سرخط خبرها

ایا حضرت فاطمه افضل از یازده امام است؟

پرسش:
آیا حضرت زهرا(س) بر سایر ائمه معصومین(ع) حجت است؟
پاسخ:
۱ـ باید توجّه داشت که حجّت اعمّ از نبیّ و رسول و امام می باشد. یعنی هر نبیّ و رسول و امامی حجّت است ولی هر حجّتی لزوماً نبیّ یا رسول یا امام مصطلح نیست. پس اینکه حضرت فاطمه ی زهرا ـ سلام الله علیها ـ نبیّ یا رسول یا امام نبود ، نمی تواند مانع از حجّت بودن آن بزرگوار باشد.
قرآن کریم و برهان عقلی حجّت می باشند در حالی که سه عنوان پیش گفته را به نحو اصطلاحی ندارند. همچنین خداوند متعال از حضرت خضر (ع) یاد نمود که قول و فعل او بر موسای پیامبر حجّت بود ؛ لذا حقّ اعتراض به وی را نداشت ؛ و این در حالی است که نبیّ یا رسول بودن حضرت خضر (ع) معلوم نیست.
۲ـ دلائل فراوانی وجود دارد که نشان می دهند آن حضرت در ردیف ائمه اطهار (ع) حجّت بر خلق بوده اند.     
یکی از آن دلائل حدیث ثقلین می باشد که نبیّ مکرم اسلام در ضمن آن فرمودند:« … فانظروا کیف تخلّفونی فی الثقلین. فقام رجل فقال یا رسول الله و ما الثقلان؟ فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم الاکبر کتاب الله ؛ سبب طرفه بید الله و طرفه بأیدیکم فتمسکوا به لم تزالوا و لا تضلّوا. والاصغر عترتی و انّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض و سألت لهما ذلک ربّی فلاتقدّموهما فتهلکوا و لاتعلّموهما فانّهما اعلم منکم. ـــــ بنگرید که پس از من ، با دو یادگار گرانبهاى من چگونه رفتار مى‏کنید؟ مردی برخواست و پرسید: یا رسول الله! دو أثر گرانبهاى شما چیست؟ فرمود: ثقل اکبر کتاب خداست ؛ وسیله ای که جانبى از آن در دست خدا مى‏باشد و طرف دیگر آن در اختیار شما قرار گرفته است ؛ پس به آن چنگ بزنید که نمی لغزید و گمراه نمی شوید ؛ و ثقل اصغر عترت من است؛ که همانا آن دو هرگز از همدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. و من هم از پروردگارم همین اتحاد و یگانگى را براى آنها درخواست کرده‏ام. پس بر این دو پیشى نگیرید که به هلاکت مى‏رسید و سخنى به آنها نیاموزید که آنان از شما داناترند»(المعجم الکبیر ،الطبرانی ، ج۳ ، ص۶۶)
طبق این حدیث شریف ، عترت رسول خدا حجّت بر خلائق می باشند و شکّی نیست حضرت فاطمه ی زهرا (س) نیز جزء عترت می باشد. پس آن جناب نیز حجّت بر خلق می باشند.
دلیل دوم حدیث سفینه است که نبیّ خدا فرمودند: « إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِی أُمَّتِی کَمَثَلِ سَفِینَهِ نُوحٍ فِی قَوْمِهِ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَرَکَهَا غَرِقَ ــــ همانا مثل اهل بیت من در امّتم مانند کشتی نوح است در قوم خودش که هر که سوار آن شد نجات یافت و هر که آن را ترک نمود غرق شد.» ( الإحتجاج ، ج‏۱ ،ص ۱۵۷ )
باز روشن است که حضرت فاطمه ی زهرا (س) نیز جزء اهل بیت می باشد.
همچنین طبق آیات و روایات فراوانی آن حصرت معصومه بوده و سخن و فعل هر معصومی حجّت است. چرا که سخن و فعل معصوم یقیناً حقّ می باشد و هر حقّی از خداست.
دلائل دیگری نیز در این باره وجود دارد که به همین چند مورد بسنده می شود.
