سرخط خبرها

همجنس گرایی و همجنس بازی در اسلام در صورتی که اختلال هورمونی باشد چه توجیهی دارد ؟

پرسش:

متن زیر را در یک سایت دیدم. چه جوابی می توان داد:
من پسر مسلمانی هستم که به همجنس گرائی تمایل دارم….. آیا وقت آن نرسیده است که فقهای محترم بر مشکلات امثال من پایان دهند، منظورم ازدواج همجنس گرایان واقعی است، نه آنها که در اثر شهوت بی حد و حصر به این کار مبادرت می کنند. تفاوت این دو گروه را علم پزشکی می تواند به خوبی تعیین کند ، به شرطی که عزم قاطع وجود داشته باشد.
آیا قبول می کنید تولد امثال من ناشی از یک سری اختلالات ژنتیکی است که چه بسا قبلا وجود نداشته است ؟ همچنان که بسیاری اختلالات دیگر قبلا نبوده اند و بعد ها در اثر جهش های کروموزومی ایجاد شده اند. به این ترتیب چنین مواردی در زمان پیامبر و ائمه اطهار نبوده اند و جزو مسائل جدید هستند که نیازمند فتوای جدید نیز می باشند.
آیا قبول دارید آنچه در زمان معصومین با نام همجنس بازی وجود داشته است ، شهوت بی حد و حصر بوده و اساسا با مورد بنده کاملا متفاوت است. در نتیجه ایشان نیز به شدت با این رفتار مذموم برخورد کرده اند. آیا قبول دارید مورد من که سالها تقوا پیشه کرده ام از اساس با مورد قوم لوط متفاوت است؟
آیا می دانید مشکل بسیاری از ما با دارو و درمان حل نمی شود؟ آیا خداوند نیازی را در من قرار داده و خدای نکرده پاسخی برای نیاز درونم در دنیای بیرون قرار نداده است؟ اگر چنین است ، وای بر امثال من که باید عمری در آه و افسوس زندگی کنیم ، از این بابت که زوجی برای آرامش ما خلق نشده است.
آیا قبول دارید فتوای مراجع می تواند جلوی بسیاری از فسادها و بی بند و باری ها را در بین همجنس گرایان و در سطح جامعه به خصوص مدارس و دانشگاه ها بگیرد؟ مثلا فرض کنید سنت نیکوی ازدواج بین مردم وجود نداشت ، در آن صورت چه بلای خانمان سوزی جامعه را گرفتار می کرد…

پاسخ:
۱ـ اینکه همجنس گرایی یک بیماری ژنتیکی است، از القائات غربی هاست که سعی دارند با این مزخرفات، همجنسبازی را در جهان ترویج کنند. افراد هوسباز داخلی هم همین اراجیف غربی را وسیله قرار داده اند برای هوسرانی های خود.

۲ـ هیچ گرایش ژنتیکی وجود ندارد که نتوان با اختیار آن را کنترل نمود. حادّترین گرایش ژنتیکی، وسواس است که با اختیار قابل کنترل و درمان است. دقّت فرمایید! گفتیم گرایش ژنتیکی نه هر اختلال ژنتیکی. همجنسگرایی هم یک گرایش است؛ و تازه مسلّم هم نیست که ژنتیکی باشد. همه ی افراد درجاتی از همجنسگرایی را دارند؛ لذا اگر کسی بخواهد می تواند این گرایش را تقویت یا تضعیف کند. همجنسگرایی قویتر از گرایش به جنس مکمل که نیست؛ وقتی با اختیار بتوان عفّت پیشه نمود و گرایش به جنس مکمّل را مهار کرد، گرایش به همجنس را به نحو اولی می توان مهار نمود. البتّه افراد هوسران دوست دارند این جور به آنها القاء شود که این گونه گرایشات، غیر قابل کنترل هستند.

۳ـ گفته است: «آیا قبول دارید آنچه در زمان معصومین با نام همجنس بازی وجود داشته است ، شهوت بی حد و حصر بوده و اساسا با مورد بنده کاملا متفاوت است. »
خیر قبول نداریم. در زمان اهل بیت(ع) افرادی گرایشات بیمار گونه به همجنس داشته اند. شواهد روایی و تاریخی حاکی از این قضیه است. راه درمان این گونه گرایشات هم دوری از عمل به اقتضای آن است. اعتناء نکردن به گرایشات، آنها را خاموش می کند. حتّی وسواس هم که یکی از شدیدترین اقسام گرایشات است و طبق کشفیات اخیر، منشاء ژنتیکی دارد، با رفتار اختیاری شخص، فعّال می شود یا بر عکس، با رفتار اختیاری شخص، درمان می شود.

۴ـ گفته است: « آیا قبول دارید مورد من که سالها تقوا پیشه کرده ام از اساس با مورد قوم لوط متفاوت است؟»
بلی با مورد قوم لوط متفاوت است. در روایات اهل بیت(ع) دو مقوله مطرح است؛ لواط دادن و لواط کردن و مأبون بودن. بلی فرد ابنه ای ـ چه دهنده باشد چه گیرنده ـ مثل لواط کننده و لواط دهنده ی عادی نیست، بلکه بیمار است؛ لکن نه بیماری که نتواند بر بیماری خود غالب شود. اگر این بیماری غیر قابل کنترل بود، اهل بیت(ع) فرد مبتلا به آن را مذمّت نمی کردند. این گونه افراد هم با روان درمانی علاج می شوند هم با مصرف دارو گرایشاتشان کنترل می شود. آنها که دوست دارند مفعول واقع شوند اغلب یا مشکلاتی در انتهای دستگاه گوارش دارند یا مشکلات هورمونی دارند که هر دو قابل علاج است. افرادی هم که گرایش به فاعلیت با همجنس دارند اغلب مشکلات هورمونی دارند که آن نیز قابل علاج است. البته غربی ها سعی دارند این گونه گرایشات را که کاملاً طبیعی جلوه دهند. لذا آن را بیماری نمی دانند که بخواهند علاجش کنند.

