سرخط خبرها

چرا دوازده امام داریم ؟ غیبت حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) چرا؟ فلسفه ی غیبت چیست ؟

پرسش:
چرا احتیاج به دوازده امام داریم ؟
چرا به امام زمان و هدایتش احتیاج داریم ؟
فواید غیبت کبری چیست ؟

پاسخ:
۱ـ چرا دوازده خلیفه؟
شیعه و سنّی در روایات صحیحی از پیامبر(ص) نقل نموده اند که تعداد جانشینان پیامبر دوازده نفرند. برای نمونه طبق بیان اهل سنّت در یکی از معتبرترین کتبشان ، رسول خدا (ص) فرمودند: « لا یزال هذا الدین قائما حتى تقوم الساعه او یکون علیکم اثنا عشر خلیفه کلّهم من قریش ـــــ این دین پیوسته پا برجاست تا اینکه قیامت برپا شود یا بر شما دوازده خلیفه حاکم شوند که همگی از قریش می باشند.» (صحیح مسلم، ج۶ ،ص۴ ــ مسند امام احمد حنبل ، ج۵ ،ص۸۹)
« عن جابر بن سمره قال: سمعت النبى صلى اللّه علیه (و آله) و سلم یقول: لَا یزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِیزاً إِلَى اثْنَی عَشَرَ خَلِیفَهً ثُمَّ قَالَ کَلِمَهً لَمْ افْهَمْهَا ، فقلت لأبی: ما قال؟ قال: کلّهم من قریش ــــ جابر بن سمره گوید: شنیدم از رسول الله (ص) که می فرمودند: همواره اسلام عزیز است با دوازده خلیفه. سپس کلمه ای گفتند که من نفهمیدم ؛ به پدرم گفتم: چه فرمودند؟ گفت: فرمودند: همه از قریش می باشند»( صحیح مسلم ،ج۶،ص۳)
« عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَهَ قَال: دَخَلْتُ مَعَ أَبِی عَلَى النّبی (ص) فسمعته یقول: إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَنْ ینْقَضِی حتّی یمْضِی فِیهمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِیفَهً ثُمَّ تکلّم بکلام خفی علی ؛ قال قلت لابی ما قال؟ قال قال کلّهم من قریش ـــــ جابر بن سمره گوید: به اتفاق پدرم خدمت حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله رسیدیم ، شنیدم که حضرت می فرمودند: این امر منقضى (سپری) نخواهد شد تا آنگاه که دوازده نفر خلیفه در میان ایشان بگذرند ؛ سپس مطلبى خفی فرمودند. به پدرم گفتم: چه فرمودند؟ گفت: فرمودند: همه از قریش خواهند بود» (صحیح مسلم ،ج۶ ،ص۳)
پس تعداد خلفای رسول خدا(ص) را خود خدا تعیین نموده و توسّط رسولش ابلاغ نموده است. امّا چرا دوازده نفر و نه کمتر و نه بیشتر؟ سرّش برای ما آشکار نیست. این رازی است که خدا و خازنان علمش می دانند.

۲ـ این دوازده خلیفه چه کسانی هستند؟
تا به امروز نه اهل سنّت و نه فرقه های انحرافی شیعه مثل زیدی ها و اسماعیلی ها و … نتوانسته اند دوازده خلیفه ی پیامبر را با این مشخّصات که احادیث گفته اند بشمارند. تنها شیعه ی دوازده امامی است که تنوانسته است دوازده امام با مشخّصات گفته شده توسّط نبی اکرم(ص) را معرّفی کند. بنا بر این ، شکّی نمی ماند که مراد پیامبر(ص) از دوازده خلیفه ، ائمه ی شیعه بوده اند و الّا لازم می آید که پیامبر ، معاذ الله خبر دروغ داده باشد. بنا بر این ، امامت این دوازده نفر ثابت است.
در این حدیث دقّت جدّی داشته باشید ، چون منبع آن، کتاب «صحیح مسلم» و «مسند امام احمد حنبل» است. لذا اهل سنّت به هیچ وجه نمی توانند اعتبارش را انکار کنند. چون اینها صحیح مسلم و صحیح بخاری را کاملاً صحیح می دانند و مسند حنبل را هم جزء شش منبع صحیح خود می دانند.

۳ـ چرا آخرین امام غایب شد؟
درباره ی حکمت غیبت ، عرض می شود: حکمتش امتحان مردم است.
همانگونه که خداوند متعال ، بنی اسرائیل را به غیبت چهل روزه ی حضرت موسی (ع) امتحان نمود و اکثرشان مردود شده و گوساله پرست شدند. و شاید حکمتی دیگر نیز دارد که خداوند متعال عالم است بدان. بسیاری امور دینی هستند که ما به حکمتش آگاه نیستیم ، اینهم رویش. ما اگر عالم به حکمت تمام امور دین بودیم که خودمان امام بودیم.
خدای حکیم، هر گونه بخواهد، مردمان را امتحان می کند و کسی هم نمی تواند به نحوه ی کار او خرده بگیرد؛ لذا فرمود: « لا یسْئَلُ عَمَّا یفْعَلُ وَ هُمْ یسْئَلُونَ ـــ او از آنچه انجام می دهد ، مورد سوال و بازخواست واقع نمی شود ؛ در حالی که آنها مورد سوال و بازخواست هستند.»(الأنبیاء:۲۳)
حتّی محدود شدن تعداد ائمه(ع) به دوازده نفر هم می تواند نوعی امتحان باشد، همان گونه که خداوند متعال تعداد ملائک جهنّم را امتحان قرار داد برای عدّه ای بهانه جو؛ و فرمود: « وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلاَّ مَلائِکَهً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَهً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیسْتَیقِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ یزْدادَ الَّذینَ آمَنُوا إیماناً وَ لا یرْتابَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیقُولَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً کَذلِکَ یضِلُّ اللَّهُ مَنْ یشاءُ وَ یهْدی مَنْ یشاءُ وَ ما یعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُوَ وَ ما هِی إِلاَّ ذِکْرى‏ لِلْبَشَرِ ـــــــ مأموران دوزخ را فقط فرشتگان قرار دادیم، و تعداد آنها را جز براى آزمایش کافران معین نکردیم تا اهل کتاب یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان تردید به خود راه ندهند، و بیماردلان و کافران بگویند: «خدا از این توصیف چه منظورى دارد؟!» (آرى) این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه مى‏سازد و هر کس را بخواهد هدایت مى‏کند ؛ و لشکریان پروردگارت را جز او کسى نمى‏داند، و این جز هشدار و تذکّرى براى انسانها نیست!» (المدثر:۳۱)

۴ـ آیا اعتقاد به مهدی موعود، اعتقادی صرفاً شیعی است؟
اعتقاد به مهدی موعود نیز عقیده ای صرفاً شیعی نیست بلکه این مساله از امور مسلّم نزد علمای بزرگ اهل سنّت است. لذا انکار آن انکار یک اعتقاد مشترک بین شیعه و اهل سنّت است. ذیلاً به برخی از روایات اهل سنّت در این باره اشاره می کنیم.
قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم: « لو لم یبق من الدنیا إلا یوم لطوله اللّه عز و جل حتى یملک رجل من أهل بیتى یملک جبل الدیلم و القسطنطینیه. ـــــ اگر از دنیا نمانده باشد مگر یک روز ، خدای عزّ و جلّ آن را روز را طولانی می کند تا مردی از اهل بیت من ملک و سلطنت یابد. او بر کوه دیلم (البرز) و قسطنطینیه سلطه پیدا می کند.» (سنن ابن ماجه ، ج۲ ، ص۹۲۹ ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج۱۴ ، ص۲۶۷)
این روایت ، صراحت دارد که موعود آخر الزمان از نسل پیامبر (ص) است.
ـ قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم: « المهدى منا أهل البیت یصلحه اللّه فى لیله ــــ مهدی از ما اهل بیت است ، که خدا کار او را در یک شب درست می کند. » (مسند امام احمد حنبل ، ج۱ ،ص۸۴ ـــ صحیح بخاری ، ج۱ ، ص۳۱۸ (فقط قسمت اول حدیث))
در این حدیث که رئیس حنبلی ها نقل نموده و در معتبرترین کتب اهل سنّت ؛ یعنی صحیح بخاری نیز آمده ، مهدی جزء اهل بیت شمرده شده است .
ـ « عن عبد اللّه قال: بینما نحن عند رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم إذا أقبل فتیه من بنى هاشم فلما رآهم النبى صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم اغرورقت عیناه و تغیر لونه قال: فقلت: ما نزال نرى فى وجهک شیئا نکرهه، فقال:إنا أهل بیت اختار اللّه لنا الآخره على الدنیا، و إن أهل بیتى سیلقون بعدى بلاء و تشریدا و تطریدا حتى یأتى قوم من قبل المشرق معهم رایات سود فیسألون الخیر فلا یعطونه فیقاتلون فینصرون فیعطون ما سألوا فلا یقبلونه حتى یدفعوها إلى رجل من أهل بیتى فیملأها قسطا کما ملأوها جورا، فمن أدرک ذلک منهم فلیأتهم و لو حبوا على الثلج‏ ـــــــ «عبد الله» روایت مى‏کند، هنگامى که حضور رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شرفیاب بودیم، گروهى از جوانان بنى هاشم از آنجا عبور مى‏کردند، همین که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آنها را دید، دیدگانش اشک آلود شد و رنگ چهره ی مبارکش تغییر کرد. عرض کردیم: یا رسول الله! آرزو مى‏کنیم که هرگز چهره ی شما را غمناک و متأثر نبینیم! فرمود: ما خاندانى هستیم که خداى تعالى آخرت را به جاى دنیا براى ما برگزیده است ؛ و من یقین دارم پس از درگذشت من، اهل بیتم گرفتار شکنجه ی امّتم قرار مى‏گیرند ، طوری که آنها را از پاى درمى‏آورند و از شهرى به شهرى و از مکانى به مکان دیگر، آواره‏ مى‏سازند. و این رفتار را همواره ادامه مى‏دهند تا هنگامى که مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سیاه ظهور مى‏کنند، اینان از مردم درخواست خیر مى‏کنند. مردم به آنها پاسخ درستى نمى‏دهند در نتیجه با آنها نبرد مى‏کنند و پیروز مى‏شوند. و آنچه را خواسته‏اند به آنها مى‏دهند لیکن آنها نمى‏پذیرند و بدین حال به سر مى‏برند تا اختیارات کامل را در دست مردى از اهل بیت من قرار دهند. او هم به حسب وظیفه‏اى که دارد با مخالفان نبرد مى‏کند تا دنیا را همانطور که بى‏عدالتى فراگرفته است، از عدل و داد لبریز سازد.اینک کسى که آنها را دریابد دست از دامن آنها برندارد هر چند هم در شدت سرما و ناراحتى باشد. » (سنن ابن ماجه ، ج۲، ص۱۳۶۶ ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج۱۴ ، ص۲۶۸)
در این روایت ، که به خاطر اشاره به مظلومیت اهل بیت (ع) ، نقل آن از سوی برادران اهل سنّت بسیار عجیب می باشد ، به صراحت بیان شده که موعود نهایی از اهل بیت (ع) می باشد. ضمناً منظور از « جانب مشرق » در این روایات ، طبق آنچه در دیگر روایات وارد شده ، منطقه ی خراسان می باشد ؛ که قیام آنها پیش در آمد قیام امام زمان (ع) خواهد بود.
ـ « عن النبى صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم قال: لو لم یبق من الدهر إلا یوم لبعث اللّه رجلا من أهل بیتى یملأها عدلا کما ملئت جورا. ــــــ اگر از روزگار، جز یک روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى مردى از اهل بیت مرا برمى‏گمارد تا دنیا را پر از عدل و داد نماید، همانطور که پر از ظلم و جور شده است. » (مسند احمد حنبل ، ج۱ ،ص۹۹ ــ سنن ابی داود ،ج۲ ، ص۳۱۰ ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج۱۴ ، ص۲۶۷ ــ الجامع الصغیر ، سیوطی ، ج۲ ،ص۴۳۸)
در این روایت نیز موعود بشریت جزء اهل بیت معرّفی شده است.