۳ـ امّا اینکه حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ حجّت بر یازده فرزند معصوم خویش نیز می باشد ، یقیناً درست می باشد ؛ چرا که هر معصومی برای هر کسی حجّت می باشد چه آن کس معصوم باشد یا غیر معصوم. چون سخن و فعل انسان معصوم ، یقیناً مطابق حقّ می باشد و هر حقّی از جانب خداست و آنچه یقیناً از جانب خداست ، حجّت است. پس تمام معصومین بر همگان و بر یکدیگر حجّت می باشند. بر این اساس اگر حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ خبری از جانب خدا برای علی (ع) نیز نقل می نمود ، آن حضرت چنان خبری را از جانب خدا می دانست و در آن شکّ نمی کرد ؛ کما اینکه علی (ع) صحیفه ی فاطمیّه را که جبرئیل (ع) به حضرت فاطمه (س) گزارش داده بود بر خود حجّت می دانست. همچنین حضرت موسی (ع) ، حضرت خضر را بر خود حجّت می دانست ؛ در حالی که حضرت موسی (ع) پیامبر اولوالعزم بود و اطاعت از شریعت او بر همگان و از جمله بر حضرت خضر (ع) واجب بود.
پس باید توجّه داشت که مساله ی حجّیّت ، دائر مدار عصمت است و ربطی به رتبه ی وجودی شخص ندارد. چون هر سخنی از هر معصومی صادر شود کلام خداست و اطاعت از کلام الهی بر همگان لازم می باشد. از اینرو همانطور که سخن حضرت فاطمه (س) بر فرزندانش حجّت است ، سخن آن بزرگواران نیز برای حضرت زهر (س) حجّت می باشد.
امّا ورای مساله ی حجّیّت ، مساله ی اسوه و الگو بودن مطرح است که در اینجا دیگر صرف عصمت کافی برای اسوه بودن نیست. بلی هر معصومی برای غیر معصوم اسوه است ؛ چون رتبه ی وجودی هر معصومی بالاتر از غیر معصوم می باشد ، ولی چنین نیست که هر معصومی اسوه ی معصوم دیگر نیز باشد. چرا که اسوه بودن دائر مدار رتبه ی وجودی است نه عصمت. بر این اساس ، حضرت رسول (ص) اسوه ی جمیع عالمیان است و کسی اسوه ی او نیست جز خدا ؛ و بعد از آن جناب ، حضرت امیرالمومنین (ع) اسوه ی تمام خلائق می باشد ؛ و از برخی روایات اهل بیت (ع) استفاده می شود که حضرت فاطمه زهرا (س) در رتبه ی سوم قرار دارد. البته این برتری به اعتباری است که جای ذکرش در عرفان نظری است ؛ لذا از برخی روایات نیز برابری این انوار قدسی استفاده می شود. بنا بر این ، وجود قدسی آن حوریّه ی انسیّه ، غیر از رسول خدا و علی (ع) ، اسوه ی تمام خلائق می باشد. پس اگر هم گفته شود که آن بزرگوار حجّت برای یازده امام می باشد منظور همین اسوه بودن در انسانیّت است نه حجّت به معنی رایج آن در علم کلام ؛ چرا که حجّت به این معنی ، در میان دو معصوم ، طرفینی است نه یک طرفه.
امّا ادلّه ای که دلالت بر برتری وجودی آن بزرگوار بر تمام خلائق ــ غیر از رسول خدا و امیر مومنان ــ دارد ، زیادند که به برخی از آنها اشاره می شود. البته باز متذکّر می شویم که برای وجود نوری اهل بیت (ع) اعتبارات گوناگونی است که بنا به برخی از این اعتبارات ، وجود نوری آن بزرگوار افضل از فرزندان معصوم خویش می باشد. امّا ورود به این اعتبارات در چنین نوشته هایی ممکن نیست ؛ چرا که چنان بحثی محیط علمی خاصّ خود را طلب می کند.

امام صادق (ع) فرمودند: « لَوْ لَا أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع تَزَوَّجَهَا مَا کَانَ لَهَا کُفْوٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَه‏ ــــ اگر امیر المؤمنین علیه السّلام نبود که با حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها ازدواج کند ، در روى زمین تا روز قیامت براى ایشان همتایی پیدا نمى‏شد ؛ از آدم ابو البشر گرفته به بعد. » (علل الشرائع ، ج‏۱ ،ص ۱۷۸ )
« عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ لِمَ سُمِّیَتْ فَاطِمَهُ الزَّهْرَاءُ زَهْرَاءَ فَقَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ بِنُورِهَا وَ غَشِیَتْ أَبْصَارُ الْمَلَائِکَهِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِکَهُ لِلَّهِ سَاجِدِینَ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا مَا لِهَذَا النُّورِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی أَسْکَنْتُهُ فِی سَمَائِی خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِی أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ أَئِمَّهً یَقُومُونَ بِأَمْرِی یَهْدُونَ إِلَى حَقِّی وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِی فِی أَرْضِی بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْیِی‏ ـــــــ جابر مى‏گوید: محضر مبارک امام صادق علیه السّلام عرض کردم: براى چه فاطمه زهراء سلام اللَّه علیها به زهراء موسوم گردید؟ حضرت فرمودند: زیرا حقّ عزّ و جلّ او را از نور عظمت خودش آفرید، و هنگامى که نور وجود فاطمه سلام اللَّه علیها درخشید آسمانها و زمین به نورش روشن شده و دیدگان فرشتگان از شدّت نورش بسته شد و تمام ملائکه ، حقّ تبارک و تعالى را سجده نموده و عرض کردند: ای اله و معبود ما و سرور و مولاى ما ! این نور چه خصوصیّتى دارد که این قدر تابان و روشن است؟ خداوند متعال به آنها وحى فرمود: این نور از نور من است که در آسمان ساکنش کرده‏ام آن را از عظمت خویش آفریدم ، آن را از صلب پیامبرى از پیامبران که بر تمام انبیاء برتریش داده‏ام خارج خواهم ساخت و از این نور پیشوایانى را بیرون مى‏آورم که به امر من قیام مى‏کنند و مردم را به طرف من هدایت مى‏نمایند ، این پیشوایان را پس از انقطاع وحى خلفای خود در زمین قرار مى‏دهم.» (علل الشرائع ، ج‏۱ ،ص۱۸۰ )
« عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ بَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص صَلَّى صَلَاهَ الْفَجْرِ ثُمَّ اسْتَوَى فِی مِحْرَابِهِ کَالْبَدْرِ فِی تَمَامِهِ فَقُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ رَأَیْتَ أَنْ تُفَسِّرَ لَنَا هَذِهِ الْآیَهَ قَوْلَهُ تَعَالَى فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ فَقَالَ النَّبِیُّ ص أَمَّا النَّبِیُّونَ فَأَنَا وَ أَمَّا الصِّدِّیقُونَ فَعَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ أَمَّا الشُّهَدَاءُ فَعَمِّی حَمْزَهُ- وَ أَمَّا الصَّالِحُونَ فَابْنَتِی فَاطِمَهُ وَ وَلَدَاهَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ فَنَهَضَ الْعَبَّاسُ مِنْ زَاوِیَهِ الْمَسْجِدِ إِلَى بَیْنِ یَدَیْهِ ص وَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَسْتُ أَنَا وَ أَنْتَ وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ مِنْ یَنْبُوعٍ وَاحِدٍ قَالَ ص وَ مَا وَرَاءَ ذَلِکَ یَا عَمَّاهْ قَالَ لِأَنَّکَ لَمْ تَذْکُرْنِی حِینَ ذَکَرْتَهُمْ وَ لَمْ تُشَرِّفْنِی حِینَ شَرَّفْتَهُمْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عَمَّاهْ أَمَّا قَوْلُکَ أَنَا وَ أَنْتَ وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ مِنْ یَنْبُوعٍ وَاحِدٍ فَصَدَقْتَ وَ لَکِنْ خَلَقَنَا اللَّهُ نَحْنُ حَیْثُ لَا سَمَاءَ مَبْنِیَّهَ وَ لَا أَرْضَ مَدْحِیَّهَ وَ لَا عَرْشَ وَ لَا جَنَّهَ وَ لَا نَارَ کُنَّا نُسَبِّحُهُ حِینَ لَا تَسْبِیحَ وَ نُقَدِّسُهُ حِینَ لَا تَقْدِیسَ فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ بَدْءَ الصَّنْعَهِ فَتَقَ نُورِی فَخَلَقَ مِنْهُ الْعَرْشَ فَنُورُ الْعَرْشِ مِنْ نُورِی وَ نُورِی مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ أَنَا أَفْضَلُ مِنَ الْعَرْشِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ فَخَلَقَ مِنْهُ الْمَلَائِکَهَ فَنُورُ الْمَلَائِکَهِ مِنْ نُورِ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ نُورُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ نُورُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ أَفْضَلُ مِنَ الْمَلَائِکَهِ وَ فَتَقَ نُورَ ابْنَتِی فَاطِمَهَ مِنْهُ فَخَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فَنُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مِنْ نُورِ ابْنَتِی فَاطِمَهَ وَ نُورُ فَاطِمَهَ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ فَاطِمَهُ أَفْضَلُ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ الْحَسَنِ فَخَلَقَ مِنْهُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ فَنُورُ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ مِنْ نُورِ الْحَسَنِ وَ نُورُ الْحَسَنِ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ أَفْضَلُ مِنَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ الْحُسَیْنِ فَخَلَقَ مِنْهُ الْجَنَّهَ وَ الْحُورَ الْعِینَ فَنُورُ الْجَنَّهِ وَ الْحُورِ الْعِینِ مِنْ نُورِ الْحُسَیْنِ وَ نُورُ الْحُسَیْنِ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ الْحُسَیْنُ أَفْضَلُ مِنَ الْجَنَّهِ وَ الْحُورِ الْعِینِ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الظُّلْمَهَ بِالْقُدْرَهِ فَأَرْسَلَهَا فِی سَحَائِبِ الْبَصَرِ فَقَالَتِ الْمَلَائِکَهُ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبَّنَا مُذْ عَرَفْنَا هَذِهِ الْأَشْبَاحَ مَا رَأَیْنَا سُوءاً فَبِحُرْمَتِهِمْ إِلَّا کَشَفْتَ مَا نَزَلَ بِنَا فَهُنَالِکَ خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى قَنَادِیلَ الرَّحْمَهِ وَ عَلَّقَهَا عَلَى سُرَادِقِ الْعَرْشِ فَقَالَتْ إِلَهَنَا لِمَنْ هَذِهِ الْفَضِیلَهُ وَ هَذِهِ الْأَنْوَارُ فَقَالَ هَذَا نُورُ أَمَتِی فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ فَلِذَلِکَ سُمِّیَتْ أَمَتِیَ «۱» الزَّهْرَاءَ لِأَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ بِنُورِهَا ظَهَرَتْ وَ هِیَ ابْنَهُ نَبِیِّی وَ زَوْجَهُ وَصِیِّی وَ حُجَّتِی عَلَى خَلْقِی أُشْهِدُکُمْ یَا مَلَائِکَتِی أَنِّی قَدْ جَعَلْتُ ثَوَابَ تَسْبِیحِکُمْ وَ تَقْدِیسِکُمْ لِهَذِهِ الْمَرْأَهِ وَ شِیعَتِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ فَعِنْدَ ذَلِکَ نَهَضَ الْعَبَّاسُ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ قَبَّلَ مَا بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ قَالَ یَا عَلِیُّ لَقَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُجَّهً بَالِغَهً عَلَى الْعِبَادِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه ــــــــــــــ انس بن مالک گفت: یک روز پیامبر اکرم به نماز صبح اشتغال داشت در محراب ایستاد چون ماه تابان ؛ عرض کردم اگر صلاح بدانید این آیه را براى ما تفسیر فرمائید: « فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ. » فرمودند: منظور از پیامبران من هستم ، صدیقین علی بن ابى طالب است و اما شهدا عمویم حمزه و امّا صالحین دخترم زهرا و فرزندانش حسن و حسین می باشند. عباس (عموی پیامبر) از گوشه مسجد به خدمت پیامبر اکرم آمده گفت: مگر من و شما و علی و فاطمه و حسن و حسین از یک سرچشمه نیستیم؟ فرمودند: منظورت چیست عمو جان؟ عرض کرد: زیرا مرا نام نبردى و به این مقام مفتخر نکردى. فرمود عمو جان اینکه گفتى من و تو و علی و حسن و حسین از یک سرچشمه هستیم صحیح است ولى خداوند ما را موقعى آفرید که نه آسمان افراشته و نه زمین گسترده و نه عرش و نه بهشت و نه جهنم بود ؛ ما او را تسبیح و تقدیس می کردیم هنگامى که تسبیح و تقدیسى وجود نداشت. وقتى خدا اراده کرد ابتداى آفرینش را نور مرا شکافت و از آن عرش را آفرید ؛ نور عرش از نور من است و نور من از نور خدا است. سپس نور علی بن ابى طالب را شکافت و از آن ملائکه را آفرید پس نور ملائکه از نور علی بن ابى طالب است و نور پسر ابى طالب از نور خدا است. نور دخترم فاطمه را شکافت و آسمانها و زمین را آفرید ؛ نور آسمانها و زمین از نور دخترم فاطمه است و نور فاطمه از نور خدا است ؛ و فاطمه برتر از آسمانها و زمین است. سپس نور حسن را شکافت و از آن خورشید و ماه را آفرید ؛ پس نور خورشید و ماه از نور حسن است و نور حسن از نور خدا است و حسن از خورشید و ماه برتر است. آنگاه نور حسین را شکافت و از آن بهشت و حور العین را آفرید ؛ پس نور بهشت و حور العین از نور حسین است و نور حسین از نور خدا است و حسین از بهشت و حور العین برتر است. سپس خداوند به قدرت خود ظلمت را آفرید و آن را بر پرده ی چشمها افشاند ؛ ملائکه گفتند: سبوح و قدوسی ای پروردگار ما ؛ خدایا از وقتى این اشباح را شناخته ایم چیز بدى مشاهده نکردیم تو را سوگند می دهم به مقام آنها که این گرفتارى را از ما برطرف فرما ! در این موقع خداوند قندیل‏هاى رحمت را آفرید و بر سرادق عرش آویخت. گفتند خدایا این فضیلت و نورها از کیست ، خطاب نمود این نور کنیزم فاطمه زهرا است به همین جهت او را زهرا (نورانی) نامیدم ؛ چون آسمانها و زمین به واسطه ی نور او پدیدار شد. او دختر پیامبرم و همسر وصىّ او و حجّت من بر خلق است. شما را گواه می گیرم که ثواب تسبیح و تقدیس شما را به این بانو و شیعیانش دادم تا روز قیامت. در این موقع عباس از جاى خود حرکت کرد و پیشانى علی بن ابى طالب را بوسیده و گفت: یا علی خدا تو را حجّت بالغه بر مردم قرار داده تا روز قیامت.» ( بحار الأنوار ، ج‏۲۵ ،ص ۱۷ )
امام صادق (ع) در تفسیر آیه ۳۵ نور فرمودند: « فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فَاطِمَهُ ع فِیها مِصْباحٌ الْحَسَنُ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَهٍ الْحُسَیْنُ الزُّجاجَهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ فَاطِمَهُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْیَا یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ إِبْرَاهِیمُ ع زَیْتُونَهٍ لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ لَا یَهُودِیَّهٍ وَ لَا نَصْرَانِیَّهٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِی‏ءُ یَکَادُ الْعِلْمُ یَنْفَجِرُ بِهَا وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ یَهْدِی اللَّهُ لِلْأَئِمَّهِ مَنْ یَشَاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ ــــــــــ « خدا نور آسمانها و زمین است، حکایت نور او چون فانوسى است» آن فانوس فاطمه علیها السلام است «که در آن فانوس چراغی است» آن چراغ حسن است «چراغ در آبگینه است» آبگینه حسین است «آبگینه مانند اختر درخشانى است» آن اختر درخشان فاطمه است در میان زنان جهان «از درخت پر برکتى برافروزد» آن درخت حضرت ابراهیم (ع) است «درخت زیتونى است نه شرقی و نه غربی» یعنی نه یهودى و نه نصرانى «که نزدیک است روغنش برافروزد» نزدیک است علم از آن بجوشد «اگر چه آتشى به او نرسد، نوری است روى نورى» از فاطمه امامى پس از امامى آید «خدا هر که را خواهد به نور خود رهبرى کند» هر که را خدا خواهد به امامان رهبرى کند «و خدا براى مردم مثلها می زند»» (الکافی، ج‏۱، ص: ۱۹۵ )

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه ها