کرده ولی در بهشت به اون اهمیت زیادی داده شده
شما گفتید که حورالعین زن نیست، بلکه ظهور اخروی اعتقاد شخص است به ولایت خدا، رسول و اهل بیت است اما در روایایات و احادیث بسیاری ذکر شده که حورالعین برای رابطه ی جنسی آفریده شده و از انیس ومونس و…..بودن او جایی نخوندم.
اینطور به نظر من میرسه که حورالعین یک وسیله برای تطمیع مردان برای ترغیب به بهشته چون بین تمام نعماتی که ذکر شده این یکی بیشتر به چشم می خوره.
ابی بصیر از امام صادق(علیه السّلام) نقل می­کند که آن حضرت (علیه السّلام) فرموند:

مؤمن با ۸۰۰ پری رو و۴۰۰۰ باکره و یک زوج حورالعین ازدواج می­کند.

عرض کردم: فدایتان شوم با ۸۰۰ پری رو؟

فرمودند: آری! با هیچ یک از ایشان هم بستر نمی­شود مگر این که بعد از مجامعه همان است که بود. (یعنی قدرت بائش زایل نمی­شود.)

امام باقر(علیه السّلام) در خصوصیات اهل بهشت فرموند:

جوانانی سیه چشم، تاج دار، دارای گردن بند، دست بند، آسوده خاطر­، دانا و گرامی که برای هر کدام از آن­ها نیروی صد انسان برای خوردن طعام، آشامیدنی و آمیزش جنسی قرار داده شده است.[۸]

برگرفته از کتاب در محضر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) – جلد۱
حجه الاسلام والمسلمین محمدرضا حاتم پوری کرمانی

شما در جئاب من فرمودید که نباید بهشت را با مقیاس پست دنیایی بسنجم ولی سوال من اینه که آیا احادیث فوق برای کسانی آورده شده که افکار متعالی دارند؟؟آیا برداشت بقیه مردم عوام که مخاطب احادیث بوده اند فراتر از برداشتیه که داشتم
از قدیم گفتن هر که بامش بیش برفش بیشتر اما نمی دونستم هر که ایمانش بیش حوریه های باکره اش بیشتر

پاسخ:
۱ـ فرق بین حرف زدن طوطی و انسان در چیست؟ فرق بین همنوع دوستی برخی حیوانات و همنوع دوستی انسانهای متعالی در چیست؟ فرق بین همکاری مورچه ها با همکاری انسانها در چیست؟ فرق بین نگاه نمودن یک حیوان به مناظر طبیعی با نگاه نمودن یک انسان در چیست؟
فرق بین اینها در این است که طوطی نمی فهمد چه می گوید ولی آدمی می فهمد که چه می گوید. همنوع دوستی برخی حیوانات، یک عملکرد غریزی است، ولی همنوع دوستی انسانهای متعالی ناشی از قوّه ی عاقله است. مورچه ها به طور غریزی همکاری می کنند؛ امّا انسان عاقل بر اساس حکم عقل همکاری می کند. حیوانات به مناظر طبیعی صرفاً به عنوان محیط زندگی نگاه می کنند؛ امّا انسان فراتر از آن، از طبیعت الهام می گیرد؛ و هنر و صنعت خلق می کند.
فرق بین جفت گیری حیوانات و ازدواج انسانهای عاقل نیز در همین است. حیوانات و برخی انسانهای حیوان صفت، جفت گیری می کنند؛ برای آنها رابطه ی زناشویی مشروع با زنا تفاوتی نمی کند. امّا افراد عاقل ازدواج می کنند نه جفت گیری. جفت گیری و روابط جنسی کار شهوت صِرف است؛ امّا ازدواج و روابط مهرورزانه کار شهوت عقلانی است نه کار شهوت صرف.
در وجود آدمی، چهار قوّه وجود دارد که عبارتند از: عقل (مدرک حقایق کلّی)، وهم (مدرک حقایق جزئی)، شهوت (قوّه ی جذب) و غضب (قوّه ی دفع). اگر وهم تحت فرمان عقل باشد، از او صفت عدالت زاید. اگر شهوت تحت فرمان عقل باشد، از او صفت عفّت صادر شود. اگر غضب تحت فرمان عقل باشد، از او صفت شجاعت نمودار گردد. از خود عقل نیز به تنهایی صفت حکمت بروز کند. لذا امّ الفضائل همین چهار صفت می باشند. آنگاه از ترکیب سه به سه ی اینها سه شعبه ی فرعی حاصل می گردد. و از ترکیب چهار تا، شعبه ای دیگر افزوده می گردد، که حاصل همگی هشت باب از ابواب خیر است. اینها همان ابواب هشتگانه ی بهشت می باشند. آنکه تنها عقلش فعّال بوده از باب حکمت وارد بهشت می شود. آنکه افزون بر عقل، شهوتش هم تحت فرمان عقل فعّال بوده، از باب عفّت وارد بهشت می شود که احاطه بر باب حکمت نیز دارد. آنکه افزون بر عقل، غضبش هم تحت فرمان عقل فعّال بوده، از باب شجاعت وارد بهشت می شود که احاطه بر باب حکمت نیز دارد. آنکه افزون بر عقل، وهمش هم تحت فرمان عقل فعّال بوده، از باب عدالت وارد بهشت می شود که احاطه بر باب حکمت نیز دارد. آنکه افزون بر عقل، شهوت و غضبش هم تحت فرمان عقل فعّال بوده، از باب جامع عفّت و شجاعت وارد بهشت می شود که احاطه بر باب حکمت، عفّت و شجاعت دارد. آنکه افزون بر عقل، شهوت و وهمش هم تحت فرمان عقل فعّال بوده، از باب جامع عفّت و عدالت وارد بهشت می شود که احاطه بر باب حکمت، عفّت و عدالت دارد. آنکه افزون بر عقل، وهم و غضبش هم تحت فرمان عقل فعّال بوده، از باب جامع عدالت و عفّت وارد بهشت می شود که احاطه بر باب حکمت، عدالت و شجاعت دارد. آنکه افزون بر عقل، وهم و شهوت و غضبش هم تحت فرمان عقل فعّال بوده، از باب جامع عدالت و عفّت و شجاعت وارد بهشت می شود که احاطه بر جمیع ابواب بهشت داشته باب الابواب می باشد.
حال اگر عقل در وجود کسی به اسارت نفس امّاره و شیطان رود، او به ظاهر انسان ولی در حقیقت حیوان است. لذا سه قوّه بیشتر در او فعّال نیست؛ که عبارتند از: وهم و غضب و شهوت؛ که از این سه در غیاب عقل، سه صفت زوج پدید می آید. چرا که اینها در غیاب عقل، یا افراط می کنند یا تفریط. از وهم ـ در غیاب عقل ـ ( ظلم یا انظلام) صادر می شود. از شهوت ـ در غیاب عقل ـ (هرزگی در شهوات یا خمودی شهوات) ناشی می شود. البته دقّت شود که شهوت در اینجا اعمّ از شهوت جنسی و شهوت شکم و شهوت شهرت و شهوت مال و … است. از افراط و تفریط قوّه غضب، (تهوّر و ترس) ناشی می شود. این سه صفت مزدوج نیز مادر تمام رذائل می باشند. از این سه و ترکیب دو به دو و سه تایی آنها چهار باب دیگر باز می شود که مجموع ابواب رذائل به هفت باب می رسد؛ که اینها نیز همان هفت در جهنّم می باشند.
نتیجه آنکه:
شما بزرگوار فقط ظاهر امور را دیده و قضاوت نموده اید. اگر به ظاهر باشد، چه فرقی است بین راست و دروغ؟ چه فرقی است بین مدح و ذمّ کسی؟ مگر غیر از این است که همگی از سنخ صوت و کلام می باشند؟! اگر به ظاهر باشد، چه فرق است بین خوردن مال حرام و خوردن مال حلال؟ در هر دو حالت آدمی رفع گرسنگی می کند. چه فرق است بین کشتن یک انسان از روی ظلم و از روی قصاص و برای دفاع از خود و برای دفاع از حقّ؟ در هر چهار حالت بالاخره کسی کشته شده است.
بلی در حیوانات، از آنجا که فقط سه قوّه ( وهم و شهوت و غضب) وجود دارد و عقل ندارد، راست و دروغ و حلال و حرام و خوب و بد و به حقّ کشتن و ناحقّ کشتن هم معنی ندارد. چون در آنها معنی ندارد که این قوا تحت فرمان عقل باشند. امّا در آدمی، به خاطر وجود عقل، دو حالت پیش می آید. یا کار هر کدام از قوا، تحت فرمان عقل است یا تحت فرمان عقل نیست. اگر تحت فرمان عقل بود، خوب نامیده می شود؛ و اگر تحت فرمان عقل نبود، بد خواهد بود.
دو نفر را تصوّر فرمایید که هر دو دروغ می گویند؛ امّا یکی دروغ می گوید تا جان کسی را به خطر اندازد و دیگری دروغ می گوید تا جان کسی را نجات دهد. کار اوّلی ناشی از قوّه ی غضبیّه است؛ امّا کار دومی ناشی از قوّه ی غضبیّه ای است که تحت فرمان عقل می باشد. لذا هر عاقلی می فهمد که کار اوّلی زشت است و کار دومی نیکو.
عقلا هیچگاه ازدواج مشروع و عقلانی دو انسان را حمل بر شهوت رانی حیوانی نمی کنند؛ بلکه آن را حمل می کنند بر اغراض عقلایی همچون بقاء نسل، تربیّت انسان، حفظ انسجام جامعه، زمینه چینی برای شکوفا ساختن برخی استعدادهای خاصّ انسانی و … . امّا هر عاقلی زنا را تقبیح می کند، چرا که هدفی جز ارضاء قوّه ی شهوت ندارد. در حالی که می دانیم از حیث ظاهری فرقی بین عمل زناشویی زن و شوهر و آمیزش زنایی وجود ندارد. امّا حقیقت آن است که نزد عقلا ـ نه آنها که خود را عاقل می پندارند ـ بین این دو زمین تا آسمان تفاوت است.
بر همین اساس است که خداوند متعال از رابطه ی جنسی بین زن و شوهر مشروع، با عنوان مودّت یاد می کند؛ که عبارت است از علاقه ی عاقلانه. فرمود: « وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکَّرُون» (الروم:۲۱).
حاصل بحث آنکه:
ازدواج کاری غریزی نیست؛ بلکه کاری عقلانی و مخصوص انسان است؛ آنچه غریزی بوده و از سنخ کار حیوانات می باشد، زناست.