ـ « عن أبى سعید الخدرى قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم: لا تقوم الساعه حتى تملأ الأرض ظلما و جورا و عدوانا ثم یخرج من أهل بیتى من یملأها قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و عدوانا، قال: هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ــــــــ «ابو سعید خدرى» از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله روایت مى‏کند که قیامت برپا نمى‏شود مگر زمانیکه روى زمین لبریز از ظلم و جور و عداوت و دشمنى شود، آنگاه شخصى از خاندان من قیام مى‏کند که روى زمین را لبریز از عدل و داد مى‏سازد، در حالیکه پر از ظلم و عداوت شده است. » «حاکم نیشابوری» گوید: این حدیث طبق نظر «مسلم» و «بخارى» صحیح است. » (مستدرک الصحیحین ، حاکم نیشابوری ، ج۴ ،ص ۵۵۷ ـــ مسند أحمد بن حنبل ، ج ۳ ، ص ۳۶)
ـ قال رسول الله (ص) : « کیف أنت یا عوف إذا افترقت الأمه على ثلاث و سبعین فرقه واحده منها فى الجنه و سائرهن فى النار ؟ قلت متی ذلک یا رسول الله ؟ قال اذا کثرت الشرط و ملکت الاماء و قعدت الجُمَلا علی المنابر و اتخذ القرآن مزامیراً و زخرفت المساجد و رفعت المنابر و اتخد الفیء دولا و الزکاه مغرماً و الامانه مغنماً و تفقه فی الدین لغیر الله و اطاع الرّجل امرأته و عق امّه و اقصی ابه و لعن آخر هذه الامّه اولها و ساد القبیله فاسقهم و کان زعیم القوم ارذلهم و اکرم الرّجل اتقاء شره ، فیومئذ یکون ذاک فیه. یفزع الناس یومئذ الی الشام و الی مدینه یقال له دمشق ، من خیر مدن الشام ؛ فتحصنهم من عدوهم ، قیل: و هل تفتح الشام؟ قال بلی وشیکاً ، تقع الفتن بعد فتحها ثم تجئ فتنه غبراء مظلمه ثم تتبع الفتن بعضها بعضا حتى یخرج رجل من أهل بیتى یقال له المهدى فان أدرکته فاتبعه و کن من المهتدین‏. ــــــــــ رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به «عوف»، فرمود: اى عوف! چگونه خواهى بود زمانی که امّتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند ؛ که فقط یک فرقه از آنها بر حق‏ و اهل بهشتند و مابقى ـ هفتاد و دو فرقه ی دیگر ـ بر باطل و اهل دوزخ‏اند؟ گفتم: کی چنین خواهد شد ای رسول خدا؟ فرمود: آنگاه که شرط بندی رایج شود ؛ و بردگان حاکم شوند ؛ و گردن کلفتها بر منبر (مسند قضاوت ) می نشینند ؛ و قرآن را تبدیل به موسیقی می کنند ؛ و مساجد طلاکاری می شوند ؛ و منبرها بلند ساخته می شوند ؛ و اموال عمومی را مال شخصی خود می کنند ؛ و زکات دادن را غرامت (پل زور) می شمارند ؛ و امانت را غنیمت بر می دارند ؛ و در دین ژرف نگری می شود ، امّا به خاطر خدا ؛ و مرد از زن خود اطاعت می کند ، عاقّ مادر خود می شود و پدر خود را می راند ؛ و آخر این امّت ، پیشگامان آن را لعن می کنند ؛ و فاسق قبیله بزرگ آن می گردد ؛ و پستترین قوم ، حاکم آنها می شود ؛ و بزرگوارترین مردان اهل طمع و حرص دانسته می شوند ؛ در چنین موقعی آن اتّفاق خواهد افتاد. در چنان روزی مردم به سوی شام و شهری به نام دمشق پناه می برند ، که از بهترین شهرهای شام است ؛ پس آن شهر آنها را از دشمنانشان پناه می دهد. گفته شد:آیا شام فتح می شود؟ فرمودند: بلی به زودی. بعد از فتح آن فتنه ها بلا می گیرد ؛ سپس فتنه ای سخت و تاریک می آید ؛ سپس فتنه ها پشت سر هم ظاهر می شوند تا اینکه مردی از اهل بیت من قیام می کند که او را مهدی گویند. پس اگر او را درک نمودی پیرویش کن تا از هدایت یافتگان باشی. » (مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج۷ ، ص۳۲۴ ــ کنز العمال ج ۱۱ ص ۱۸۳)
در این حدیث منقول از اهل سنّت ، افزون بر اینکه نام موعود آخر الزمان با عنوان مهدی برده شده ، و تصریح گردیده که او از اهل بیت (ع) می باشد ، بیان شده که مسلمین به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهند شد و تنها یک فرقه از آنها بر حقّ است ؛ که آنها در ارتباط با مهدی موعود هستند. افزون بر این مطالب ، اوضاع جهان در زمان ظهور مهدی موعود نیز بیان شده است. البته دقّت شود که این اوصاف ، اوّلاً مربوط به کلّ جهان آن روز می شود نه یک منطقه ی خاصّ. ثانیاً این اوصاف عمومیت دارند نه کلّیت ؛ یعنی اکثراً چنین خواهد بود نه همه جا و در مورد همه کس. عملاً نیز مشاهده می فرمایید که بسیاری از این علائم ، در دنیای امروز تحقّق یافته اند. مثلاً اکثر حاکمان دنیا ، جزء بدترین مردمان عصر می باشند ؛ یا اطاعت از زن در اکثر مردان دیده می شود ؛ یا اکثر قضات دنیا ، اهل عدالت نیستند ؛ یا قرآن کریم ، بیشتر به عنوان زینت مجالس و برای فخر فروشی خوانده می شود نه برای درس گرفتن از آن ؛ یا برخی به اصطلاح روشنفکران مسلمان امروزی ، پیشگامان اسلام و حتّی اهل بیت (ع) را متّهم به جهل و بی تمدّنی و امثال آن می کنند.
ـ « عن أبى أیوب الأنصارى قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم لفاطمه سلام اللّه علیها: نبینا خیر الأنبیاء و هو أبوک، و شهیدنا خیر الشهداء و هو عم أبیک حمزه، و منا من له جناحان یطیر بهما فى الجنه حیث شاء و هو ابن عم أبیک جعفر، و منا سبطا هذه الأمه الحسن و الحسین و هما ابناک، و منا المهدى‏ ــــــ «ابو ایوب انصارى» روایت کرده است که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به فاطمه زهرا علیها السّلام، فرمود: پیغمبر ما، بهترین پیغمبران است و او پدر تو است و شهید ما، بهترین شهیدان است و او «حمزه»، عموى پدر تو است. و از ما خانواده بزرگوارى است که خداى تعالى دو بال به او مرحمت فرموده است تا در بهشت به هر کجا که بخواهد پرواز نماید و او «جعفر»، پسر عموى تو است. و از خاندان ما دو سبط این امت حسن و حسین علیهما السّلام هستند که دو فرزند تو باشند و مهدى از خاندان ماست.» (مجمع الزوائد ، الیهثمی ، ج۹ ، ص۱۶۶ ــ المعجم الصغیر ، الطبرانی ، ج۱،ص۳۷)
ـ « عن أم سلمه قالت: سمعت رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم یقول: المهدى من عترتى من ولد فاطمه ــــــ ام سلمه ـ همسر پیامبر ـ روایت مى‏کند که از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که مى‏فرمود: مهدى ، از عترت من و از فرزندان فاطمه است. »( میزان الاعتدال ، الذهبی ، ج۲ ،ص۸۷ ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج۱۴ ، ص۲۶۴)
ـ باز فرمود: « إبشرى یا فاطمه فان المهدى منک ـــــــ مژده باد تو را، اى فاطمه! که مهدى، از وجود تو است. » (کنز العمال ، ج ۱۲ ، ص ۱۰۵)
ـ « عن حذیفه إن النبى صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم قال: لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطول اللّه ذلک الیوم حتى یبعث رجلا من ولدى اسمه کاسمى، فقال سلمان: من أى ولدک یا رسول اللّه؟ قال: من ولدى هذا و ضرب بیده على الحسین علیه السلام. ـــــــ «حذیفه» روایت مى‏کند که رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله که فرمودند: اگر از عمر دنیا ، جز یک روز باقى نمانده باشد، خداى‏ تعالى همان یک روز را آنقدر طولانى مى‏فرماید، تا مردى از فرزندانم را که هم اسم من است برانگیزد. «سلمان» پرسید: مهدى از کدامیک از فرزندان شماست؟ فرمود: از این فرزندم و دست مبارک را به شانه ی حسین علیه السلام نواخت.» (ذخائر العقبى ، احمد بن عبدالله الطبری ، ص ۱۳۷)
ـ « عن على بن الهلالى عن أبیه قال: دخلت على رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم فى الحاله التى قبض فیها فاذا فاطمه سلام اللّه علیها عند رأسه فبکت حتى ارتفع صوتها فرفع صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم طرفه الیها (إلى أن قال) یا فاطمه و الذى بعثنى بالحق إن منهما یعنى من الحسن و الحسین علیهما السلام مهدى هذه الأمه إذا صارت الدنیا هرجا و مرجا و تظاهرت الفتن و تقطعت السبل و أغار بعضهم على بعض فلا کبیر یرحم صغیرا و لا صغیر یوقر کبیرا فیبعث اللّه عز و جل عند ذلک من یفتح حصون الضلاله و قلوبا غلفا یقوم بالدین فى آخر الزمان کما قمت به فى أول الزمان و یملأ الأرض عدلا کما ملئت جورا، قال: خرجه الحافظ أبو العلاء الهمذانى. ــــــــــ «على بن هلالى» از پدرش روایت مى‏کند، هنگامى که رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله آخرین روزهاى آخر عمر خود را سپرى مى‏کرد و سرانجام هم درگذشت ، حضور مبارکش شرفیاب شدم و این در حالى بود که فاطمه علیها السّلام در بالاى سر مبارک نشسته بود ، و از اینکه پدر ارجمندش در حال جان دادن بود بلند مى‏گریست، چنانکه صداى گریه‏اش به گوش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله رسید. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله سر برداشت و نگاهى به فاطمه علیها السّلام کرد (تا آنجا که فرمود) اى فاطمه! به خدایى که مرا به راستى فرستاده است، مهدى این امّت ، از نسل حسن و حسین علیهما السّلام است. و فرمود: زمانی که در دنیا هرج و مرج به وجود بیاید و آتشهاى فتنه‏گرى از هر سو زبانه بکشند و راهها بسته شوند و مردم علیه یکدیگر دست چپاول دراز کنند ، چندان که کوچک به بزرگ احترام نگذارد و بزرگ به کوچک رحم ننماید، در آن هنگام است که خداى عزّ و جلّ کسى را برمى‏گمارد که حصارهاى گمراهى را ویران کند و دلهاى تاریک از دشمنى خدا و رسول و اولیاى او را از آلودگى پاک کرده و روشن گرداند. آرى، او در آخر الزّمان پیکره ی دین را استوار مى‏دارد، همانطور که من در اوّل بعثت به پایدارى آن همّت گماشتم ؛ و زمین را پر از عدل و داد مى‏کند، همانگونه که پر از ظلم و جور شده است.» (ذخائر العقبى ، احمد بن عبدالله الطبری ، ص ۱۳۷)
ـ رسول خدا فرمود: « یلتفت المهدى علیه السلام و قد نزل عیسى بن مریم علیه السلام کأنما یقطر من شعره الماء فیقول المهدى علیه السلام: تقدم فصلّ بالناس، فیقول: إنما أقیمت الصلاه لک ، فیصلّى خلف رجل من ولدى‏ ـــــــ هنگام ظهور حضرت مهدى (عج)، حضرت عیسى بن مریم علیهما السّلام، از آسمان فرود مى‏آید در حالیکه به نظر مى‏رسد از موهایش قطرات آب مى‏ریزد، سپس حضرت مهدی (عج) پیشنهاد مى‏کند که جلو بایستید تا مردم نماز خود را با اقتداى به شما به جاى آورند. حضرت عیسى علیه السلام مى‏فرماید: همانا نماز فقط برای تو برپا شده است. پس عیسى علیه السلام پشت سر مردى از فرزندان من نماز مى‏گزارد. » (الصواعق المحرقه ، ابن حجر عسقلانی ، ص ۹۸)
ـ رسول خدا فرمودند: « منا الذى یصلّى عیسى بن مریم خلفه‏ ـــــــ از ماست کسى که عیسى بن مریم علیهما السّلام پشت‏سراو نماز مى‏خواند و به وى اقتدا مى‏کند. (کنز العمال ، ج۱۴ ، ص ۲۶۶)
ـ « عن جابر بن عبد اللّه قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم: یخرج الدجال فى خفقه من الدین و إدبار من العلم (إلى أن قال) فاذا هم بعیسى بن مریم فتقام الصلاه فیقال له: تقدم یا روح اللّه فیقول: لیتقدم إمامکم فلیصل بکم ــــــــ «جابر بن عبد الله» روایت مى‏کند که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: زمانیکه دین اسلام به حالت خفقان درآید و علم و دانش الهى بر مردم پشت کند، «دجّال» خروج مى‏کند (تا آنجا که مى‏گوید) عیسى علیه السلام نازل مى‏شود، در حالیکه صفهاى جماعت منعقد شده و مردم آماده ی برپایى نماز هستند، به آن حضرت مى‏گویند: یا روح الله! جلو بایستید تا در نماز به شما اقتدا کنیم. مى‏فرماید: امام شما باید جلو قرار بگیرد تا شما به او اقتدا کنید. » (مسند الإمام أحمد بن حنبل ، ج ۳ ، ص ۳۶۷)

اینها اندکی از فراوان احادیث اهل سنّت در باب مهدی موعود است که از رسول خدا نقل نموده اند ؛ که همگی ثابت می کنند: اوّلاً موعود آخر الزّمان مهدی است. ثانیاً مهدی از اولاد رسول خداست . ثالثاً عیسی مسیح نیز در زمان ظهور در رکاب آن حضرت و تابع ایشان خواهد بود. و به وضوح از این روایات پیداست که او امام امّت پیامبر است و اطاعتش واجب می باشد.

۵ـ وجود امام غایب، چه فایده ای دارد؟
یافتن جواب این سؤال مبتنی است بر شناخت جایگاه امام و خلیفه ی خدا در بین خلایق.
می دانیم که خداوند برای خلایق حواس و قوای مختلفی خلق نموده و به هر کدام کاری سپرده است. یکی از این قوا، عقل انسان است که فعالیت های سایر اعضا را کنترل میکند.
کار عقل در کنترل سلامت و حیات بدن در اکثر موارد نامحسوس است و از این نظر مانند قلب است که در همه ی لحظات حتی در مواقعی که فرد خود توجه ندارد کار حیات بخش خویش را انجام میدهد.
در روایات ما، وجود امام در بین مخلوقات دیگر جایگاه وجودی قلب و عقل را دارد، بگونه ای که به دلیل وجود ایشان است که امور عالم نظم داشته و دنیا به هم نمیریزد. لذا از امام معصوم ــ چه حاضر باشد و چه غایب ــ تعبیر به عقل کلّ و قلب عالم امکان و قطب عالم وجود نیز می کنند.
بر این اساس ، وجود حجّت و خلیفه ی خدا ، چه به صورت نبی یا امام بر روی زمین منشا آثار فراوانی است که اگر او نباشد آن آثار هم تحقق نمی یابند و زندگی در دنیا غیر ممکن می گردد.
از جمله آنکه: برکت وجود اوست که در عالم تکوین اثر گذاشته و سبب می شود که نعمت های مختلف آسمانی و زمینی در اختیار مردم قرار گیرند و بلاهای مختلف از مردم دفع گردد. در حدیث آمده است که : « لو بقیت الأرض یوما واحدا بلا إمام منّا لساخت الأرض بأهلها و لعذبهم الله بأشد عذابه و ذلک لأن الله جعلنا حجه فی أرضه و أمانا لأهلها لم یزالوا بأمان من أن تسیخ بهم الأرض ما دمنا بین أظهرهم فإذا أراد أن یهلکهم و لا یمهلهم و لا ینظرهم ذهب بنا من بینهم ثم یفعل الله ما یشاء ـــــ اگر زمین یک روز بدون امام باقی بماند، اهلش را فرو خواهد برد و خداوند اهل زمین را به سخت ترین عذاب معذب خواهد کرد، به خاطر آنکه خداوند امام را حجت اهل زمین و سبب امنیت زمین قرار داده که اهل زمین تا زمانی که او بینشان است در امان هستند، و هنگامی که خداوند بخواهد مردم را هلاک کند و به آنها نظر نکند امام را از بین ایشان می برد و سپس آنچه بخواهد انجام می دهد. » (دلائل‏الإمامه ،ص ۲۳۱)
از آثار وجود امام در بین مردم هدایت آنها به سمت کمال و رشد است ؛ که به دو صورت ظاهری و باطنی انجام می شود. هدایت باطنی یکی از مختصات امام است که بدون وجود امام از کسی ساخته نیست، و این هدایت همان رساندن مردم به رشد روحانی و معنوی است و مثل هدایت های دیگر فقط نشان دادن مسیر یا مقصد نیست. بلکه جریان دادن هدایت در مردم است. اگر این هدایت امام نباشد کسی به کمال و هدایت نخواهد رسید و همه در گمراهی غرق شده و آنگاه همه ی برکات از زمین رفته عذاب الهی بر همه نازل می شود.
این آثار و برکات متوقف بر حضور علنی و ظهور امام در جامعه نیست بلکه امام غایب هم این آثار و برکات را دارد. لذا امیر المومنین (ع) در نهج البلاغه فرمودند: « لا تخلو الأرض من قائم لله بحججه إما ظاهرا مشهورا أو خائفا مغمورا ـــــ زمین از حجج الهی خالی نمی شود، حال این حجت یا ظاهر و شناخته شده است یا در نهان و پوشیده » (نهج البلاغه ، خطبه ۱۴۷)
و در خصوص امام زمان علیه السلام روایت شده است که برکات ایشان به مردم میرسد چنانچه برکات وجود خورشید از پشت ابر به مردم میرسد. یعنی همانگونه که در پشت ابر بودن خورشید ، همه ی آثار وجودی او را نهان نمی سازد ؛ و تنها شکل خورشید پنهان می شود و شدّت نورش کم می گردد ، در پرده ی غیبت بودن امام معصوم نیز تنها آثار ظاهری او را می پوشاند نه آثار باطنی اش را. اگر خورشید ، که ستاره ی از ستارگان این جهان پهناور است ، نبود ، هیچ موجود زنده ای در زمین باقی نمی ماند ؛ چه آنها که شب زی هستند و چه آنها که در روز زندگی می کنند. چرا که تمام انرژی حیاتی زمین بند به وجود خورشید می باشد.اگر وجود حجّت خدا هم نبود ، حیات انسانی و معنوی از زمین برداشته می شد.
حضرت امام زمان علیه السلام خود در یکی از توقیعات شریفشان به یکی از نوّاب خاصّ مرقوم فرموده اند: « أنی أمان لأهل الأرض کما أن النجوم أمان لأهل السماء ــــ منم امان اهل زمین ، همانطور که ستاره ها امان اهل آسمانند.» ( إعلام‏الورى ، ص ۴۵۲)
افزون بر این امور، اینکه ما به حاضر و ناظر بودن حضرت بر اعمال شیعیان و بر حوادث جامعه بشری معتقد باشیم ، آثار تربیتی و ارشادی بسیاری دارد که از آن جمله است تقویت انگیزه ی مردم در دفاع و نصرت حق و مراقبت از اعمال خود ؛ چرا که همه ی اینها در برابر چشم امام زمان علیه السلام می باشد. اگر آن جناب نبود ، حقیقتاً حسّ مبارزه طلبی و دفاع از حقیقت در جهان می مرد ، و کسی امیدی به پیروزی حقّ بر باطل نداشت. لذا ملاحظه می فرمایید که همواره شیعیان در صف اوّل مبارزه با رژیمهای ظالم قرار دارند و دیگر مبارزان در راه حقیقت نیز همواره از شیعیان الگو می گیرند. البته حساب مستضعفانی که صرفاً برای به چنگ آوردن دنیا می چنگند جداست.
