سرخط خبرها

شبهاتی بر داستان کشتی نوح (ع) !

پرسش:در داستان حضرت نوح امده است که ان حضرت از هر گونه حیوانی یک جفت سوار کشتی خود کرده بقیه حیوانات در اثر غرق شدن از بین رفتند.سپس یک جفت باقیمانده از هر گونه بعد از اتمام عذاب تکثیر یافته و طبیعت به حالت اول خود برگشت.در علم اکولوژی جانوری میخوانیم که تنوع ژنتیکی یکی از لازمه های لا یتغیر جمعیتهاست و اگر جمعیتی از یک جانور در اثر کاهش اندازه تنوع ژنتیکی اش از حد خاصی کمتر شود(رانش ژنتیکی) طی فرایندی به نام extinction vortex دچار انقراض میگردد.حال چگونه میتوان توجیه کرد که ان حیواناتی که حضرت نوح تنها یک جفت از هر کدام برداشته بود منقرض نشدند؟   

پاسخ:

اگر منظورتان از داستان نوح(ع) همان است که در قرآن آمده، عرض می شود: در کجای داستان نوح(ع) چنین چیزی آمده است؟!! شما یک آیه بیاورید بنده جایزه می دهم. امّا اگر منظورتان همان پندارهای مردم کوچه و بازار است، حرف مردم ربطی به خدا و دین خدا ندارد. مردم، هزاران حرف غلط می زنند این هم یکی. خدا می گوید: آتش بر ابراهیم سرد شد، مردم می گویند: آتش گلستان شد. خدا می گوید: نوح(ع) هشت جفت حیوان سوار کشتی نمود، مردم می گویند: از هر حیوانی یک جفت سوار کشتی کرد.

در کشتی نوح(ع) هشت نفر انسان بود، هشت جفت چهار پا بود و تعدادی پرنده؛ و مقداری آذوقه برای انسانها و حیوانات. چون این آب گرفتگی روزها طول کشیده است.

پیش مردم عوام، مشهور است که در طوفان نوح، کلّ زمین را آب فرا گرفت.

امّا هیچ جای قرآن چنین چیزی گفته نشده است؟ اینها توهّمات عوام است که از قرآن خبر ندارند.

همچنین توهّم کرده اند که حضرت نوح، از هر حیوانی یک جفت سوار کشتی نمود؛ در حالی که هیچ جای قرآن چنین چیزی نیامده است؟ این هم توهّمات رایج است. ما که عمری است سر و کارمان با قرآن است چنین چیزی را در قرآن ندیده ایم.

ـ حضرت نوح(ع) چند حیوان در کشتی سوار کرد؟

خداوند متعال می فرماید: « فَأَوْحَیْنا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا فَإِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ فَاسْلُکْ فیها مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاَّ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لا تُخاطِبْنی‏ فِی الَّذینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ ـــــــ ما به نوح وحى کردیم که: «کشتى را در حضور ما، و مطابق وحى ما بساز. و هنگامى که فرمان ما فرا رسد، و آب از تنور بجوشد، در کشتى سوار کن از هر جفتی دو تا ؛ و همچنین خانواده‏ات را، مگر آنهایی که قبلاً وعده ی هلاکشان داده شده‏؛ و دیگر درباره ی ستمگران با من سخن مگو، که آنان همگى هلاک خواهند شد.» (المؤمنون:۲۷)

آیا شما در این آیه سخنی از حیوان می بینید؟ کجای این آیه آمده که از هر حیوانی یک جفت سوار کشتی کن؟!

این آیه می فرماید: از هر جفتی، دو تا.

هر جفت چی؟ معلوم نیست. هر جفت حیوان؟ هر جفت جوراب؟ هر جفت کفش؟ هر جفت حیوان اهلی؟ هر جفت حیوان وحشی؟ هر جفت … ؟

اصلاً از «هر جفت دو تا» یعنی چه؟ «دو تا» خودش یعنی یک جفت. پس « از هر جفتی دو تا» یعنی « از هر جفتی، یک جفت»؛ که می شود چهار فرد.

اگر خدا می خواست بگوید از حیوانی یک جفت نر و ماده، می گفت: « مِنْ کُلٍّ نوع زَوْجَیْنِ ــ از هر نوعی یک جفت» یا « مِنْ کُلٍّ نوع اثْنَیْنِ ــ از هر نوعی دو تا» و امثال اینها. امّا فرمود: «از هر جفتی دو تا»؛ که می شود چهار تا. ظاهراً یکی از این «دو تا» منظور، نر و ماده است. امّا « دو تا» ی دیگر اشاره به چیست؟

حیوانات بر دو گونه اند: وحشی و اهلی. خود اهلی ها هم دو گونه اند: آنها که معادل وحشی دارند و آنها که معادل وحشی ندارند. مثلاً بز، هم وحشی دارد هم اهلی؛ گاو، هم وحشی دارد هم اهلی؛ اسب، هم وحشی دارد هم اهلی و … .