۲ـ نکاح در تمام هستی ساری و جاری است؛ حتّی عرفا از نکاحات اسماء نیز سخن گفته اند. یعنی در اسماء الله نیز نوعی نکاح وجود دارد. بین ملائک نیز نوعی نکاح مطرح است. البته نکاح هر موجودی متناسب به خود اوست. لذا با پندارهای عوامانه به مسأله نگاه نفرمایید. این بحث از غوامض مباحث عرفان نظری است که بدون مقدّمات نمی توان واردش شد. در بهشت نیز نکاح وجود دارد؛ که حاصل آن پیدایش کمالات جدیدی است. اهل ظاهر، به ظواهر کلمات چسبیده و از درک حقایق این امور بی نصیب می مانند و اهل حقیقت از ظاهر گذشته و حقیقت این امور را ادراک می کنند.

۳ـ آیا قرآن برای عوام نازل گشته؟
آیا جای آن نیست که ما کمی در توهّماتمان درباره ی قرآن تجدید نظر کنیم و مقداری از خوی عوامانه ی خود دست برداریم؟! و آیا وقت آن نرسیده که تدبّر کنیم در این مساله که اساساً قرآن برای چه نازل شده است؟ آیا آمده تا قدم به قدم عقل ما را بسازد یا آمده تا ما را مقلّد بار بیاورد؟ آمده تا فکرها را به کار اندازد یا آمده تا رکود فکری ایجاد کند؟ قرآن کریم با صراحت تمام می فرماید: « وَ نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَی‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمینَ ــــــ و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، و مایه ی هدایت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است» (النحل:۸۹). آیا شما در این کتاب به ظاهر کوچک، تمام حقایق عالم را می بینید؟! اگر نمی بینید پس چگونه ادّعا دارید که قرآن همین ظاهر است و دیگر هیچ؟! اگر در پس هر آیه ای میلیاردها و بلکه بی نهایت معنی نخفته باشد، چگونه ممکن است تمام حقایق عالم در این کتاب باشد؟!!
برخی بندگان خدا ، از خدای حکیم و بنده پرور انتظار دارند که لقمه ی جویده شده دهان بندگانش بگذارد و آنها به خودشان زحمت تفکّر ندهند ؛ در حالی که خداوند متعال فراوان در قرآن کریم بیان داشت که ما آیات را برای تدبّر و تفکّر و تعقّل فرستاده ایم و جز اهل فکر و عقل و دقّت به آیات خدا راه نمی یابند. خلاصه ی کلام آنکه قرآن کتاب عقل پروری و حکمت آموزی و تزکیه ی نفس است نه « توضیح المسائل » و « اصول دین به زبان ساده». قرآن در اعلی نشسته و دعوت به اعلی می کند تا بندگان را بالا ببرد. پس این چه انتظاری است از خدای حکیم، که همه چیز را زیر دیپلم و بلکه در حدّ پیش دبستانی بیان کند؟!!
بنده نمی دانم این تفکّر از کجا آمده که: « قرآن کتاب آسان فهمی است» ؛ بلی قرآن به زبان عربی مبین بوده و بیانی روشن و فصیح و بلیغ دارد؛ امّا از کجای قرآن برمی آید که فهم آن نیز آسان است؟ و طبق چه منطقی برخی گمان کرده اند که قرآن را هر بی سوادی باید بفهمد؟ معاذ الله مگر قرآن برای بی سواد پروری و ساده لوح پروری آمده است؟
چرا قرآن را با قرآن نشناسیم؟
قرآن کریم چه فرمود:
فرمود: «إِنَّا سَنُلْقی‏ عَلَیکَ قَوْلاً ثَقیلا ــــ ما بزودى سخنى سنگین به تو القا خواهیم کرد» (المزمل:۵) ؛ آری آیات قرآن سنگین است. مگر می شود که «تبیاناً لکلّ شیء» سنگین نباشد؟!
فرمود: « کَذلِکَ یبَینُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون‏ ــــــ این چنین، خداوند آیات خود را براى شما شرح مى‏دهد؛ شاید تعقّل کنید» (البقره:۲۴۲)
فرمود:« إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون‏ ــــــ ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم، باشد که تعقّل کنید»(یوسف:۲)
فرمود:« اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یحْی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَینَّا لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون‏ ـــــ بدانید خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده مى‏کند! ما آیات(خود) را براى شما بیان کردیم، شاید تعقّل کنید» (الحدید:۱۷)
فرمود: « ‏ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ ــــــ اینها مثالهایى است که ما براى مردم مى‏زنیم، و جز عالمان آن را به عقل ادراک نمى‏کنند.» (العنکبوت:۴۳)
فرمود: « هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِینْذَرُوا بِهِ وَ لِیعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِیذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ ــــــ این(قرآن،) پیام(و ابلاغى) براى(عموم) مردم است؛ تا همه به وسیله آن انذار شوند، و بدانند او معبودی یکتاست؛ تا صاحبان خرد ناب پند گیرند» (إبراهیم:۵۲)
فرمود: « کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیکَ مُبارَکٌ لِیدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ ــــــ این کتابى است پربرکت که بر تو نازل کرده‏ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند» (ص:۲۹)
فرمود: « قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یعْلَمُونَ إِنَّما یتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ ــــــ بگو: آیا کسانى که مى‏دانند با کسانى که نمى‏دانند یکسانند؟! تنها صاحبان خرد ناب متذکّر مى‏شوند»» (الزمر:۹)
فرمود: « لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَیتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیهِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَفَکَّرُونَ ــــــ اگر این قرآن را بر کوهى نازل مى‏کردیم، مى‏دیدى که در برابر آن خاشع مى‏شود و از خوف خدا مى‏شکافد ؛ اینها مثالهایى است که براى مردم مى‏زنیم، شاید در آن تفکّر کنند »(الحشر:۲۱)
فرمود: « وَ هُوَ الَّذی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ لِقَوْمٍ یفْقَهُون‏ ــــــ او کسى است که شما را از یک نفس آفرید ؛ و شما دو گروه هستید: بعضى پایدار ، و بعضى ناپایدار؛ ما آیات خود را تشریح نمودیم براى کسانى که تفقّه می کنند (عمق اندیشه دارند) » (الأنعام:۹۸)