در بسیاری از موارد نیز پدید آمدن بعضی شرایط و یاری خواستن علما و ارادتمندان حضرت باعث شده است که حضرت به شکلی آشکار، آثار ولایت خویش را نمایان ساخته و مشکلات مومنین و جامعه ی شیعی را برطرف سازند. واضح است که اگر عنایات حضرت و هدایت باطنی ایشان نبود جماعت شیعه که در بسیاری از برهه های تاریخی ضعیف و تحت تهاجمات شدید بود، تاب مقاومت در برابر دشمنان و مشکلات را نمی آورد و چه بسا نابود می شد. ما معتقدیم جز با عنایات ایشان پیشرفتی متوجه دوستداران و شیعیانشان نشده است. ذیلاً نامه ای از امام زمان (ع) به جناب شیخ مفید ـ رحمه الله علیه ـ را خدمت حضرت عالی تقدیم می داریم که به خوبی نقش آن حضرت را در زمان غیبت نشان می دهد. این نامه در زمان غیبت صغری و از طریق یکی از نوّاب خاصّ حضرت به دست شیخ مفید رسیده است.
« این نامه‏اى است به برادر با ایمان و دوست رشید شیخ مفید ، أبو عبد اللَّه محمّد بن محمّد بن نعمان – أدام اللَّه اعزازه- که از جمله پیمانهایى است که به ودیعت نهاده شده و از بندگان خدا اخذ گردیده است.
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم، سلام بر تو اى دوست مخلص در دین که در اعتقاد به ما با علم و یقین امتیاز دارى. ما شکر وجود تو را به پیشگاه خداوندى که جز او خدائى نیست برده و از ذات بى‏زوالش مسألت مى‏نمائیم که رحمت پیاپى خود را بر آقا و مولى و پیغمبر ما محمّد و اولاد طاهرین او فرو فرستد، و به تو- که پروردگار توفیقات را براى‏ یارى حقّ مستدام بدارد و پاداش تو را با سخنانى که از جانب ما مى‏گوئى با صداقت افزون گرداند- اعلام مى‏دارم که: به ما اجازه داده شده که تو را به شرافت مکاتبه مفتخر سازیم و موظّف بداریم که آنچه به تو مى‏نویسیم به دوستان ما که نزد تو مى‏باشند برسانى.
خداوند تمامى ایشان را به طاعت خود عزیز بدارد و با حفظ و عنایات خود مشکلات آنان را برطرف فرماید. خداوند تو را به امداد خود بر دشمنانش که از دین او بیرون رفته‏اند، پیروز گرداند و در رسانیدن به کسانى که اطمینان به آنان دارى به طرزى که إن شاء اللَّه مى‏نویسم عمل کن.
هر چند ما در جایى منزل کرده‏ایم، که از محلّ سکونت ستمگران دور است و این هم بعلّتى است که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان ما را تا زمانى که دولت دنیا از آن فاسقان مى‏باشد در این دیده است، ولى در عین حال از اخبار و اوضاع شما کاملا آگاهیم و چیزى از آن بر ما پوشیده نمى‏ماند.
ما از لغزشهائى که از برخى شیعیان سر مى‏زند از وقتى که بسیارى از آنان میل به‏ بعضى از کارهاى ناشایسته‏اى نموده‏اند که نیکان گذشته از آنان احتراز مى‏نمودند و پیمانى که از آنان براى توجّه به خداوند و دورى از زشتى‏ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته‏اند اطّلاع داریم، گویا آنان نمى‏دانند که ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‏کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‏ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو مى‏آورد و دشمنانتان، شما را از میان مى‏بردند، تقوا پیشه سازید و به ما اعتماد کنید و چاره این فتنه و امتحان را که به شما رو آورده است از ما بخواهید امتحانى که هر کس مرگش رسیده باشد، در آن نابود مى‏گردد و آن کس که به آرزوى خود رسیده باشد از ورطه آن به سلامت مى‏رود. آن فتنه و امتحان علامت حرکت ما و امتیاز شما در برابر اطاعت و نافرمانى ما است، خداوند هم نور خود را کامل مى‏گرداند هر چند مشرکان نخواهند. با تقیه خود را از دشمنان نگاهدارید و از افروختن آتش جاهلیت پرهیز کنید.
کسانى که در این فتنه بجاهاى پنهان؛ پناه نبرده و در سرزنش آن، راه پسندیده گرفته‏اند.
چون ماه جمادى الاولى سال جارى فرا رسید، شما باید از آنچه در آن ماه روى مى‏دهد، عبرت بگیرید، و از آنچه بعد از آن واقع مى‏شود، از خواب غفلت بیدار شوید.
عنقریب علامت آشکارى از آسمان براى شما پدید مى‏آید و نظیر آن در زمین نیز ظاهر مى‏گردد که مردم را اندوهگین مى‏کند و بوحشت مى‏اندازد. آنگاه مردمى که از اسلام خارج شده‏اند بر عراق مسلّط مى‏گردند و به واسطه سوء اعمال آنان أهل عراق دچار ضیق معیشت مى‏شوند، سپس این رنج و زحمت با مرگ یکى از اشرار از میان مى‏رود؛ و از مردن او پرهیزگاران خیر اندیش خشنود مى‏گردند، و مردمى که از اطراف عالم آرزوى حجّ بیت اللَّه دارند، به آرزوى خود مى‏رسند و به حجّ مى‏روند.
هر مردى از شما باید به آنچه که بوسیله دوستى ما به آن تقرّب مى‏جست عمل کند.
و از آنچه مقام او را پست مى‏گرداند و خوش آیند ما نیست اجتناب نماید زیرا خداوند بطور ناگهانى انسان را برانگیخته مى‏کند؛ آنهم در وقتى که توبه سودى بحال او ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما نجات نمى‏دهد، خداوند تو را به رشد و کمال الهام بخشد و با لطف خود به رحمت واسعه‏اش توفیق دهد!.
