سرخط خبرها

ایا اثبات یکی بودن خدا با وحدت عددی خداوند تفاوت دارد ؟

پرسش:
اثبات یکی بودن خدا ظاهرا با وحدت عددی تفاوت دارد. حال آیا برهان فرجه وحدت عددی را اثبات می کند یا چیز دیگر. با توجه به آیه لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا … آیا این اثبات وحدت عددی نیست که در کلام ائمه آمده تشبیه است و آنرا نفی می کنند. در کل برهان فرجه، برهان تمانع، برهان اتصال تدبیر و کلام ائمه که اگر خدای دیگری بود رسولانش را می فرستاد در صدد اثبات وحدت عددی در حالی که خدا وحدت عددی ندارد یا منجر به تشبیه این تعارض چگونه قابل حل است؟
پاسخ:
توحید در سه سطح اثبات می شود. برخی براهین ، در سطح ابتدایی فقط می خواهند وجود شریک را ردّ کنند ؛ و کاری با نوع وحدت خدا ندارد. لذا در این گونه براهین ، استدلال می شود که خدای دومی وجود ندارد. امّا در سطحی بالاتر اثبات می شود که نه تنها خدای دومی وجود ندارد ؛ بلکه اساساً خدا بودن با دومی داشتن سازگار نیست. در سطح عالی ، اثبات می شود که نه تنها خدا دومی بردار نیست ؛ بلکه حتّی یک عددی هم نیست ؛ بلکه واحد وجودی است.
پس باید دید که مخاطب یک برهان کیست؟ و برهان برای چه کسی و در چه سطحی بیان می شود. باید دانست که بسیاری از براهین توحید ، را می توان در سه سطح تقریر نمود ؛ یعنی یک برهان را می توان با سه تقریر بیان داشت.
برهانی که می گوید:« اگر خدای دیگری بود رسولانش را می فرستاد » ، در صدد اثبات وحدت عددی نیست بلکه می خواهد توهّم وجود شریک را ردّ کند. لذا این برهان با این تقریر ، مربوط می شود به سطح نخست.
امّا تقریر عالی این برهان ، که وحدت وجودی را اثبات می کند نه وحدت عددی را که وحدت ماهوی است ؛ چنین می باشد.
ـ خدا ـ همان خدایی که قبلاً وجودش اثبات شده ـ یعنی وجود محض.
ـ چنین وجودی ، یقیناً حکیم خواهد بود. چون حکمت از صفات وجودی است ؛ و وجود محض نمی تواند که فاقد صفتی وجودی باشد.
ـ محال است خدای حکیم موجود قابل تکلیفی بیافریند و تکلیف لازم را در اختیار او نگذارد.
ـ پس اگر وجود محض دومی بود ، حتماً رسولان او نیز با تکالیف لازم برای بندگان ، می آمدند.
ـ امّا چنین رسولانی نیامده اند.
ـ پس وجود محض دومی موجود نیست.
در این برهان ، اثبات گشت که وجود محض دومی وجود ندارد ؛ و وجود محض فقط یکی است. و یقیناً این یکی بودن نمی تواند ماهوی (عددی) باشد. چون وجود محض ، یعنی وجودی که ماهیّت ندارد. پس یکی بودن او نیز نمی تواند عددی باشد.
امّا برهان فرجه:
آنچه در این برهان اثبات می شود ، وحدت وجودی است نه وحدت عددی. چون محور استدلال بر وجوب وجود خدا و قدم ذاتی اوست.
در این برهان در حقیقت می گوییم:
خدا واحد عددی نیست و دومی برنمی دارد ؛ به فرض که واحد عددی باشد تا بتوانیم برایش دومی فرض کنیم ، آنگاه بین آن دو قدیم ذاتی ، قدیم ذاتی سومی لازم می آید ؛ و بین آن سه ، باز دو قدیم ذاتی دیگر لازم می آید و … . بنا بر این از فرض دومی داشتن واجب ؛ و بلکه از فرض واحد عددی بودن او ـ که فرض دومی داشتن را میسّر کرده ـ خلف فرض لازم می آید.
امّا برهان تمانع:
این برهان نیز در حقیقت وحدت وجودی را اثبات می کند نه وحدت عددی را
تقریر عالی برهان تمانع ؛ به گونه ای که اثباتگر وحدت وجودی (غیر ماهوی) باشد.
خدا واحد عددی نیست تا فرض دومی برای او ممکن باشد. اگر بپذیریم که او واحد عددی است و برای او دومی فرض کنیم ؛ آن دومی یا عین اوست ، که در این صورت دومی نخواهد بود ؛ یا تباین کلّی با او دارد که در این صورت دو تدبیر متباین خواهیم داشت که موجب زوال جهان می شود ؛ یا دومی با اوّلی وجه اشتراک و وجه افتراقی دارد ؛ که در این صورت ، هر دو مرکّب خواهند بود ؛ و موجود مرکّب نمی تواند خدا باشد.
بنا بر این ، از فرض دومی برای خدا ؛ و بلکه از فرض واحد عددی بودن او ـ که امکان فرض دومی را برای او می دهد ـ به امر محال خواهیم رسید.
سخن آخر:
وقتی کسی بر توحید استدلال می کند ، باید دید چه تصوّری از خدا دارد؟ و این را از برهانی که برای اثبات وجود خدا اقامه نموده می توان دریافت. اگر کسی خدایی را اثبات نموده که وجود محض می باشد. در این صورت توحیدی هم که اثبات می کند ، واحدیّت همین وجود محض خواهد بود. و واحدیّت وجود محض ، نمی تواند وحدت عددی باشد. چون وجود محض ، یعنی وجود خالص و بدون ماهیّت. و روشن است که موجود غیر ماهوی نمی تواند واحد عددی باشد. چون عدد ، از ماهیّات می باشد.

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها