سرخط خبرها

آیا روح انسان مجرد (غیر مادی) است؟

پرسش:
سلام
آیا روح انسان مجرد است؟همانگونه که در انسان شناسی بسیاری از مسلمین مطرح است.
این این ادله را می توانید رد کنید.
روح انسان در تغییر است و هر تغییری داخل در زمان است چون زمان و تغییر مساوی و مقارن است.
روح موجودی محدود است و هر موجود دارای محدودی بعد دارد بنابراین مکان دارد.

پس روح امری مکانمند و زمانمند است و مجرد از ن نیست.

پاسخ:
۱ـ ردّ دلیل نخست
ـ انسان، مرکّب از روح و بدن است.
ـ بدن در تغییر است؛ لذا بدن من در یک هفت سالگی ام، یقیناً غیر از بدن یک سالگی خودم است. بدن بیست سالگی من هم یقیناً غیر از بدن هفت سالگی من است. سلولها دائماً از بین می روند و سلولهای دیگری جای آنها را می گیرند.
ـ حال اگر روح هم در تغییر باشد. پس انسان در حال تغییر است.
ـ اگر انسان در حال تغییر است، پس من در حال حاضر، آن کسی نیستم که هفت سال قبل بودم. بلکه من دیگر آن فرد یک ثانیه قبل هم نیستم.
ـ در حالی که ه کسی به علم حضوری می یابد که خود بودنش تغییر نمی کند. من، من هستم چه در گذشته ، چه در زمان حال و چه در آینده. غیر این باشد، اساساً منی وجود نخواهد داشت.
ـ پس این وسط یک امر ثابتی وجود دارد که از آن تعبیر می کنیم به «من».
ـ حال اگر کسی روح را هم مثل بدن، متغیر می داند، باید انسان را مرکّب از سه چیز بداند؛ من بعلاوه ی روح بعلاوه ی بدن. که از این میان، من باید مجرّد باشد. امّا اگر کسی بپذیرد که من همان روح است، در این صورت، باید همان روح را مجرّد و غیر قابل تغییر بداند.

۲ـ ردّ دلیل دوم
اینکه «هر موجود محدودی بعد دارد، و در نتیجه مکان دارد» درست نیست. اگر ادّعا دارید که این گزاره درست است، بر این ادّعا، اقامه برهان کنید.
ثانیاً به این مثالهای نقض، پاسخ دهید!
اعداد، محدود هستند، امّا نه بعد دارند نه مکان.
محبّت محدود است، امّا نه بعد دارد نه مکان. حقیقت محّبت، یک امر فرا مکانی و فرا زمانی است.
نسبتهایی مثل نصف بودن، ثلث بودن و … ، محدود هستند ولی نه بعد دارند نه مکان.
صرف اراده ـ نه اراده های جزئی ـ محدود است امّا نه بعد دارد نه زمان.
تمام صور عقلی (صور کلّی) محدود هستند امّا فاقد بعد و مکان می باشند. برای مثال، انسان کلّی، نه مرد است نه زن، نه یک متری است نه دو متری، نه سیاه است نه سفید است، نه … .

۳ـ این ادّعا که موجود مکاندار، نمی تواند مجرّد باشد، درست نیست.
تجرّد به معنی غیر مادّی بودن است نه به معنی غیر جسمانی. لذا جسم بر دو گونه است؛ جسم مادّی و جسم مجرّد. تمام صور خیالی، جسم هستند امّا مادّی نیستند. لذا مجرّدند.
بلی مجرّد بودن، با زماندار بودن منافات دارد. چون زمان، مقدار حرکت است، و حرکت، متقوّم به مادّه است. لذا، هر موجود زمانداری مادّی است، امّا هر موجود مکانداری یا دارای بعد، مادّی نیست؛ بلکه هر موجود مکاندار یا دارای بعد، جسم است. و خلط نشود بین جسمانی بودن و مادّی بودن. هر موجود مادّی، جسمانی هم هست، امّا هر موجود جسمانی، مادّی نیست.

۴ـ جدال احسن
اگر حقیقتی مجرّد و غیر متغیر در شما وجود ندارد، پس بنده این جواب را الآن برای چه کسی ارسال می کنم؟ آن کسی که این سوال را برای ما ارسال نموده، انسان چند روز پیش بوده، و انسان چند روز پیش، اکنون دیگر وجود ندارد. پس طبق مبنای خودتان، بنده با شما بحثی ندارم. چون شما اصلاً برای ما سوالی ارسال نکرده اید. آنکه سوال را ارسال کرده اکنون معدوم است. پس اگر این سوال را سوال خودتان می دانید، ندانسته قبل دارید که شمای امروزی همان شمای چند روز قبل هستید.

Print Friendly, PDF & Email
No votes yet.
Please wait...

دیدگاه ها