نسخه توقیع به دست خطّ مبارکش که بر آن سلام باد!: این نامه‏اى است از ما به تو؛ اى برادر و اى ولىّ، و اى مخلص در محبّت ما، و اى پاک و یاور وفادار- خداوند با دیده‏اى که خواب ندارد تو را حراست فرماید- پس آن را خوب نگاهدار، و بر خطّى که مرقوم داشتیم بدان چه تعهّد نمودیم اظهار مدار و نشان کسی مده و مفاد آن را به کسى رسان که نزد او آرام مى‏گیرى، و جماعت ایشان را سفارش کن که به خواست خدا بدان عمل کنند، و صلوات خدا بر محمّد و آل پاکش باد. » ( الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۲، ص۴۹۷)
ـ بحث بنیادی
حجّت خدا ـ چه امام و چه نبی ـ در عالم خلقت ، چهار نقش اساسی دارد:
الف: بیان معارف و احکام مورد نیاز مردم.
این مورد اکنون منتفی است ؛ چون هر آنچه نیاز بود گفته شده است. اینکه ما از بیانات موجود اهل بیت (ع) استفاده نمی کنیم تقصیر ماست نه تقصیر خدا و امام معصوم. برای مثال خود شما چند درصد از روایات اهل بیت (ع) را عمل نموده اید که حالا توقّع شنیدن سخنان اضافه تر را هم از دهان امام معصوم داشته باشید؟ حتّی بزرگترین عرفا هم نمی توانند ادّعا کنند که به تمام تعالیم اهل بیت(ع) عمل نموده اند. اگر کسی به همان تعالیم موجود در کتب حدیثی عمل کند تا جایی که دیگر هیچ تعلیم عمل نشده باقی نماند، قطعاً امام زمان(عج) خودشان به سراغ او آمده و تعالیم افزونتر را به او می دهند؛ بلکه در عالم واقع، امام زمان(ع) زودتر از اینها به سراغ اهل عمل آمده اند. برخی ها به حضرت آیه الله بهجت می گفتند: آقا ما را موعظه کنید! می فرمودند: مگر به آنچه گفته شده عمل کرده اید که اضافه تر طلب می کنید؟! پس عزیزا سر خودمان کلاه نگذاریم ؛ هدایت به اندازه ی کافی موجود است ، ما اهل بهانه جویی هستیم و حال عمل کردن نداریم. هزاران حدیث اخلاقی هست ، کدام را عمل کرده ایم؟ هزاران حدیث روانشانسی وجود دارد ، کدام را در زندگی به کار بسته ایم؟ هزاران حدیث در زمینه ی اقتصاد وجود دارد ، کدام یک را اقتصاددانان ما مورد مطالعه قرار داده اند؟ هزاران حدیث پزشکی وجود دارند که هر کدامشان می توانند منشاء یک تحقیق علمی باشند ، امّا کسی از آنها بهره نمی برد. بیش از ده جلد بحار الانوار درباره ی خلقت آسمانها و زمین و عالم است ، امّا کسی از آنها بهره نمی برد. امام رضا (ع) فرمودند: « علینا القاء الاصول و علیکم بالتفریع ـــ بر عهده ی ماست بیان اصول کلّی و بر عهده ی شماست استخراج فروعات». پس هر آنچه باید گفته می شد توسّط یازده امام قبلی گفته شده و باقی به عهده ی ماست. اهل بیت (ع) نیامده اند که ما را مثل کودکان سوسول و نونور بار بیاورند ؛ نیامده اند لقمه را جویده و دهان ما بگذارند ؛ بلکه آمده اند تا اصول را به ما بیاموزند تا ما فروع را با تلاش خود به دست آورده و رشد کنیم. بنا نیست که ما سر هر چیز جزئی سراغ امام برویم. اگر اینگونه باشد پس امام کشاورز است و ما چغندریم نه آدم . لذا امیر مومنان (ع) در نهج البلاغه ، ضمن بیان فلسفه بعثت انبیاء (ع) فرمودند: « … و یحْتَجُّوا عَلَیهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ ـــــ و با ابلاغ احکام الهى، حجّت خدا را بر آنها تمام نمایند و توانمندى‏هاى پنهان شده عقل‏ها را آشکار سازند »
ب: کار دوم امام معصوم و به طور کلّی حجّت معصوم خدا آن است از تحریف دین جلوگیری نماید تا دین حقّ نابود نگردد. لذا در همیشه ی تاریخ ، در کنار ادیان و مذاهب انحرافی ، دین خالص نیز وجود داشته است ، تا کسی نگوید که ما گشتیم و حقیقت را نیافتیم. اهل بیت (ع) نیز بعد از رسول خدا (ص) ، در میان صدها تحریف ، عقیده ی حقّ را حفظ نمودند ؛ تا جویاندگان آن را بیابند ؛ و البته حقّ جستنی است ؛ و آنکه نمی جوید ، بهانه ای نخواهد داشت. لذا خداوند متعال فرمود: « إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ ظالِمی‏ أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیراً ـــــــــ کسانى که فرشتگان ، روح آنها را گرفتند در حالى که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: شما در چه حالى بودید؟ گفتند: ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم. آنها ( فرشتگان‏) گفتند: مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟! آنها جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند» (النساء:۹۷)
هم اکنون نیز امام زمان (ع) از طریق افرادی که با حضرتش در ارتباط می باشند ، اجازه نمی دهند که خط مستقیم حقیقت از روی زمین محو گردد و حجّت خدا باطل شود. لذا هر جا مذهب حقّه ی شیعه با مشکلی مواجه شود که به طور عادی قابل حلّ نباشد ، امام(ع) از طریق خواصّ، راه حلّ را القاء می فرمایند. لذا هم در طول تاریخ موارد فراوانی از این نقش حضرت نقل شده ، که مواردی از آن در منتهی الآمال ثبت شده ؛ هم در زمان خودمان مواردی را به خاطر داریم. از افراد ثقه شنیدیم که حضرت آیه الله بهجت ـ رحمه الله علیه ـ اخباری از حضرتش به گوش مسئولان کشوری می رساندند ؛ نیز از ثقات شنیدیم که همین کار را حضرت آیه الله بهاالدینی ـ رحمه الله علیه ـ در زمان امام راحل (ره) انجام می دادند. و البته اینها غیر از آن تصرّفاتی است که حضرتش به طریق غیبی انجام می دهد. فقط به همین بیندیشید که چگونه کشوری با دست خالی و با تحریم صد در صد ، توانست هشت سال جنگی را اداره نماید ، که حدود چهل کشور اروپایی پشتیبانش بودند؟ چطور می شود که هواپیماهای آمریکا بدون اطّلاع ما تا صحرای طبس می آیند و با طوفان شن نابود می گردند و دست از پا درازتر بر می گردند؟
