سرخط خبرها

چرا خدا جریان سقیفه را به رسول خدا و امیر مومنان خبر ندادند ؟ و اگر خبر داشتند چرا جلوگیری نکردند؟

پرسش:
یکی ازمؤلفین شیعه اعلام می کند که پس ازاعلام جانشینی حضرت علی(ع) توسط حضرت محمد عده ای ازصحابه که ناراضی شده بودند درعقبه ارس به قصد پیغمبر کمین کردند ولی جبرئیل پیغمبررا بر مکر آنان آگاه کرد و نتیجه نگرفتند( علی اکبرفیّاض، تاریخ اسلام، چاپ دانشگاه، صفحات ۱۰۶ و۱۰۷ نقل شده درفرهنگ دهخدا زیر عبارت غدیرخم) معلوم نیست چرا جبرئیل در ماجرای سقیفه بنی ساعده که شورای شیوخ ابوبکر را به جانشینی حضرت محمد انتخاب کرد، هیچ دخالتی ننمود. براستی که دین نیز مانند ارتش چرا ندارد.
پاسخ:
گر چه بعضی از مسائل مربوط به دین به علت عدم درک حکمت و فلسفه آن از طرف بشر و به خاطر فراعقلی بودن ( نه خلاف عقل بودن ) باید با تعبّد مورد پذیرش قرار گیرند ؛ ولی مورد سؤال شما اینچنین نیست زیرا: ۱ـ جریان کمین کردن عده ای ازمنافقین برای ترور پیامبر(ص) که در سؤال بدان اشاره شده است مربوط به بعد از غزوه تبوک و در مسیر بازگشت از جنگ در سال نهم هجری می باشد ودر متون تاریخی معروف به جریان اصحاب عقبه (عقبه هرشی )است و ارتباطی به جریان غدیر خم که در سال دهم هجری اتفاق افتاده است ندارد.
(برای دریافت اطلاعات بیشتر به کتابهای تاریخی از جمله کتاب سیره سیاسی پیامبراعظم(ص)، نوشته دکتر محمد ابراهیم آیتی، ص :۵۰۶مرجعه نمائید.)
۲ـ در جریان توطئه برای قتل رسول خدا ، چه در لیله المبیت و چه در جریان عقبه ، قصد آن بود که خود پیامبر کشته شود که اگر چنین می شد ، دین ناقص می ماند. پس باید خدا دخالت مستقیم می نمود ؛ تا دینش نابود نشود. امّا در جریان سقیفه ، گزندی به امیرمومنان نمی رسید تا امامت نابود گردد و راه تحریف دین مهیّا گردد. بعد از سقیفه نیز آن حضرت حضور داشت و با حضور و غاصبات امامت ، هم حقّ در جامعه حضور داشت هم باطل. لذا این صحنه صرفاً محیط امتحان را برای مردم آن زمان و زمانهای بعد پدید می آورد. و اصل دین نیز تا قیامت بدون تحریف باقی خواهد ، لکن در کنار باطل ، تا طیّب و خبیث از همدیگر جدا گردند.
۳ـ با مراجعه به کتب روایی و تاریخی چنین به دست می آید که نه تنها رسول خدا (ص) از طریق خداوند و با واسطه ی جبرئیل بلکه خود حضرت علی (ع) نیزاز طریق پیامبر از تمام ماجراهای آینده نسبت به مسأله خلافت و غصب آن آگاه بودند ؛ و حتی گاه برای دیگران نیز بازگو می کردند. به عنوان مثال می توان به روایتی اشاره نمود که یکی از ائمه ی چهارگانه اهل سنّت ٰ یعنی جناب احمد حنبل در مسند خود جلد ۱ صفحه ۱۰۹می آورد: « عن رسول الله (ص): وان تؤمروا علیا و لا اراکم فاعلین، تجدوه هادیا مهدیا یأخذ بکم الطریق المستقیم ــ رسول خدا (ص) به اصحاب خود فرمودند : اگر علی را امیر خود قرار دهید ، در حالی که می بینم چنین نمی کنید ، او را هدایت یافته و هدایتگر خواهید یافت و شما را به راه راست هدایت می کند»
مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر جلد ۱ صفحه ۱۹ و ۴۵۵ درباره این حدیث و اسناد آن در کتب متعدد اهل سنت بحث نموده اند.
در هرصورت آنگونه که در سؤال فرض شده ، پیامبر (ص) یا حضرت علی(ع) از اوضاع آینده و ماجرای سقیفه بی اطلاع نبودند و خداوند آنان را بی واسطه یا با واسطه ی جبرئیل از امور مطلع نموده بود .
شاید دراینجا این سؤال مطرح شود که پس چرا پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) دخالت مستقیم در مسأله نکردند و جلوی انحراف را نگرفتند ؟
اگر مراد این است که آن بزرگواران با جبر و زور این کار را انجام می دادند ، روشن است که انتظاری است نامعقول و خلاف اسلام. چون می شد قصاص قبل از جنایت.
امّا اگر مراد این است که آنها تدابیر هدایتی لازم را در این مورد انجام می دادند ، کما اینکه وظیفه ی هادیان الهی همین است ، عرض می شود که چنین کاری را کرده اند و تاریخ نیز آن را ثبت نموده است.
واقعیت این است که پیامبر(ص) درموارد متعدد و خصوصا در آخرین روزهای حیات شریفشان تلاش فراوانی برای جلوگیری از انحراف کردند ؛لکن با حفظ اختیار مردم و غاصبان. مثلاً حضرت همگان را مکلّف ساختند که همراه سپاه اسامه به سوی روم رهسپار شوند. روشن است که اگر همه ی اصحاب از این حکم حضرت تبعیّت می کردند ، دیگر غصب خلافت رخ نمی داد ؛ امّا عمر و ابوبکر به شرکت در این سپاه تن ندادند. و بالاخره نیز این سپاه راهی جنگ نشد. یا حضرت قلم و کاغذی طلبیدند و فرمودند: برای من کاغذ و قلم بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید ؛ که خلیفه ی دوم مانع این کار شد. و موارد دیگر که با مراجعه به کتب تاریخ شیعه وسنی می توان آنها را یافت.
در زمان خود امیر مومنان نیز مصلحت حفظ اسلام ایجاب می کرد که امیرالمؤمنین(ع) با غاصبین درگیر نشوند ؛ که این را در برخی خطبه های نهج البلاغه به صراحت بیان نموده اند.
با کارهایی که رسول خدا کرده بودند و پیامهایی که در موارد مختلف داده بودند ، این مردم بودند که باید خود با توجه به سفارشات رسول خدا (ص) خلافت را به جای خود بر می گرداندند و با غاصبین بیعت نمی کردند ؛ و جلوی انحراف را می گرفتند که متأسفانه در این آزمایش و آزمون الهی شکست خوردند. کما اینکه اکنون نیز این خود مردمند که باید در شواهد تاریخی تجسس نموده حقیقت را بیابند ؛ امّا برخی چنین نمی کنند ؛ برخی نیز با علم به حقایق باز لجاجت می ورزند. در حالی که شیعه حقّانیّت امیر مومنان را با احادیث معتبر خودشان به آنها ثابت می کند

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 3.0/5. From 2 votes.
Please wait...

دیدگاه ها