پس برخی حیوانات، زوجند؛ یعنی نوع اهلی و وحشی دارند. مراد از «زَوْجَیْنِ» در آیه ی مورد بحث، این گونه حیواناتند. پس خداوند متعال امر نموده نوح را که از این گونه حیوانات، دو تا (یک نر و یک ماده) را سوار کشتی کند. مثلاً یک جفت بز اهلی و یک جفت بز وحشی یا یک جفت گاو اهلی و یک جفت گاو وحشی.

روشن است که تعداد چنین حیواناتی بسیار اندک است؛ به نحوی که جا دادن آنها در یک کشتی، کار آسانی است. بخصوص در کشتی نوح(ع) که به اندازه ی یک زمین فوتبال و به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری بوده است. بقایای فسیل شده ای این کشتی امروزه در کوههای آرارات ترکیه شناسایی شده است. این کشف در سال ۱۹۵۹ و طیّ یک عکسبرداری هوایی به طور اتّفاقی انجام گرفت؛ و تحقیقات بعدی، روشن ساخت که این کشتی، همان کشتی نوح(ع) است. در قرآن کریم نیز خبر داده که خداوند از آن ماجرا، علائمی را برای آیندگان باقی گذاشته است. فرمود: « وَ لَقَدْ تَرَکْناها آیَهً فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ ـــ ما آن را به عنوان نشانه‏اى باقى گذاردیم؛ آیا کسى هست که پند گیرد؟» (القمر:۱۵)

پس آن حضرت، تنها حیواناتی را سوار کشتی نمود که جفت اهل و وحشی دارند؛ که تعدادشان اندک است؛ امّا یک مطلب دیگر هم هست. می دانیم که فاصله ی نوح(ع) با آدم(ع) چندان نبوده است؛ به نحوی که در آن زمان، تنها مناطق مسکون زمین، منطقه ی بین النهرین بوده است؛ یعنی مناطقی از عراق و ترکیه ی امرروزی. پس در آن هنگام، بشر هنوز چندان متمدّن نبوده است. حال سوال این است که: آیا در آن زمان، تمام حیوانات اهلی شده ی امروزی، اهلی شده بودند یا نه؟ مثلاً آیا در آن هنگام، مردم توانسته بودند مرغ و بوقلمون و اردک و غاز و گربه و سگ و … را هم اهلی کنند یا نه؟ اگر بپذیریم که در آن زمان، هنوز برخی حیوانات اهلی امروزی، اهلی نشده بودند، در آن صورت، تعداد این حیوانات، باز هم کمتر می شوند. امّا دانستن این که آن زمان چه تعداد از حیوانات را توانسته بودند اهلی کنند، کار آسانی نیست؛ و در شرائط فعلی ما جز سخنان افراد معصوم، راه دیگری برای حلّ این معمّا نداریم. حال به احادیث اهل بیت(ع) مراجعه کنیم تا ببینیم آن بزرگواران ـ به عنوان تبیین کنندگان قرآن ـ در این باره چه فرموده اند.

طبق آنچه در روایات آمده، منظور از « مِن کُلٍ‏ّ زَوْجَینْ‏ِ اثْنَین‏ »، تمام حیوانات نبوده اند؛ بلکه منظور همان ازواج هشتگانه ای هستند که در آیات ۱۴۳ و ۱۴۴ انعام نام برده شده اند که عبارتند از: گوسفند، بز ، شتر و گاو ، که از هر کدام معادل وحشی اش را هم لحاظ کنیم، می شوند هشت جفت. همچنین فرمود: « خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَهَ أَزْواجٍ ــــ او شما را از نفس واحده آفرید، و زوج او را از او (جنس او ) خلق نمود ؛ و براى شما هشت زوج از چهارپایان نازل نمود» (الزمر:۶). این چهار گونه حیوان ، اشرف چهارپایان می باشند؛ که انسانها بدان نیاز دارند. آن حضرت، این حیوانات را به علاوه ی برخی پرندگان اهلی و مشابهشان از وحشی ها، سوار کشتی نمودند. و عاقلان دانند که بسیاری از حیوانات اساساً نیازی نداشتند که سوار کشتی شوند؛ چرا که اکثر حیوانات قادر به شنا در آب می باشند. از این گذشته، در قرآن کریم نداریم که تمام زمین را آب فرا گرفته است؛ بلکه احتمالاً یک آب گرفتگی عظیم در مناطق مسکونی آن روز بوده است؛ یعنی در منطقه ی بین النهرین. لذا حیوانات در مناطق دیگر می توانستند زنده بمانند؛ و نیازی نبود که برای بقاء نسل، سوار کشتی شوند.

حاصل کلام آنکه:

برخلاف تصوّر عمومی ـ که ناشی از عدم دقّت در آیه و عدم مراجعه به روایات اهل بیت(ع) است ـ آن حضرت برای جلوگیری از انقراض حیوانات آنها را سوار کشتی نکردند، بلکه قصد اصلی آن حضرت این بوده که انسانهای نجات یافته، در منطقه ی خود دچار کمبود نسل این چند قلم حیوان ـ که منبع غذایی می باشند ـ نشوند. در قرآن کریم نیز نداریم که غرض آن حضرت، جلوگیری از انقراض نسل بوده باشد. از روایات نیز استفاده می شود که غرض حضرتش حفظ منابع غذایی انسانها بوده نه نسل حیوانات.

امام صادق(ع) فرمودند: « حَمَلَ نُوحٌ ع فِی السَّفِینَهِ الْأَزْوَاجَ الثَّمَانِیَهَ الَّتِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ثَمانِیَهَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ‏ … وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ فَکَانَ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ زَوْجٌ دَاجِنَهٌ یُرَبِّیهَا النَّاسُ وَ الزَّوْجُ الْآخَرُ الضَّأْنُ الَّتِی تَکُونُ فِی الْجِبَالِ الْوَحْشِیَّهُ أُحِلَّ لَهُمْ صَیْدُهَا وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ زَوْجٌ دَاجِنَهٌ یُرَبِّیهَا النَّاسُ وَ الزَّوْجُ الْآخَرُ الظَّبْیُ الَّتِی تَکُونُ فِی الْمَفَاوِزِ وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ الْبَخَاتِیُّ وَ الْعِرَابُ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ زَوْجٌ دَاجِنَهٌ لِلنَّاسِ وَ الزَّوْجُ الْآخَرُ الْبَقَرُ الْوَحْشِیَّهُ وَ کُلُّ طَیْرٍ طَیِّبٍ وَحْشِیٍّ أَوْ إِنْسِیٍّ ثُمَّ غَرِقَتِ الْأَرْض‏ ــــ نوح در این کشتى هشت جفت از جانورانى را حمل کرد که خداوند عزّ و جلّ فرموده بود: « ثَمانِیَهَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ … وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ » بنا بر این، از میش (گوسفند) یک جفت یکى میش اهلى که مردم تربیت مى‏کنند و دیگری میش کوهى که شکار آن براى مردم رواست، و از بز هم دو تا، یکى اهلى که مردم تربیت مى‏کنند و یکى بزى که در دشت و بیابان است، و از شتر هم دو تا، یکى شتر بخاتى [که در خراسان پرورش مى‏یافت‏] و دیگر شتر عربى، و از گاو هم دو تا، یکى گاو اهلى و دیگر یگاو وحشى، و از هر پرنده یکى اهلى و دیگر وحشى را برگزید و آنگاه زمین غرق شد.» (الکافی،ج‏۸ ،ص۲۸۳)

این حدیث شریف، به وضوح حکایت می کند، که آن حضرت، حیوانات اهلی ـ اعمّ از چهارپا و پرنده ـ را که منبع غذایی اند، همراه با مشابه وحشی آنها ـ که برای غذا شکار می شوند ـ سوار کشتی نموده است.

در این حدیث، واژه «الارض» نیز به معنی کره ی زمین یا کلّ خشکی ها نیست. چون اوّلاً در قرآن کریم و لسان اهل بیت(ع) و عرب آن روزگار، زمین به خشکی ها اطلاق می شد نه به کره ی زمین. ثانیاً حضرت، زمین را مطلق آوردند؛ و نفرمودند که آیا کلّ خشکی ها غرق شدند یا بخشی از آن؟ لذا هر دو محتمل است؛ و از این کلام نمی توان غرق شدن کلّ زمین را استفاده نمود. شواهد زمین شناسی نیز حاکی از آن هستند که حدود هفت هزار سال قبل، در بین النهرین یک آب گرفتگی عظیم رخ داده است.

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 5.0/5. From 3 votes.
Please wait...
Voting is currently disabled, data maintenance in progress.
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x