سرخط خبرها

آیا در کتب ما احادیث معتبری داریم که در آن ائمه هدی (ع) به اجدادشان متوسل شده اند ؟

پرسش:
آیا در کتب ما احادیث معتبری داریم که در آن ائمه به اجدادشان متوسل شده اند و از آنها حاجت خواسته اند با لفظ مستقیمی مانند «اکفیانی» یا «ادرکنی» یا « افعل ما رغبت الیک فیه» و نه فقط با لفظ غیر مستقیم مانند « أَسْأَلُکَ بِحَقِّ حَبِیبِکَ مُحَمَّدٍ»؟ پاسخ این سؤال بسیار مهم است برای رفع یک شبهه در منطقه ما در آمریکا.
پاسخ:
«توسّل» در لغت، به معناى مدد جستن از وسیله‏اى براى نیل به مقصود است. انسان براى رسیدن به مراد خویش در این عالم اسباب چاره ای جز این ندارد که به اسباب و واسطه‏هاى فیض، متوسل شود. خدا هم از کسی نخواسته بجای مصرف دارو برای بهبودی از بیماری فقط دست به دعا به سوی او بردارد و دنبال تهیّه دارو نرود. بلکه بر عکس خود امر به اخذ وسیله کرده فرموده است: « یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسیلَهَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . ــــــــــــ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از(مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏اى براى تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید! » (المائده:۳۵) . پس اگر هم کسی عقیده داشته باشد که در این عالم اسباب و مسبّبات ، که طبق سنّت الهی است ، استمداد از اسباب جایز نیست ، بی شکّ از نظر عقلا محتاج به روانپزشک است. بلی طبق براهین عقلی و نقلی هیچ کس نباید اسباب را مستقلّ از اراده و اذن خدا دارای تأثیر بداند. بر این اساس، توسّل ، به معناى استفاده از اسباب ، لازمه ی زندگى انسان در جهانى است که قانون اسباب و مسببات بر آن حاکم است. و هیچ لزومی هم ندارد که متوسّل شونده به چیزی حتماً به واسطه ی فیض بودن آن چیز تصریح نماید.کما اینکه خود انبیاء نیز وقتی از وسیله ی استفاده می کردند مدام کلمه ی به اذن الله را تکرار نمی کردند. امّا این ضروری است که ما در اعتقاد قلبی خود باور داشته باشیم که تأثیر این وسائل به اذن و اراده ی خداست. و اگر کسی بدون این اعتقاد به اسباب تمسّک جوید در مذهب اهل البیت (ع) مشرک محسوب می شود. لذا اگر در روایاتی از اهل بیت (ع) از غیر خدا استمداد شده قرینه ی لفظیّه یا حالیّه وجود دارد که ایشان(ع) برای غیر خدا استقلال در تأثیر قائل نبوده اند. ذیلاً به دو مورد اشاره می شود که گویای مطلبند.
« اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مَنَعَتِ السَّمَاءُ وَ إِلَیکَ یا رَبِّ الْمُشْتَکَى وَ عَلَیکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَینَا طَاعَتَهُمْ فَعَرَّفْتَنَا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلًا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِی اکْفِیانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیای وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَای یا مَوْلَای یا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی. » ( بحار الأنوار ، ج‏۵۳ ،ص۲۷۵ )
در این دعای شریف که از امام دوازدهم ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ صادر شده ملاحظه می فرمایید که ابتدا روی سخن مستقیماً با خداست ؛ آنگاه اعتراف شده که خدا اطاعت محمّد و آل محمّد را بر همگان واجب ساخته و اینکه آنان نزد خدا صاحب منزلتند. و در قدم سوم آنها را واسطه قرار داده به حقّ آنها از خدا حاجت طلبیده است. و با این مقدّمه و اثبات عقیده ی خود پیامبر (ص) و علی (ع) را مستقیماً مورد خطاب قرار داده فرموده است: یا مُحَمَّدُ یا عَلِی اکْفِیانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیای وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَای یا مَوْلَای یا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی.
بنا بر این اگر کسی قسمت آخر دعا را برداشته بخواهد از آن اعتقادی شرک آلود را استفاده کرده شیعه را متّهم به شرک نماید یا نادان است یا مغرض. چون صدر دعا به وضوح نشان می دهد که زیل دعا با اعتقاد به استقلال در تأثیر برای غیر خدا نیست. چرا که ابتدا واسطه بودن آنها را اثبات کرده آنگاه آنها را مورد خطاب مستقیم قرار می دهد.
باز از ائمه (ع) نقل شده که فرموده اند: « إِذَا أَحْزَنَکَ أَمْرٌ فَقُلْ فِی آخِرِ سُجُودِکَ: یا جَبْرَئِیلُ یا مُحَمَّدُ یا جَبْرَئِیلُ یا مُحَمَّدُ تُکَرِّرُ ذَلِکَ- اکْفِیانِی مَا أَنَا فِیهِ فَإِنَّکُمَا کَافِیانِ وَ احْفَظَانِی بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِنَّکُمَا حَافِظَان‏.» (الکافی،ج‏۲ ،ص ۵۵۹)
در این دعا نیز همانطور که ملاحظه می شود قرینه ی لفظی وجود دارد که ائمه (ع) جبرئیل و نبی اکرم (ص) را مستقلّ در تأثیر نمی دانسته اند. لذا فرمودند: احْفَظَانِی بِإِذْنِ اللَّهِ
باید توجّه داشت که روایات نیز مثل آیات قرآن کریم محکم و متشابه دارند. لذا روایات متشابه را باید به محکمات روایات و آیات و عقل برهانی عرضه نمود تا از افتادن در ورطه ی تفسیر به رأی جلوگیری شود. « هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب. ـــــــــ اوست کسى که این کتاب [قرآن‏] را بر تو فرو فرستاد. پاره‏اى از آن، آیات محکم [صریح و روشن‏] است. آنها اساس کتابند و [پاره‏اى‏] دیگر متشابهاتند [که تأویل‏پذیرند]. اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه‏جویى و طلب تأویل آن [به دلخواه خود،] از متشابه آن پیروى مى‏کنند، با آنکه تأویلش را جز خدا و ریشه‏داران در دانش کسى نمى‏داند. [آنان که‏] مى‏گویند: «ما بدان ایمان آوردیم، همه [چه محکم و چه متشابه‏] از جانب پروردگار ماست»، و جز خردمندان کسى متذکر نمى‏شود. » (آل‏عمران:۷)
حاصل کلام اینکه تمسّک به وسائل مشروع برای تقرّب به خدا یا طلب حاجت از او جایز است چه با ذکر عدم استقلال آن اسباب در تأثیر و چه بدون ذکر آن. امّا این امر ضروری است که انسان باید در قلب خود یقین داشته باشد که اسباب ، تأثیر استقلالی نداشته به اذن و اراده ی خدا مؤثّرند. حتّی اگر کسی اموری مثل نماز و روزه و خواندن قرآن کریم و هر عمل صالح دیگر را هم دارای تأثیر استقلالی در تقرّب به خدا بداند با شرک است. ولی لزومی ندارد که در زبان نیز به این عدم استقلال در تأثیر تصریح نماید.

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 5.0/5. From 2 votes.
Please wait...
Voting is currently disabled, data maintenance in progress.
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x