اینها فقط اندکی از فراوان آیات قرآن است که غرض از نزول قرآن را به اندیشه واداشتن انسانها معرّفی می کنند و بیان می دارند که فهمندگان حقیقی قرآن ، اهل تعقّل و خردورزی می باشند نه اهل ظواهر که مثل کودکان دنبال لقمه های راحت الحلقوم می گردند. بلی افراد پایین دست نیز از هشدارهای قرآن و وعده و وعیدهایش سود می برند؛ امّا فهم حقایق پشت پرده از طریق قرآن یک حرف است و سود بردن حرفی دیگر. وقتی عوام حورالعین می شنوند یک چیز می فهمند و عارف و حکیم از آن چیزی دیگر متوجّه می شوند. بنده مدام بگویم: « حور العین، نمود اعتقادات خود شخص است» برای شمایی که در کلاس حکمت و عرفان نظری ننشسته اید چه معنایی دارد؟ تقریباً هیچ.
از طرف دیگر قرآن کریم خودش را کتابی معرّفی می کند که نه تنها ساده و سهل الفهم نیست ، بلکه خداوند متعال عمداً آن را به گونه ای نازل نموده که اگر کسی اهل حقیقت نباشد و بخواهد خرده گیری کند، همین قرآن ، اسباب گمراهی او را فراهم می سازد تا بیشتر در گمراهی فرو رود.
خداوند فرمود: «هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب‏ ـــــــــ او کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن ، آیات«محکم» است؛ که اساس این کتاب مى‏باشد؛ و قسمتى از آن، «متشابه» است. پس آنها که در قلوبشان انحراف است ، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگیزى کنند ؛ و تفسیر(نادرستى) براى آن مى‏طلبند؛ در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آنها که) مى‏گویند: «ما به همه ی آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز اولوا الالباب ، متذکر (این حقیت) نمى‏شوند»(آل‏عمران:۷)
اگر در این آیه خوب تفکّر کنیم ، می یابیم که چرا خداوند متعال آیات خود را این گونه خاصّ نازل نموده است. چون می خواهد بیماردلان بهانه برای گمراهی خودشان داشته باشند ؛ « فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یکْذِبُونَ ــــ در دلهاى آنان یک نوع بیمارى است ؛ خداوند بر بیمارى آنان افزوده ؛ و به خاطر دروغهایى که می گفتند، عذاب دردناکى در انتظار آنهاست.» و در مقابل می خواهد اولوا الالباب (صاحبان خردهای ناب) دنبال حقیقت بدوند و در عمق معارف فرورند و با این کتاب الهی ساخته شوند.
باز فرمود: « إِنَّ اللَّهَ لا یسْتَحْیی‏ أَنْ یضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَهً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَیعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا فَیقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً یضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یهْدی بِهِ کَثیراً وَ ما یضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقینَ ــــــ خداوند از این که به پشه، و حتى کمتر از آن، مثال بزند شرم نمى‏کند. (در این میان) آنان که ایمان آورده‏اند، مى‏دانند که آن، حقیقتى است از طرف پروردگارشان؛ و امّا آنها که راه کفر را پیموده‏اند، مى‏گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!» (آرى،) خدا جمع زیادى را با آن گمراه، و گروه بسیارى را هدایت مى‏کند؛ ولى با آن گمراه نمى‏سازد مگر فاسقان را » (البقره:۲۶)
باز فرمود: « وَ یقُولُ الَّذینَ کَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیهِ آیهٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ یضِلُّ مَنْ یشاءُ وَ یهْدی إِلَیهِ مَنْ أَناب‏ ـــــــ کسانى که کافر شدند مى‏گویند: «چرا نشانه اى از پروردگارش بر او نازل نشده است؟!» بگو: «خداوند هر کس را بخواهد گمراه، و هر کس را که بازگردد، به سوى خودش هدایت مى‏کند!» (الرعد:۲۷)
یعنی کمبودی در دلائل روشن الهی بر امور حقّه نیست ؛ لکن آنکه نمی خواهد هدایت شود ، دنبال بهانه می گردد.
باز خداوند متعال فرمود: « وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلاَّ مَلائِکَهً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَهً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیسْتَیقِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ یزْدادَ الَّذینَ آمَنُوا إیماناً وَ لا یرْتابَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیقُولَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً کَذلِکَ یضِلُّ اللَّهُ مَنْ یشاءُ وَ یهْدی مَنْ یشاءُ وَ ما یعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُوَ وَ ما هِی إِلاَّ ذِکْرى‏ لِلْبَشَر ــــــــــ مأموران دوزخ را فقط فرشتگان(عذاب) قرار دادیم، و تعداد آنها را جز براى آزمایش کافران معین نکردیم تا اهل کتاب‏ ( یهود و نصارى‏) یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان(در حقّانیت این کتاب آسمانى) تردید به خود راه ندهند، و بیماردلان و کافران بگویند: «خدا از این توصیف چه منظورى دارد؟!» (آرى) این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه مى‏سازد و هر کس را بخواهد هدایت مى‏کند ؛ و لشکریان پروردگارت را جز او کسى نمى‏داند، و این جز هشدار و تذکّرى براى انسانها نیست‏ » (المدثر:۳۱)
عجبا که وقتی خدا چیزی را در لفافه بیان می کند ، اینها بهانه می گیرند که چرا روشنتر بیان نکرد ؛ و وقتی روشن و عینی بیان می کند ، می گویند: «خدا از این توصیف چه منظورى دارد؟!»
سخن پایان در این بخش آنکه:
بزرگوارا ! نخست باید قرآن را با قرآن شناخت ؛ آنگاه معلوم می شود که خداوند متعال چرا گفت؟ و چرا نگفت؟ و چرا اینگونه گفت؟ و آنگونه نگفت؟ خداوند حکیم ، می خواهد انسان پروری کند ؛ نه اینکه بکن ، نکن کند و از اطاعت نمودن بی چون و چرای مردم کیف کند. خدا بی نیاز از طاعت مردم است و کفر آنها نیز گزندی به خدا نمی رساند. خدا باکی از گمراه شدن خلق نیز ندارد ؛ برای خدا ، پرورش یافتن یک نفر می ارزد به تمام عالم هستی. لذا فرمود: « وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمیعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یکُونُوا مُؤْمِنین‏ ـــــ و اگر پروردگار تو مى‏خواست ، تمام کسانى که روى زمین هستند، همگى ایمان مى‏آوردند؛ آیا تو مى‏خواهى مردم را اکراه کنی که ایمان بیاورند؟!» (یونس:۹۹) همچنین فرمود: « وَ قالَ مُوسى‏ إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِی حَمید ـــــــ و موسى گفت: اگر شما و همه ی مردم روى زمین کافر شوید، پس خداوند، بى‏نیاز و شایسته ستایش است.» (إبراهیم:۸)

