نوشته های وب گاه

حقیقت موجودات وجود است یا ماهیت؟

پرسش:
حقیقت هر انسان خاص (زید) وجود است یا ماهیت؟ اگر وجود (مرتبه ای از وجود) باشد نه حدوث می پذیرد و نه عدم و نه زمان و نه تغییر و نه تبدیل و باید ازلی و ابدی باشد نه آنکه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء. اگر ماهیت باشد، اعتباری است و هیچ ماهیتی (که نه وجود است و نه عدم) نمی تواند وجود شود. یعنی یک ماهیت یا همیشه وجود داشته است و یا هیچوقت وجود نداشته است و این فرض صحیح بنظر نمی رسد که ماهیتی مشخص، زمانی معدوم و زمانی موجود باشد. چون هیچ چیزی به مرتبه ای از وجود تعلق نمی گیرد بلکه ظهور آن مرتبه می تواند باشد، بنابراین نه مرتبه ای از وجود می تواند به ماهیت تعلق بگیرد و نه ماهیت می تواند به مرتبه ای از وجود تعلق بگیرد. در نتیجه اگر حقیقت زید ماهیت باشد باید اعتباری باشد و نه حقیقی و وجود و اینکه نه می تواند به مرتبه ای از وجود تعلق داشته باشد و نه می تواند ظهور مرتبه ای از وجود باشد. حقیقت زید هم بیش از یکی نیست تا یکی وجود و یکی ماهیت باشد. پس چگونه است؟
پاسخ:
۱ـ حقیقت هر انسان خاصّ ماهیّت اوست. چون وجود ، حقیقت واحدی است که اختصاص به کسی جز خدا ندارد. انسان ماهیّت می باشد ؛ و زید انسان است نه وجود. بلی زید وجود دارد ؛ یعنی ماهیّتی که مورد عنایت وجود واقع شده است. برای تقریب به ذهن عرض می شود: وجود را تشبیه فرمایید به اراده خودتان ، وقتی شما سیبی را اراده نمودید ، در ذهنتان موجود می گردد. آن سیب اراده نیست بلکه سیب است ؛ امّا آن سیب به عنایت اراده ی شما موجود می باشد. به تعبیر دیگر ، آن سیب ظهور اراده ی شماست نه خود اراده ی شما.
۲ـ توجّه داشته باشیم که وجود اشیاء مجازاً به خود آنها اسناد داده می شود و الّا وجود یکی و آن هم خداست. مراتب وجود نیز در حقیقت مراتب ظهور وجودند نه مراتب وجود. ظهور یکی است امّا دارای مراتب ؛ که از این مراتب ظهور تعبیر می شود به اسماء الله. امّا ماهیّات ، ظهور ظهورند ؛ که مظاهر یا آیات الله گفته می شوند. اگر به وجود موجودات نظر نماییم ، دیگر زیدی وجوود نخواهد داشت ؛ بلکه با اسماء الله مواجه خواهیم شد که وجه الله می باشند ؛ لذا « کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلاَّ وَجْهَهُ » نمودار خواهد شد ؛ آنگاه خواهیم یافت که: « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلیمٌ » ؛ آری چون بدان مقام ـ که مقام فناست ـ بار یابیم ، جز خدا و شئونات هیچ نیست ؛ و اوست که با اوصاف کمال خویش درقالب ماهیّت تجلّی نموده است ؛ و او را در هر ظرف ظهوری شأنی است ؛ « کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی‏ شَأْن».
۳ـ نفس آدمی ماهیّت است و اوست که جسمانیّه الحدوث و روحانیّه البقاء می باشد. حدوث فرع بر امکان است ؛ و امکان یعنی نسبت به وجود و عدم حالت تساوی داشتن ؛ که وصف ماهیّت می باشد. وجود برای وجود ضروری است ؛ لذا امکان و حدوث را بر ساحت قدسی وجود راه نیست.
۴ـ ماهیّت حدّ عدمی وجود می باشد که از منظر عقل ، وجود پنداشته می شود ؛ همانگونه که سایه حدّ عدمی نور می باشد که مردمان آن را چیزی پندارند ؛ یا چاه همان نبود خاک است که مردمان آن را چیزی مستقلّ می انگارند ؛ یا رنگ سیاه یعنی عدم انعکاس نور از چیزی ؛ که در نظر مردم مثل سایر رنگها ، رنگ پنداشته می شود. به قول جناب مولوی: ما عدمهاییم هستی ها نما ــ تو وجود مطلق و هستیّ ما.
۵ـ امّا مراقب باش که نگویی: ماهیّات موجود نیستند. چه اگر این چنین گویی ، عاقلان دیوانه ات پندارند. چون هر اعتباری در نزد اعتبار کننده اش حقیقی می نماید. پول برای اهل اجتماع ، ارزش دارد ؛ امّا برای کسی که سر کوه زندگی می کند ، پول با کاغذ معمولی فرقی ندارد. عارف که از اعتبار عقل رهیده ، منکر این اعتبار می شود ؛ دیوانه خوانده می شود ؛ لکن دیوانه ی فوق عاقل.
برای اینکه حقیقت ماهیّات و ربط آن با وجود فهمیده شود ، به مثال اراده و صور ذهنی که گفتیم نظر دقیق فرمایید. سیب ذهنی اراده نیست ، اراده هم سیب ذهنی نیست ، امّا آن سیب ذهنی ، غیر از اراده هم نیست ؛ لذا به محض آنکه اراده را از آن منصرف نماییم ناپدید می شود. پس آن سیب ظهور اراده است ؛ تنزّل اراده است در ظرف خیال. اراده نیزشما نیستید و شما هم اراده نیستید ؛ بلکه اراده ی شما ظهوری از ظهورات شماست ؛ کما اینکه عقل و خیال و … نیز ظهورات دیگر شمایند. پس آن سیب ذهنی ظهور ظهور شما یا یکی از مظاهرو آیات شماست.
نور که برچیده شود ، بساط سایه نیز برچیده می گردد. الله نور السموات و الارض.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 3.0/5. From 2 votes.
Please wait...
انتشار توسط 8 تم

2 نظر

  1. سلام…سوالی داشتم و اون اینه که علم امری وجودیه یا ماهوی؟

    • علم، از سنخ وجود است نه ماهیّت. شاهدش هم آن است که «علم» از صفات خداست؛ و خدا منزّه از ماهیّت داشتن است. اگر علم را ماهیّت بدانیم، باید صفات خدا را هم ماهیّت بدانیم که لازمه اش ممکن الوجود بودن است

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

1 × 1 =