۵ـ گفته است: « آیا می دانید مشکل بسیاری از ما با دارو و درمان حل نمی شود؟ »
بلی می دانیم که شما و امثال شما دوست دارید که چنین پنداری داشته باشید. این گونه افراد حتّی با روان درمانی های ساده هم علاج می شوند امّا دوست دارند که خودشان را غیر قابل علاج بدانند.

۶ـ گفته است: « آیا خداوند نیازی را در من قرار داده و خدای نکرده پاسخی برای نیاز درونم در دنیای بیرون قرار نداده است؟ اگر چنین است ، وای بر امثال من که باید عمری در آه و افسوس زندگی کنیم ، از این بابت که زوجی برای آرامش ما خلق نشده است.»
مگر هر نیازی باید برآورده شود؟ اکثر مردم دوست دارند میلیاردر باشند آیا باید به هر قیمتی میلیاردر شوند؟
خیلی ها دوست دارند آزادی جنسی داشته باشند، آیا باید نیازشان برآورده شود؟
خیلی ها علاقه ای به کار کردن ندارند، و گرایش به بیکاری دارند، آیا باید ولگردی کنند؟
اکثر مردم دوست دارند موسیقی های مطرب بشنوند، آیا باید بشنوند؟
کی گفته که هر گرایشی را باید پاسخ داد؟ اساساً دین آمده که ما را از گرایشات مخرّب باز دارد. اگر بنا بود به هر گرایشی پاسخ بدهیم، امتحان بشر امکان نداشت. امتحانات الهی با وجود همین گرایشات معنی پیدا می کند. کیست که رگه هایی از حسد را نداشته باشد؟ کیست که رگه هایی از ریا را نداشته باشد؟ کیست که رگه هایی از طمع را نداشته باشد؟ کیست که از زهد و قناعت خوشش بیاید؟ و …؟ همه ی انسانها گرایشاتی دارند که شرع آنها را ملزم نموده است به محدود نمودن یا تعطیل کامل آن گرایشات؛ مثلاً گرایش جنسی به جنس مکمّل را باید محدود نمود به همسر شرعی و گرایش به همجنس را باید تعطیل نمود یا طمع را باید محدود نمود به امور حلال ولی گرایش به ریا را به کلّی باید تعطیل نمود؛ البته به این راحتی ها تعطیل نمی شود؛ امّا با جان کندن هم شده باید تعطیلش کرد.

۷ـ گفته است: « آیا قبول دارید فتوای مراجع می تواند جلوی بسیاری از فسادها و بی بند و باری ها را در بین همجنس گرایان و در سطح جامعه به خصوص مدارس و دانشگاه ها بگیرد؟ مثلا فرض کنید سنت نیکوی ازدواج بین مردم وجود نداشت ، در آن صورت چه بلای خانمان سوزی جامعه را گرفتار می کرد…»
مغلطه است.
اوّلاً کافر همه را به کیش خود پندارد. همنجسگرا هم خیال می کند که همه همجنسگرا هستند.
ثانیاً اگر قرار باشد جفت گیری این گونه افراد جایز شود، آنگاه هر لواط کاری زیر چتر ازدواج همجنسگراها دست به این عمل زشت می زند.
خدای متعال و انبیاء و ائمه(ع) عالم کلّ هستند و خود می دانند که چه کنند.

سخن آخربرای شما پرسشگر بزرگوار:
این مطلب چه بسا از طرف یک همجنسگرای واقعی نباشد؛ بلکه این هم می تواند ترفندی باشد از سوی مفسدین اینترنتی برای ترویج همجنسبازی. لذا مراقب این گونه تله ها باشید.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 2 votes.
Please wait...

2
دیدگاه ها

مرضی بنام همجنس گرائی عصر مدرنیزم به لحاظی عصر نھضت جھانی ھمجنسگرایان است و بدین لحاظ به مثابۀ رجعت جھانی قوم لوط می باشد و عصر لوطیزم یا لاطیزم است زیرا فرھنگ حاکم بر این جماعت ھمانا لوطی گری و لاطی است . و می دانیم که جماعت لاط و لوطی بیش از ھر امری معروف به لاابالیگری و عدم تعھد به امور اخلاقی و اجتماعی ھستند . و در عوض دعوی عشق و عاشقی و خدمت بی شائبه به دیگران را دارند البته خدمات فسق و فجوری و عشرتکده ای و میخانه ای و پا منقلی. و این نیز دیگر از نشانه ھای آخرالزمان و پایان تاریخ به عنوان عرصه انقراض نسل بشر می باشد . تکّبر و خود پرستی تا سر حد انکار ھر تعھدی حتّی در قبال نیاز جنسی و ازدواج منشأ اصلی بروز مرض یا عذابی بنام ھمجنسگرائی است که در مردان تحت عنوان عشق گرائی و تخدیر گرائی وگاه درویش گرائی و در زنان مدرن تحت عنوان فمینیزم خودنمائی می کند : مکتب اصالت مردانگی و نرینه گی و اصالت مادینه گی ! و این یک زندگی انگلی و کرم صفتی است چرا که انگل و کرم کدو بطور ژنتیکی در آن واحد در خودش… بیشتر بخوانید »