۴ـ آیا اهل بیت(ع) قرآن را ساده کرده اند؟
برخی نیز توهّم نموده اند که کار اهل بیت(ع) ساده نمودن قرآن است؛ حال آنکه این نیز توهّمی است عوامانه. کار اهل بیت(ع) این است که کمک کنند تا ما در عمق قرآن فرو رویم و حقایق پنهان را صید کنیم. حقایقی که چشمی آنها را ندیده و گوشی آنها را نشنیده تا برای آنها کلماتی وضع کند. لذا خداوند متعال برای بیان آنها از همین کلمات رایج استفاده نموده است تا برای عاقلان راهی به باطن هستی بگشاید.
« عَنْ شُعَیبٍ الْحَدَّادِ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع یقُولُ إِنَّ حَدِیثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِی مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ أَوْ مَدِینَهٌ حَصِینَهٌ قَالَ عَمْرٌو فَقُلْتُ لِشُعَیبٍ یا أَبَا الْحَسَنِ وَ أَی شَی‏ءٍ الْمَدِینَهُ الْحَصِینَهُ قَالَ فَقَالَ سَأَلْتُ الصَّادِقَ ع عَنْهَا فَقَالَ لِی الْقَلْبُ الْمُجْتَمَع‏ ـــــــ شعیب حدّاد گوید از امام جعفر صادق (ع) شنیدم که می فرمودند: حدیث ما دشوار و ناهموار است؛ لذا کسی نمی تواند آن را حمل نماید ( بفهمد) مگر فرشته ی مقرب یا پیغمبر مُرسَل یا بنده‏اى که خدا قلبش را با ایمان آزموده یا شهرى که دارای حصار بلند باشد. عمرو (شاگرد شعیب) از او پرسید: اى شعیب! منظور از شهر دارای حصار بلند چیست؟ شعیب گفت: من خود معنى آن را از امام صادق(ع) پرسیدم؛ به من فرمودند: قلب خاطر جمع.» (أمالی الصدوق،ص۴، المجلس الأول)
« عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ خَالِطُوا النَّاسَ بِمَا یعْرِفُونَ وَ دَعُوهُمْ مِمَّا ینْکِرُونَ وَ لَا تَحْمِلُوا عَلَى أَنْفُسِکُمْ وَ عَلَینَا إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِی مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَان‏ ـــ امام صادق(ع) فرمودند: با مردم قاطی شوید (معاشرت کنید) آن گونه که نزد آنان شناخته شده است؛ و رها کنید آنچه را که انکار مى‏کنند؛ و آنان را بر خودتان و ما بار نکنید ( آنها علیه خودتان و ما برانگیخته نسازید). همانا امر ما سخت و مشکل است‏. کسی نمی تواند آن را حمل نماید ( بفهمد) مگر فرشته ی مقرب یا پیغمبر مُرسَل یا بنده‏اى که خدا قلبش را با ایمان آزموده است.» (بحار الأنوار، ج‏۲، ص۷۱)
« عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ أَمْرَنَا سِرٌّ مُسْتَتِرٌ وَ سِرٌّ لَا یفِیدُهُ إِلَّا سِرٌّ وَ سِرٌّ عَلَى سِرٍّ وَ سِرٌّ مُقَنَّعٌ بِسِر ــــ امام صادق(ع) فرمودند: همانا امر ما سرّی است پنهان؛ و سرّی است که فایده نمی دهد آن را مگر سرّی؛ و سرّی است بر سرّی؛ سرّی است پوشانده شده با سرّی. » (بحار الأنوار، ج‏۲،ص۷۱)
« قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ أَمْرَنَا هُوَ الْحَقُّ وَ حَقُّ الْحَقِّ وَ هُوَ الظَّاهِرُ وَ بَاطِنُ الظَّاهِرِ وَ بَاطِنُ الْبَاطِنِ وَ هُوَ السِّرُّ وَ سِرُّ السِّرِّ وَ سِرُّ الْمُسْتَسِرِّ وَ سِرٌّ مُقَنَّعٌ بِالسِّر ــــ امام صادق(ع) فرمودند: همانا امر ما حقّ است؛ و حقّ حقّ است؛ و آن ظاهر است؛ و باطنِ ظاهر است؛ و باطن باطن است؛ و آن سرّ است؛ و سرّ سرّ است؛ و سرّی است مستسرّ ؛ و سرّی است پوشیده شده با سرّ» (بحار الأنوار، ج‏۲، ص۷۱)
بی تعارف، با این اوصاف چطور جناب عالی بدون آگاهی از اصول حکمت به خود اجازه می دهید که سخنانان حکیمترین بندگان خدا را این گونه سطحی معنا کنید؟!!!
بنده در باب حورالعین با شما چه بگویم؟ اگر بگویم: حورالعین ظهور حقیقت ولایت است در مملکت وجودی خود شخص، مثلاً چه می فهمید جز مشتی الفاظ قلمبه؟! بنده می گویم حور العین در مملکت وجودی خود شخص است؛ شما دم از روابط جنسی می زنید. آن هم چه رابطه ای؟! از نکاحات امور سخن بگویم، چه چیزی متوجّه می شوید جز مشتی الفاظ، که چه بسا آنها را به معانی نادرستی حمل خواهید نمود؟! شما لفظ ازدواج و نکاح که می شنوید چیزی جز روابط جنسی متعارف در ذهنتان نقش نمی بندد.
دو قضیّه باهم نکاح می کنند و حاصلش می شود، قضیّه ای سوم؛ بی آنکه صغری از بکارت خویش خارج گردد. عقل و نفس نکاح می کنند و حاصلش می شود قلب، بی آنکه نفس از بکارت خویش خارج شود. از نکاح عقل و شهوت، عفّت زاده می شود. از نکاح عقل و غضب، شجاعت زاده می شود. از نکاح روح کلّی با نفس کلّی نبّوت و امامت زاده می شود. از نکاح قلم اعلی با لوح قضاء، عالم قدر پدیدار گشت.
به همین نحو، اعتقادات ما با یکدیگر نکاح می کنند و اعتقادی نو می زایند؛ که باطن این حقیقت در یوم الدّین (ظرف ظهور دین) به صورت نکاح با حورالعین نمودار می شود. و هر چه با حورالعین نکاح شود، نه تنها بکارت (بکر بودن) او زائل نمی شود؛ بلکه جوانتر و زیباتر می گردد. چون از نکاح ذات با اعتقاد، باطن آن اعتقاد برای ذات نمودار می شود که بکر است و قبل از آن دستی بر آن نخورده. باز از نکاح با آن حور باطن، باطن او ظاهر می گردد؛ و این روند ادامه دارد تا بی نهایت. چرا که باطن مطلق خداست؛ که رسیدن به او معنی ندارد. هر اعتقاد قرآنی که داری، او را بی نهایت باطن است؛ که یک به یک آنها را طیّ می کنی. فرمودند: « عَلَیکُمْ بِتِلَاوَهِ الْقُرْآنِ فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ عَلَى عَدَدِ آیاتِ الْقُرْآنِ فَإِذَا کَانَ یوْمُ الْقِیامَهِ یقَالُ لِقَارِئِ الْقُرْآنِ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَکُلَّمَا قَرَأَ آیهً رَقِی دَرَجَهً ـــــ بر شما باد به تلاوت قرآن که درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است. پس چون روز قیامت شود، به قارى قرآن گویند: بخوان و بالا برو ! پس هر آیه بخواند یک درجه بالا می رود » (أمالی الصدوق،ص۳۵۹،المجلس السابع و الخمسون)
دقّت شود که قرآن کریم را بی نهایت آیه است. چرا که هر آیه را معانی ظاهری فراوانی است؛ و هر معنی ظاهری را باطنی است؛ و هر باطنی را باطنی و … . ‏
خلاصه آنکه هر که ایمانش بیش حوری های او هم بیش. چرا که هر که ایمانش بیش، اعتقاداتش بیش، و عمق اعتقاداتش بیش؛ و نکاحات اعتقادی اش بیشتر.

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 4.3/5. From 18 votes.
Please wait...
Voting is currently disabled, data maintenance in progress.
4 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
سینا
1 سال پیش

کتاب الکترونیکی افسانه حوری های بهشتی را برای مسلمان عادی ، مسلمان بسیار پایبند و غیر مسلمان

نوشتم ، از هر کدام گروه فوق باشید باید خواندن این کتاب شما را به مسیر صحیح هدایت کند مسلمان
عادی باید بفهمد اگر به شیوه ای علمی و دقیق از دین اسلام مطلع نشود روز قیامت چوب خواهد خورد و

مسلمانان پایبند باید از احساسات شیرین خود و حسن ظن بیش از حد کمی دوری کنند و در نهایت غیر

مسلمان موضع خود را به سمت کتاب خدا تغییر دهد و به آن ایمان بیاورد ،مخاطب گرامی شاید از زمره

گروهی باشید که با عنوان کتاب تصمیم به دانلود آن گرفتید و حتما فکر کردید این کتاب ضد دین است و

وجود حوری یا زنان بهشتی را رد می کند در واقع این کتاب اثر یک مسلمان بسیار پایبند است که

خوشبختانه هر موضوعی را خصوصا در باب دین مبین اسلام به همین راحتی قبول نمی کند بلکه در

مورد آن کاملا تحقیق می کند و تا به نتیجه نرسد آن موضوع را به هیچ عنوان قبول نمی کند .لذا به

همین جهت تصمیم گرفتم تفسیرهایی را تحت عنوان تفسیر پیشرفته و کاملا علمی از بحث های مهم

اسلامی ارائه دهم که این کتاب تنها در مورد وجود حوری در بهشت صحبت خواهد کرد و صراحتا این

موضوع را رد خواهد کرد!!!.

دکتر مصطفی محمود میان قرآن کریم و پیروان آن دیدگاه خود را بیان نموده است:
قرآن کتاب مسلمانان معجزه ای حقیقی است هر چند که قبل از۱۴۰۰سال پیش نازل شده است اما با خواندن و تدبر در آن معلوم می شود که همین امروز به زمین رسیــده است با بیان علوم روز اعم ازکیهانی ، شیمی ، پزشکی – فیزیک – زیست شناسی و… همچنین بحث درمورد سایرعـــــلومی که انسان هنوز پی به حقیقت آن نبرده است ، قرآن با بیان عالم متی فیـــزیک و پرورش روح انســــــان ها کتابی فرا علم روی زمین است و بدون شک قدرتمند ترین و علـــــــمی ترین کتاب جهان تنها قرآن می باشد که در اختیار همه مسلمانان است وآنان نتوانسته اند با تدبر در این کتـــــاب بزرگ در جهان نقش آفرینی کنند و به پیشــــرفت دنیا کمک کنند قرآن کریم تنها کــــتاب بی نقــــص و جامعی است که میتواند پاسخگوی تمام نیازهای بشر در هر زمان و مکانی باشد و کتابی است که مشابه آن را هیچ جای دنیا نمیتوان یافت.
اگر ما امروز نتوانیم تفسیرهای معقول و علمی را از بحث های قرآنی ارائه دهیم جریانهای انحرافی به

مانند داعش و امثال آن در آینده هم با چهره ای دیگر به سراغ ما خواهند آمد لذا چاره دیروز ، امروز

و فردای مشکلات جامعه اسلامی و امتان مسلمان در گرو این است که بحث های داغ قرآنی را به مانند

زنان بهشتی به شیوه ای علمی و حاصل از تحقیق و بررسی ارائه دهند.

موضوع عدم صحت تعلق تفسیرها به صاحبان تفسیر!!!

تمامی تفسیرهایی که از گذشته نوشته شده است و امروزه در دست مسلمانان قرار دارد به هیچ عنوان

تضمینی وجود ندارد که این تفسیرها متعلق به مولف واقعی آنها باشند وتغییر وتحریفی در آنان صورت

نگرفته باشد به دلیل اینکه ما اشتباهاتی را در تفسیرهای مفسران گذشته و علمای سلف می بینیم جای

شگفت است و انسان با خود می گوید آیا ممکن است فلانی مفسر باشد و چنین اشتباهی رامرتکب شود

به عنوان مثال ما در بعضی کتاب احکام فقهی دیده ایم که آورده اند اگر شخصی جهر به نیت کرد باید

فورا ازاو خواسته شود توبه کند درغیر این صورت آن شخص مسلمان نخواهد بود، واقعا فتوای بسیار

خطرناکی است که امروزه هم جریانهای انحرافی در سرزمین های اسلامی با توجه به این فتوا

شکل میگیرند در زمان خلافت عباسی ها ما شنیده ایم و برایمان تعریف کرده اند که حمله مغولها

به سرزمین اسلامی و ریختن کتابهای مسلمانان به دریا و رنگی شدن آب دریاها سبب شد تمامی

تفسیرها و کتابهایی که نزد مسلمانان بود از بین برود در حالی که این ادعا جز قصه سرایی و افسانه

نیست چرا مسلمانان از خودشان نپرسیده اند بعد از حمله مغولان به سرزمین های اسلامی کشور چین

قدرتمند می شود و پیشرفتهایی را در کوتاه مدت تجربه می کند که جای تعجب و شگرف است جز

این نیست که تمامی تفسیرهای قرآن و کتاب هایی که از یونان باستان نوشته ی دانشمندانی مانند سقراط

، افلاطون، ارسطو و …بود و توسط ابن رشد ترجمه شده بود به دست مغولان افتاد چون در آن زمان کتابی در اروپا وجود نداشت که مردم بتوانند آن را مطالعه کنند به همین جهت از دانش و اطلاعات
موجود در کتاب های مسلمانان بهره لازم را گرفتند و توانستند در کوتاه مدت به اوج برسند به

تازگی می بینیم کشور آلمان ادعا می کند قرآنی دردست دارد که بعد از ۲۰ سال از فوت پیامبر اسلام

نوشته شده است هنگامی که محققان به بررسی آن می پردازند می بینند کاملا صحیح است و قرآن

مکتوب آن زمان در کشور آلمان وجود دارد حتی همه ی این آیات روی کاغذ نوشته شده است و

داستان نبود کاغذ در آن زمان و نوشتن قرآن روی پوست آهو جز قصه بافی برای مسلمانان نیست.

بعد از سقوط آندلوس و حمله ی مغولان به سرزمین های اسلامی در سال ۱۲۵۴ تمامی اراضی

کشور بریتانیا از جمله لندن که امروزه مهد توریست ، صنعت ، فوتبال ، بهداشت و تکنولوژی است

گل و لای بود و به معنایی تمام آن منطقه زیر آب دریاها رفته بود که عمران و آبادانی در آن ممکن

نبود همچنین بعد از جنگ جهانی اول و سقوط دولت عثمانی باز هم سرمایه های مکتوب مسلمانان

به دست اروپا می افتد و می بینیم اروپا برای جنگ جهانی دوم باز هم قدرتمند می شود و امروزه هم

ماه عسل همین قدرت جنگ جهانی دوم سبب شده است کشورهای اروپایی ۴ رای از ۶ رای کشورهای

عضو وتو را داشته باشند.