ج: کار سوم امام این است که واسطه ی فیض باشد بین خدا و انسانها تا فیض وجود به آنها برسد. لذا اوّلین انسانی که خلق می شود حتماً باید حجّت خدا باشد و آخرین کسی هم که از زمین می رود باید ، حجّت خدا باشد. اگر حجّت خدا آنی از زمین برداشته شود ، تمام انسانها نابود می گردند. لذا امام سجّاد (ع) فرمودند: « نَحْنُ أَئِمَّهُ الْمُسْلِمِینَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْعَالَمِینَ وَ سَادَهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ قَادَهُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ مَوَالِی الْمُؤْمِنِینَ وَ نَحْنُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ بِنَا یمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِنَا یمْسِکُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا ینَزِّلُ الْغَیثَ وَ ینْشُرُ الرَّحْمَهَ وَ تَخْرُجُ بَرَکَاتُ الْأَرْضِ وَ لَوْ لَا مَا فِی الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا ثُمَّ قَالَ وَ لَمْ تَخْلُ الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّهٍ لِلَّهِ فِیهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ غَائِبٍ مَسْتُورٍ وَ لَا تَخْلُو إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَهُ مِنْ حُجَّهِ اللَّهِ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یعْبَدِ اللَّه‏ ـــــــــ ماییم امامان مسلمین، و حجّتهاى خدا بر جهانیان، و سروران أهل ایمان، و رهبران پیشانى سفیدان ، و اولیاى مؤمنین، و ماییم امان أهل زمین، مانند ستارگان که امان أهل آسمانند، و ماییم کسانى که خداوند به خاطرشان زمین را از نابودى با اهلش باز مى‏دارد، و به خاطر ما باران را مى‏باراند، و رحمت را نشر مى‏دهد، و برکات زمین را خارج‏ مى‏سازد، و اگر ما در زمین نبودیم؛ زمین با اهلش فرو مى‏رفتند. سپس فرمودند: از آفرینش زمین و خلق آدم تا حال؛ زمین از حجّت خدا خالى نمانده، که آنان یا ظاهر و مشهور هستند یا غایب و پنهان، و تا روز قیامت از حجّتى الهى خالى نخواهد ماند، و گر نه خداوند عبادت نمى‏شد. » (الإحتجاج على أهل اللجاج ، ج‏۲ ، ص۳۱۷ )
« عَنْ سُلَیمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِی قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا ع فَقُلْتُ تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ حُجَّهٍ فَقَالَ لَوْ خَلَتِ الْأَرْضُ طَرْفَهَ عَینٍ مِنْ حُجَّهٍ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا ــــــ سلمان بن جعفر جعفرى گفت از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم: آیا زمین خالى از حجت مى‏شود؟ فرمودند: اگر دنیا یک چشم به همزدن خالى از حجت باشد زمین اهلش را فرو می برد. » (بحار الأنوار ،ج‏۲۳ ،ص۲۹)
امام باقر (ع) فرمودند: « لَوْ بَقِیتِ الْأَرْضُ یوْماً بِلَا إِمَامٍ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا وَ لَعَذَّبَهُمُ اللَّهُ بِأَشَدِّ عَذَابِهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى جَعَلَنَا حُجَّهً فِی أَرْضِهِ وَ أَمَاناً فِی الْأَرْضِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ لَنْ یزَالُوا فِی أَمَانٍ مِنْ أَنْ تَسِیخَ بِهِمُ الْأَرْضُ مَا دُمْنَا بَینَ أَظْهُرِهِمْ وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یهْلِکَهُمْ وَ لَا یمْهِلَهُمْ وَ لَا ینْظِرَهُمْ ذَهَبَ بِنَا مِنْ بَینِهِمْ وَ رَفَعَنَا اللَّهُ ثُمَّ یفْعَلُ اللَّهُ مَا یشَاءُ وَ أَحَب‏ ـــــــ اگر زمین یک روز خالى از امامى از خانواده ما باشد اهلش را فرو مى‏برد و خدا مردم را به بدترین عذاب شکنجه مى‏کند. خداوند ما را حجّت در روى زمین قرار داده و امان براى اهل زمین هستیم . تا وقتى ما در میان آنها باشیم از فرو برده شدن در امان هستند. اگر خدا اراده نماید که مردم را هلاک کند و مهلت به ایشان ندهد ما را از میان آنها بر می دارد و بلند مى‏کند ؛ آنگاه آنچه بخواهد و دوست داشته باشد انجام مى‏دهد » (بحار الأنوار ، ج‏۲۳ ،ص۳۷ )
و امام زمان (ع) در ضمن نامه ای که هنگام غیبت صغری به شیخ مفید نوشتند ، فرمودند: « … إِنَّا غَیرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ ـــــــ ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‏کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‏ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما روی مى‏آورد و دشمنانتان، شما را نابود می ساختند » (الإحتجاج على أهل اللجاج ، ج‏۲ ،ص۴۹۷)
د: مأموریت چهارم معصوم آن است که افراد قابل را هدایت باطنی نموده به مراتب عالی ایمان رهنمون شود. لذا هر که عمل به شریعت اسلام کند و از هدایت موجود در روایات بهره ی لازم را ببرد ، یا خود حضرت دست او را گرفته ترقّی می دهد ، یا یکی از رجال غیب حضرت این کار را انجام می دهد ، یا یکی از اولیای الهی را سراغ وی می فرستد. اگر در حالات انسانهای خاصّی که به طرز شگفتی مورد عنایت امام زمان (عج) قرار گرفته و شکوفا شده اند تجسس نمایید این معنا را به وضوح خواهید یافت. برای نمونه در شرح حال شیخ رجبعلی خیاط و کربلایی کاظم ساروقی و آیه الله نخودکی و آقاسید علی قاضی و … تفحّص کنید ؛ که اینها افرادی قدیمی نیستند ؛ بلکه کسانی بودند که همین اواخر زندگی می نمودند و شاگردان آنها هنوز در قید حیات می باشند. البته سایر اهل بیت (ع) نیز همین کار را در زمان خود انجام می دادند. برای مثال امیرمومنان (ع) کمیل و مالک اشتر و میثم تمّار را تربیت خاصّ نمود ؛ و امام حسین (ع) از بین مردمان ، هفتاد و دو تن را گزینش نمود و آن بزرگمردان را شهره ی عالم ساخت ؛ و … .

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها