سرخط خبرها

ایا اسلام با جنگ مردم را به دین دعوت مینمود؟ دلیل پرداخت جزیه چیست ؟

پرسش:

غزوات پیامبر نه در ظاهر اما در باطن پذیرش زوری اسلام را ترویج می نمود و حتی این مورد بعدها در مورد خود ایران و سایر کشورها هم اجرا شد. زمانی که پیامبر مکه را فتح کرد، کفار بت پرستی که مسلمان شدند در امان بودند و بقیه نه مثلا ابوسفیان و هند همسرش در مورد ایران هم همین گونه بود آنانی که مسلمان می شدند در امان بودند و بقیه کشته می شدند و اموالشان به نام غنیمت به تاراج می رفت و زنان و دخترانشان به نام کنیز مورد تجاوز واقع می گشتند و سر از بازارهای کنیز فروشی مکه در می آوردند. اسلام با همین حکم زیرکانه نه در ظاهر که در باطن با ایجاد رعب و وحشت مردم را مسلمان کرد    شاید اگر در حال حاضر هم باشد من و شماهم برای نجات خود و خانواده مان دین جدیدی اختیار کنیم. اما رفتار با اهل کتاب هم در ابتدا همین گونه بود و بعدا هم با جزیه که در واقع از لحاظ اقتصادی به اهل کتاب فشار آورد بسیاری از آنها که نتوانستند جزیه پرداخت کنند، مسلمان شدند. همان گونه که صفویه با زور تشیع را مذهب غالب ایران نمود که قبل از آن تسنن مذهب غالب بود و تعداد شیعه بسیار کم، حالا استدلال شما چیست؟

پاسخ:

۱ـ این ادّعا که بت پرستان در مکّه مجبور به اسلام شدند نه تنها مدرکی تاریخی بر آن دلالت ندارد بلکه حتّی مغرض ترین دانشمندان تاریخ نیز اعتراف دارند که در فتح مکّه کسی وادار به ایمان آوردن نشد. وقتی مسلمین وارد مکّه شدند افزون بر اینکه شعار می دادند الیوم یوم المرحمه و بر هیچ کسی تعرّض نمی کردند ، مخصوصاً چند خانه را هم محلّ امن اعلام نمودند که از جمله ی آنها خانه ی ابوسفیان بود. هند جگر خوار کسی بود که با اجیر نمودن برده ای حبشی ، حمزه ، عموی پیامبر (ص ) را به قتل رساند ؛ ولی پیامبر از او انتقام نکشید. ابوسفیان نیز به خاطر جنایاتی که در حقّ پیامبر و اصحابش مرتکب شده بود و آنان را از وطن خود بیرون کرده و اموالشان را غارت نموده و جنگهای متعدّدی را بر آنان تحمیل نموده بود مستحقّ کشته شدن بود ؛ ولی پیامبر (ص) از خون او گذشت و حتّی برده ای را که حضرت حمزه را کشته بود مجازات نکرد. بلی برخی از بت پرستان مکّه همچون ابوسفیان از روی اضطرار ادّعای مسلمانی کردند ؛ امّا این اضطرار از سوی مسلمین نبود بلکه او و امثالش برای اینکه بتوانند در آینده به مال و منصب دنیایی برسند سیاست را در آن دیدند که به ظاهر ایمان بیاورند. حمله ی پیامبر به مکّه نیز کاملاً منطقی است ؛ چون خود آن حضرت و بسیاری از اصحاب ایشان ، اهل مکّه بودند و از آنجا اخراج شده بودند و اموال و زمینهای آنها تصاحب شده بود. لذا مکّه را تصرّف نمودند تا اوّلاً حقّ خود را بگیرند. ثانیاً راه زیارت کعبه را بگشایند. امّا هیچگاه به اموال و جان مردم تجاوز نکردند و کسی را وادار به اسلام ننموند.

مسلمین در زمان رسول خدا و امامت امیرالمومنین (ع) هیچگاه با کسی به خاطر بت پرست بودن یا اهل کتاب بودن نجنگیده اند و اگر جنگی با این گروهها نموده اند یا جنگ دفاعی بوده یا جنگ تلافی جویانه و مقابله به مثل بوده یا جنگ بر ضدّ پیمان شکنان بوده است. در آیاتی که حکم به جهاد با بت پرستان داده شده به صراحت تصریح شده که مسلمین فقط حقّ جنگ با بت پرستان متجاوز به حقوق مسلمین را دارند نه با هر بت پرستی ؛ لکن برخی شبهه افکنان یا از روی جهل یا از روی غرض ورزی می خواهند چنین وانمود کنند که قرآن کریم بی هیچ قید و شرطی حکم به قتل بت پرستان و اهل کتاب داده است. خداوند متعال در آیات ۸ و ۹ الممتحنه می فرماید: « لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ . إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ . ــــــ خدا شما را از نیکی نمودن و عدالت ورزی نسبت به کسانى که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‏اند، باز نمى‏دارد ، زیرا خدا دادگران را دوست مى‏دارد. خدا فقط شما را از دوستى با کسانى باز مى‏دارد که در [کار] دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه‏هایتان بیرون رانده و در بیرون‏راندنتان با یکدیگر همپشتى کرده‏اند و هر کس آنان را به دوستى گیرد، آنان همان ستمگرانند.»

۲ـ مطلب دیگر در مورد ایمان آوردن از روی زور این که اساساً ایمان مقوله ای قلبی است و ذاتاً محال است کسی را بتوان وادار به ایمان نمود. آیه « لا اکراه فی الدّین » نیز بیانگر همین حقیقت می باشد. ممکن است کسی را بتوان با زور وادار به اظهار اسلام نمود ولی نمی توان کسی را قلباً و حقیقتاً مسلمان کرد ؛ در حالی که تاریخ گواهی می دهد که بت پرستان عرب و دیگر ملل مسلمان شده ، حقیقتاً مسلمان شده بودند. مللی چون ایران نه تنها اسماً و رسماً مسلمان بودند بلکه حتّی بیش از خود عربها در ترویج اسلام کوشش می نمودند.

۳ـ امّا اینکه در حمله ی خلفا به ایران یا سایر بلاد جنایاتی هم رخ داده است دلیل بر این نیست که اسلام چنین حکمی نموده است یا مسلمان شوندگان از ترس چنین اموری به صورت قلبی ایمان آورده اند. اگر سربازان خلفا جنایاتی مرتکب شده اند مربوط به خودشان است و ربطی به اسلام و احکام آن ندارد. چون آنها غاصب خلافت بودند ؛ و شیعه اساساً مشروعیّت این افراد را به عنوان خلیفه ی پیامبر قبول ندارد چه رسد به این که بخواهد از کارهای آنها دفاع نماید. عقیده ی ما این است که کشور ایران به خودی خود استعداد پذیرش اسلام را داشت و برای مسلمان نمودن مردم آن نیازی به جنگهای گسترده نبود. اگر خلفا به جای جنگ ، از راه تبلیغ فرهنگی وارد ایران می شدند نه تنها بازده کار کمتر نمی بود بلکه بسیار بیشتر نیز می شد. ایرانیانی که در صدر اسلام در یمن حاکمیّت داشتند وقتی ندای اسلام را شنیدند بی درنگ ایمان آوردند در حالی که به پشتوانه ی حکومت مرکزی ایران ، هیچ ترسی از لشکر مدینه نداشتند ؛ و این خود نشان می دهد که روح ایرانی ، روح حقیقت جو بوده و هست. وقتی هم که ایرانیان مسلمان شدند به صورت گسترده دست به ترویج اسلام زده ، نه از راه جنگ ، بلکه از راه تبلیغ فرهنگی ممالکی چون اندونزی و مالزی و قسمتهایی از چین و هند و چند کشور دیگر را هم مسلمان نمودند ؛ که خود این نشان می دهد که بسط اسلام وابسته به زور نیست بلکه از راه دلها نفوذ می کند و صرف این که در برخی مناطق ، رواج اسلام همراه با کشورگشایی خلفا بوده دلیل بر این نیست که اسلام از راه زور بوده است. خلفا عمدتاً به فکر کشور گشایی و گرفتن غنیمت بودند و حقیقتاً کاری به مسلمان شدن مردم نداشتند. لذا مسلمان شدن مردم ایران نه در هنگام کشور گشایی خلفا ، بلکه مدّتها بعد از آن و در اثر آشنایی مردم ایران با قرآن بود. لذا ملاحظه می فرمایید که اکثر مردم ایران ، مسلمان شیعه شدند نه مسلمان سنّی.

۴ـ امّا این ادّعا که صفویّه مردم ایران را شیعه نموده اند ، باز ادّعایی است غیر واقعی و افسانه ای است بی اصل. قبل از صفویّه نیز اکثریّت مردم ایران شیعه بودند ولی حکومت ایران همواره در دست اهل سنّت بوده است و شیعیان دائماً تحت فشار بوده اند. تنها کاری که حکومت صفویّه کرد این بود که حکومت را به شیعیان بازگرداند تا شیعیان بتوانند با آزادی به احکام مذهب خود عمل نمایند.

۵ـ امّا درباره ی اهل کتاب حکم صریح قرآن کریم مدارا است و اسلام هیچگاه اهل کتاب را وادار به پذیرش اسلام نکرده است. امّا جزیه اوّلاً سرانه ی امنیّت است که اهل کتاب در آن زمان باید می پرداختند. مردم برای حفظ امنیّت کشور باید سرباز بدهند و چون در صدر اسلام ، اهل کتاب بارها با بت پرستان و منافقین همدست شده بودند از این جهت مورد اطمینان نبودند ، لذا نظام اسلامی نمی توانست از آنان سرباز قبول کند ؛ چون سربازان آنها مثل ستون پنجم دشمن عمل می نمودند. لذا به پیشنهاد خود اهل کتاب ، مقرر شد که آنان به جای سرباز ، جزیه بدهند. امّا اکنون که شرائط فرق کرده و اهل کتاب نیز مثل مسلمین سرباز می دهند و خوف خیانت نیز وجود ندارد ، دیگر ملزم به پرداخت جزیه نیستند و حکومت اسلامی ایران نیز از آنان جزیه طلب نمی کند. ثانیاً مقدار جزیه ای که اهل کتاب باید پرداخت نمایند در مقایسه با مقدار مالی که مسلمین در قالب زکات و خمس و دیگر انفاقات هر ساله پرداخت می کنند بسیار اندک می باشد.

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x