رسالت مسلمانان در این برهه از زمان این نیست که بیایند دوباره سرمایه های دزدیده شده ی خود

را از اروپا به سرزمین های اسلامی منتقل کنند بلکه رسالت هر یک از مسلمانان این است که در

زمینه علم و تخصص خود تمامی تفسیرها و احادیث موجود را با آیات قرآن تطبیق دهند و بتوانند با

تدبر در آیات قرآن دوباره زمینه ساز خیزش فکری و علمی در نسل های بعدی باشند به همین جهت

پیامبر اسلام در حدیثی حسن می فرماید:

بلغوا عنی و لو آیه( رسالت مرا تبلیغ کنید اگر چه تنها یک آیه باشد.)

هر یک از مسلمانان اگر بتوانند تفسیری زیبا وعلمی با توجه به شرایط زمان و مکان تنها از
یک آیه یا یک حدیث ارائه دهند واقعا جای افتخار است چون آیات قرآن تغییر ناپذیر هستند و درک

و فهم انسانها با مرور زمان تغییرمی کند به همین جهت ملت ما کافر نیست که بیائیم از نو آنان را

مسلمان کنیم بلکه ملت ما مسلمانانی هستند که از قرآن دورشده اند و به سوی راه هایی می روند که در

شان یک انسان مسلمان نیست فرمایش زیبای پیامبر اسلام در سه مقوله ی تکلیف ، تشریف و تخفیف

تفسیر میشود.

۱ – بلغوا

چنانچه علمایان می فرمایند کلمه بلغوا تکلیف است هر انسان مسلمانی باید نسبت به تبلیغ دین خود

احساس مسئولیت کند.

۲ – عنی

به نظر تمامی مفسران عنی در جمله ی فوق تشریف است بدین معنی که باید از دین پیامبرو از

کلام ایشان تبلیغ کنیم نباید کلام خدا و رسول او را در جهت منافع شخصی خود و دیگران تفسیرکرد.

۳ – و لو ءایه

این کلمه هم در جمله ی فوق تخفیف است هر انسان مسلمانی با توجه به استعداد و دانش خود

اگر تنها بتواند یک آیه از قرآن کریم یا یک حدیث از پیامبر اسلام را با توجه به شرایط خاص زمانی
و مکانی تفسیر کند پیام پیامبر اسلام را به مردم رسانیده است.

بنابراین ما بر این باور هستیم که اگر بیائیم تفسیری درست ، دقیق و علمی از آیات قرآن ارائه دهیم در

مرحله ی اول پیروان قرآن را بیشتر از گذشته خواهیم دید و مهمتر از آن این است که ما می توانیم به

یاری خداوند زمینه ساز خیزش مجدد جهت پیشرفت امت اسلام به سمت قله های موفقیت و دستاوردهای

مهم باشیم چون امت ما فرزندان علما و فاتحان دنیا هستند و بدون تردید می توانند با تدبر در قرآن کریم
به جایگاه واقعی خودشان برگردند ، لذا سعی ما براین خواهد بود به یاری خداوند به بررسی اعجازهای علمی قرآن کریم و تفسیر پیشرفته و نوین از آیات خدا بپردازیم چون اسلام خود دین علم است و هر غیر

ممکنی با تدبر در قرآن ممکن خواهد بود لذا قرآن هیچ گاه کهنه نمی شود بلکه آیات آن ثابت است اما

بینش و دیدگاه انسانها نسبت به قرآن تغییر می کند بنابراین تجدید در قرآن همیشه ممکن است و آیات و

کلمات قرآن با توجه به زمان و مکان و با توجه به طرز فکر انسانها تجدید پذیر هستند به همین جهت ما
می بینیم کلمه اسلام ۸ بار در قرآن کریم ذکر شده است و نقطه مقابل آن کلمه جدید هم ۸ بار آمده است

چون اسلام همیشه جدید است و باید قله های علم را در تک تک آیات آن جستجو کرد بنابراین در اینجا

دو مورد از اعجازعلمی قرآن و دو مورد از تفسیر پیشرفته آیات قرآن را با هم بررسی می کنیم وخواهیم

دید بیان این موضوعات ازدیدگاه علم نوین نه تنها پایه گذار پیشرفت و توسعه برای ملت های اسلامی

خواهد شد بلکه حتی درایمان واعتقاد شخص هم میتواند تاثیر شگرف و مثبتی جهت درک وفهم درست

از دین خود داشته باشد.

تفسیر پیشرفته قرآن کریم موضوع تفسیر :
الف – حورالعین!!!
حور العین چیست ؟ چرا باید در مورد آن بحث کنیم ؟ آیا مسئله ۷۲ حوری دربهشت صحت دارد؟ رابطه زن و مرد در بهشت چگونه است و چرا اندام زنان به این بحث وارد شده است؟ همه ی این ســــولات و البته سوالات بسیار زیادی پیرامون این بحث مطرح است که یقینا تا به امروز تفسیر درست و قابل قبولی از آن ارائه نشده است.
به نظر ما بحث حورالعین به همان زنجیره بحث هایی بر می گردد که برخواسته از تفکرات جریـــانهایی به مانند داعش و امثال آن هستند ، بحث حوری در بهشت چرا مهم است و چه اهمیتی دارد؟
جهان اسلام متاسفانه امروزدرموضوع سکس بسیارحریص شده است و از عقب مانده ترین ملت های دنیا به شمار می رود چون تنها با چشم اندام به زن نگاه می کند و شخصیت،مقام و اهمــیت زن را در بدن او جستجو می کند، روزنامه العربی چاپ لندن در مورخ ۲۲/۰۳/۲۰۱۶ در شماره ۱۰۲۲۲ به بررســــی و تحقیق درمورد تمام کشورهای دنیا می پردازد که چه اندازه به سایتها و موضوعات سکس مشغول هستند و به آن اهمیت می دهند در میان همه ی کشورهای دنیا پاکستان رتبه اول را دارد که ملت مسلمان و خدا پرست پاکستان به این سایتها مشغول هستند ، در رتبه دوم این تحقیق مصـــر قرار گرفته است و متاسفانه در رتبه سوم، مخاطبان سایتهای بد اخلاقی با آی پی ایران وارد میشوند ! در رتبه چهارم مغرب ، پنجم
عربستان سعودی و در نهایت در رتبه شــــشم مردم مسلمان ترکـــــیه قرار دارند و کشورهای اسلامی با مشــــــــغول شدن به سایتهای سکـــــسی شش رتبه اول را درهمه دنیا به خود اختصاص داده اند آیا واقعا دلیل آن موضوع حورالعین است که مردم را به این شکل دیوانه کرده است یا دلیل دیگری از نظر علمی وجود دارد؟
داعش نیمی از جوانان مسلمان را به کشتن داده است و با احادیث دروغین و تفسیرهای سیاسی از آیات قرآن کریم مردم و جوانان مسلمان را از خود بی خود می کند و به امید رسیدن به ۷۲ حوری در بهشت آنان را به کشتن می دهد به تازگی یکی از ماشین های آنان که بعد از انفجار کشف شد مشاهده می کنیم که پلاک مخصوص برای آنها طراحی کرده اند و روی پلاک ماشین ها الحور – ۷۲ نوشته شده است آن شخصی که به امید ۷۲ حوری در بهشت خود را منفجر میکند در واقع به جای بهشت سر از دوزخ در می آورد و لذا بسیار بسیار مهم است چنین موضوعاتی از باب علم برای مردم تبیین شود.
یکی دیگر از موضوعات حوری در بهشت تفسیر اشتباه مفسران گذشته است چون همـــــه ی تفسیرهای مربوط به حوری را مردان جزیره عربی نوشته اند و با نفس و جوهر مردانه به حوری فکر کرده اند و آن را زنان زیبا رو پنداشته اند در حالی که مفسران گذشته یک بارهم با خود فکر نکرده اند زنان مسلمان هم قرآن را تلاوت می کنند و اگر حور منظور فقط زن باشد پس برای زنان در بهـــشت چه چیزی وجود خواهد داشت؟!!!
بی گمان چنین تفسیری در مورد حوری بهشت باطل محض است و ما باید تفسیری علمی و پیشــــرفته از حوری بیان کنیم تا برای همه ی مسلمان روشن شود آن حوری که در ذهن ما اســـت اصــلا و ابدا وجود خارجی ندارد!!!
خداوند در قرآن کریم در چندین سوره در مورد حوری صحبت کرده است ازجمله آیات زیر را می بینیم:

وَزَوَّجْنَاهُمْ بحُِورٍ عِینٍ – ۵۴ دخان وَزَوَّجْنَاهُمْ بحُِورٍ عِینٍ – ۲۰ طور وَحُورٌ عِینٌ ——– ۲۲ واقعه
در ابتدا باید بدانیم حور چیست و عین چیست، تا زمانی که ندانیم این دو کلمه را تفـــسیر کنیم همچنان در مدار خیالات و وهم و گمان باقی خواهیم ماند و جریانهایی به مانند داعش در آینده هم به سراغ مسلمانان خواهند آمد ، حور العین مخلوقی مخصوص نیست که خداوند آن را برای بهشــــتیان خلق کرده باشد بلکه حورالعین من وشما هستیم و همه ی انسانهایی که به بهشت می روند درآنجا خداوند بدنی جدید برای روح انسان ها درست می کند که شباهتی به بدن کنونی ما ندارد لذا روح ما همان روحی است که در دنیا با آن زندگی کرده ایم اما ظاهر و بدن ما تغییر می کند و جسمی جدید با ویژگـــــی های منحــــــصر به فرد که مخصوص زندگی در بهشت است برای روح انسانها ساخته می شود بنابراین اگر به قرآن و فرهنگ های معروف لغت عربی مانند لسان العرب ابن منظور نگاه کنیم می توانیم معنی حور و عین را بفهمیم:
۱ – المحور: یکی از معانی حور، محور است یعنی هر چیِــــزی که به دورخودش می چرخد معنی حور را می رساند.
۲ – المحاره: هر چیز گردی شکل که به شکل مارپیچ باشد به آن محــــــــــاره گفته می شود که یکی از ویژگی های حور می باشد. یعنی شی ء ثابتی است اما در هر لحظه تغییر شکل می دهد.
۳ – الحائر: شخصی که در مکانی ثابت قرار گرفته است اماهر لحظه فکرخودش را مشغول موضوعات مختلف می کند حائر نامیده می شود که یکی از معانی حور حائر می باشد.
۴ – الحوار: یکی دیگر از معانی حور الحوار است به این معنی که دو نفر با یکدیگر بحث می کنند ولی بحث آنان به جدال کشیده نمی شود بلکه در جایی ثابت نشته اند اما هر لحظه در مورد موضوعی جدید و تازه صحبت می کنند.
عین چیست:
بسیار جای تاسف است مفسران قرآن کلمه عین را به معنی چـــــشم درشت معنا کرده اند در حالی که این کلمه اصلا با فتحه خوانده نمی شود تا معنی چشم را برساند بلکه با کسره خوانـــــــده می شود و به معنی ثابت است ولی اکثر مفسران دچار چنین اشتباهی شده اند اگر در اینترنت سرچ کنیم تمام صفحاتی که باز می شود این کلمه را به معنی چشم درشت معنی کرده است در حالی که اشتباه محض است و معنی کامل و حقیقی آن ثابت است به همین دلیل در زبان عربی اگر کسی در دســــــتگاه اجرایی کـشور به صورت موقت یا پیمانی استخدام شود به او موقت می گویند اما هنگامی که کارمند رسمی دستگاه دولتی شد به او تعیین گفته می شود به این معنی که در آن اداره ثابت است و دغدغه ی اخراج و یا از دست دادن شغــل
خود را ندارد . پس کلمه حورالعین به معنی متغیر ثابت است یعنی روح ما همین روحی است که الان در بدن داریم اما ظاهر ما تغییر می کند و هر لحظه در بهشت تغییر شکل می دهــــــیم و با ظاهری متفاوت یکدیگر را می بینیم به همین جهت زن و مرد در بهشت از همدیگر سیر نمی شوند چون هر لحظه همسر خود را با ظاهری جدید و آراسته می بینند.
بنابراین حقیقت امر این است که در بهشت جسمی جدید برای روح ما ساخته می شود که هیچ شباهتی به جسم دنیا ندارد و از خصوصیات آن جسم جدیــــد این است که مخصوص بهشت است و در هر لحظه با سیمایی جدید خود را نشان می دهد چون خداوند می فرماید برای شما خلقتی نو در نظر گرفته ایم که شما نمی دانید چگونه و به چه شکلی است:

نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقیِنَ ﴿۶۰﴾ عَلىَ أنَْ نُبَدِّلَ أمَْثَالکَُمْ وَنُنْشِئَکُمْ فیِ مَا لََ تَعْلمَُونَ ﴿۶۱﴾
ما در میان شما مرگ را مقدر ساختیم و هرگز کسی بر ما پیشی نمیگیرد که دوباره شما را با شیـــوه ای

نوین خلق کنیم در حالی که از آن شیوه نوین بی خبر هستید. – سوره واقعه

چنانچه می بینیم خداوند در سوره واقعه از خلقت نوین جســــم ما در دنیای دیگر خبر می دهد که با شیوه جدید ما را زنده خواهد کرد و بدنی کاملا متفاوت از جســــم دنیا را درون روح ما قرار خواهــــد داد که یقینا فاکتورها و قابلیت های آن جسم جدید قابل مقایــــــــسه با بدن ما در دنیا نیست چون روح ما به مانند سیم کارتی عمل می کند که از یک گوشی ساده خارج می شود و داخل یک گوشی پیشرفته با قابلیت های بالا قرار می گیرد.
رابطه زن و مرد در بهشت
زندگی در بهشت چگونه است و زن و مرد چگونه با هم رابطه برقرار می کنند مسئله غیب است و لذا پیامبر هم اگر وحی از آسمان برایش نازل نشود نمی داند اما در تمام آیه های قرآن خداوند از ازواج در بهشت به ازواج مطهره ) کاملا پاک ( نام برده است در مرحله اول در زبان عربی هم به زن و هم به مرد زوج گفته می شود کلمه ازواج برای هر دو نفر آنان بکار می رود و تنها به معنی زن یا مرد نیست و در مرحله دوم کاملا مشخص است ازواج بهشتی همیشه پاک هستند و در آنجا خبری از ادرا، مدفوع، منی و … نیست لذا مرد در بهشت فاقد اسپرم و منی است و زن هم فاقد تخمدان است بنابراین از دیدگاه قرآن مشخص می شود به هیچ عنوان رابطه جنسی در بهشت وجود ندارد و زنان و مردان بهشتی فاقد آلت تناسلی هستند و همچنین پیوند و رابطه ی زن و مرد رابطه ای کاملا روحی و رمانتیک است و در آنجا خبری از سکس نیست و جسم بهشتیان فاقد آلت است چنانچه حضرت آدم و حضرت حوا تا زمانی که در بهشت بودند با تائید قرآن فاقد آلت جنسی بودند اما بعد از اینکه فرمان خدا را سرپیچی کردند حکم اخراج آنان از بهشت صادر شد و بلافاصله آلت تناسلی بر آنان نمایان شد و اولیـــــن بار بود که خود را به این شکل دیدند به همین جهت بلافاصله به سمت برگ های درختان بهشت رفتــــند تا بدن خود را با آن بپوشانند.
فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُ مَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ – ۲۲ اعراف
پس چون آن دو از ]میوه[ آن درخت ]ممنوع[ چشیدند اندام جنسی آنها برایشان آشکار شد و به چسبانیدن برگ]هاى درختان[ بهشت بر خود آغاز کردند.
بعضی از دانشمندان فرهنگ لغت عربی نظر خود را در مورد رابطه زن و مرد در بهشت به شرح ذیل بیان کرده اند:
ابن منظور در لسان العرب ، زبیدی در تاج العروس، جوهری در صحاح اللغه ،ازهری در تهذیب اللغه، ابن سکیت در اصلاح المنطق و ابن السیده در مخصص، متفق هستند:
آیه: زَوَّجْنَاهُمْ بحُِورٍ عِینٍ ) بهشتیان را با حوران همسر می گردانیم(
به معنی: قرناهم بها و لیس انکحناهم ) پیوند روحی ، رمانتیک و عاشقانه برقرار است و نکاح جهت آمیزش جنسی میان همسران بهشتی برقرار نخواهد شد( است.

تمام دلایل فوق از قرآن کریم و فرهنگ لغت زبان عربی روشن کننده ی این است که پروسه ی ســکــس در میان همسران بهشتی وجود ندارد و هر کسی هم چنین تفسیری از حورالعین ارائه کرده است تنها نظر شخصی خودش بوده و تنها برای خودش معتبر است ، تفســــیرهای زیادی در مورد حوران بهشتی وجود دارد که همه ی آنها به اشتباه تفسیر شده اند خداوند می فرماید:

إنَِّ للِْمُتَّقِینَ مَفَازًا ﴿۳۱﴾ حَدَائقَِ وَأعَْنَابًا ﴿۳۲﴾ وَکَوَاعِبَ أتَْرَابًا ﴿۳۳﴾ – نباء
قطعا برای پرهیزکاران رستگاری بزرگ است – باغ ها و درختان انگور – و دختران همسال با سینه های برجسته!!! –

جای بسی شرم است مفسر قرآن وَکَوَاعِبَ أتَْرَابًا را به سینه ی زن معنی کرده است در حالی که کواعب به معنی خانه هایی است که طول ، عرض و ارتفاع آنها با هم برابر است به همین جهت خانه خدا کعبه نام دارد چون مکعبی شکل است لذا خداوند در آیات فوق زندگی در بهشت را برای مردم بیان می کند که زمینی پهناور در اختیار آنها قرار خواهد داد ) یکی از معانی مفازا زمین پهناور است ( که در آن زمین باغ ها و درختان انگور قرار دارد و همچنین خانه هایی کوچک و مکعبی شکل زیبا که پشت سر هم به ترتیب چیده شده اند و با زمین فاصله دارند ) اتراب جمع تریب است یعنی دیوارهای خانه پشت هم چیده شوند تا به شکل مکعب درآید( در سال ۲۰۱۰ دو مهندس سوئدی به نام سام و وایدگارد خانه های بهشت را روی نقشه ترسیم کردند سپس به ساختن آن به شکل فیزیکی پرداختند و تصویری زیبا ارائه کرده اند هر چند که خانه ها ی بهشت از زمین فاصله گرفته اند اما در این تصاویر به دلیل جاذبه این امر ممکن نبوده است. خانه های بهشتی مکعبی شکل هستند و دیوارهای آن به شکل آئینه ای عمل می کند از بیرون درون خانه مشخص نیست ولی از درون به راحتی بیرون خانه مشخص است و جز باغ و دریا و میوه ها و تصویرهای زیبایی که فقط خدا می داند تصاویر دیگری دیده نمی شود.

چنانچه مشاهده کردیم و مشخص شد کلمه وَکَوَاعِبَ أتَْرَابًا به معنی خانه های مکــــعبی شکل کوچک زیبا هستند که در داخل باغهای پهناور و وسیع قرار گرفته اند و این مطلــــب را می رساند که ما هم در دنیا باید از ساختن ساختمانها یا خانه هایی با وسعت و زیربنای زیاد خوداری کنیم و خانه های مکعبی شکل در درون باغ هایمان ایجاد کنیم ولی با کمال تاسف مفسرین این همه آیه را به زنان و سینه های برجسته آنان ربط داده اند.

سخن آخر این است در بــــــهشت هم مرد هم زن به شکل حوری هســــتند و جسم و بدنی جدا از بدن دنیا برای آنان خلق خواهد شد هر یک از ما در هر لحظه تغیـیر شکل می دهیم و با ظــــاهری آراسته و زیبا نمـــایان می شویم و زن و مرد از دیدن یکدیگر هرگز سیر نخواهند شد ، زنان و مردان بهــشتی فاقد آلت تناسلی هستند و رابطه جنسی در میان بهشتیان بی معنی است چون فاقد ادار ، منی یا اســـــپرم و تخمدان هستند.

منابع و ماخذ ۱ – آیات قرآن کریم :
الف – سوره واقعه آیه ۲۲ -۶۰و۶۱ ب – سوره نباء آیه ۳۱و۳۲ ج – سوره اعراف ۲۲ د- سوره دخان ۵۴ ه – سوره طور ۲۰
۲ – روزنامه العربی چاپ لندن ۲۲/۰۳/۲۰۱۶
۳ – لسان العرب – ابن منظور
۴ – تاج العروج – زبیدی
۵ – صحاح اللغه – جوهری
۶ – تهذیب اللغه – ازهری
۷ – اصلاح المنطق – ابن سکیت
۸ – مخصص – ابن سیده

اشکان
1 سال پیش

با سلام خدمت نویسنده عزیز…..کاملا درست و دقیق فرمودین و حقیقت رو تا توانستید نشون دادید…اکثر مخلوقات انسانی حور العین رو به چشم روابط جنسی میبینند و بس همین…اما نمیدونند که حقیقت اصلا این نیست…در واقع قرآن هم با این حور العین گفتن آزمایش میکند همه رو(چه مرد و چه زن!!!) و هم افرادی که تعقل میکنند رو بیشتر به بهشت ترغیب میکند یعنی نشون میده چه حقیقت زیبایی در بهشت در جریانه و خالص و پاک و کلی چیزهای دیگه رو میرسونه و نتیجه خاصی میرسونه…….همه این ها فقط از یک چیز نشات میگیره یعنی فهمیدن درست این سخنان الهی اون هم آگاهیت برتر که میدونم متوجه هستین دارم چی میگم….در پناه عشق الهی باشید

علی
1 سال پیش

با سلام و احترام فراوان با آن استادی که مقاله ای طومار گون درباره حوری و بهشت نوشتن,کوتاه سخن بگویم… خداوند بلند مرتبه خودش تو قران فرموده آن دنیا جاییست که نه کسی دیده نه کسی شنیده و نه به عقل کسی خطور کرده پس خواهشا زیاد درمورد نعمات بهشت و کیفت آنها سخن نگوییم چون هر کسی زیاد سفسطه کنه دروغگویی بیش نیست.مطلب آخر اینکه قران برا همه هست,انسانهایی با ضریب هوشی متفاوت,پس در بعضی از مواقع به نعمت ها و عذاب ها صریح اشاره کرده,نظرات غلط و شخصی خودمون رو به خورد مردمان عادی ندهیم….با تشکر یا علی.

4
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x