سرخط خبرها

اگر اهل بیت (ع) از پیامبران پیشین برتر بودند ، آیا می توانستند معجزه ی مهمتری از معجزه آنان بیاورند ؟

پرسش:
ائمه هدی(ع) نسبت به همه انبیای الهی به جز پیامبر اکرم(ص) برتری دارند. سؤال این است که در آن صورت آیا ائمه هدی هم نظیر انبیای گذشته می توانستند نظایر معجزات آنان را بیاورند؟ چون لازمه برتری آن است که نه تنها نظایر آن را که مهمتر از آن را هم بیاورند؟
پاسخ:
۱ـ در مورد معجزه دو دیدگاه عمده وجود دارد. از نظر برخی متکلّمین ، علّت فاعلی معجزه فقط و فقط خداست و خود مدّعی نبوّت یا امامت ، در تحقّق آن هیچ نقشی ندارد ؛ و اگر هم نقشی داشته باشد ، نقش قابلی خواهد بود ، نه نقش فاعلی. طبق این نگاه ، نبی یا امام ، به امر خدا ، نبوّت یا امامت خود را اعلام می کند و آنگاه خدا از راه ظاهر نمودن معجزه ای در راستای ادّعای او ، ادّعای وی را امضاء می نماید. امّا طبق نظر حکما و عرفا و برخی متکلّمین ، اگرچه اصل معجزه به دست خداست ولی تحقّق خارجی آن بدون وجود مجرای فیض مناسب محال می باشد. لذا از نظر این گروه ، رتبه ی وجودی مدّعی نبوّت یا امامت نیز در معجزه ی او و بخصوص در نوع معجزه ی او دخیل می باشد ؛ یعنی خود نبی یا امام ، فاعل معجزه است ، لکن به اذن و اراده ی خاصّ خداوند قادر متعال.
بنا بر این :
اوّلاً تا خدا اراده نکند هیچ معجزه ای از نبی یا امام صادر نمی شود. پس برتری وجودی شخص ، کافی برای اظهار معجزه نیست.
ثانیاً معجزه صرفاً امضایی الهی بر پای دعوت مدّعی نبوّت یا امامت است که ادّعای او را تأیید می کند ؛ پس لزومی ندارد که نبی یا امام برتر ، معجزه ای برتر از دیگر مدّعیان نبوّت یا امامت ارائه نماید. چرا که غرض از اظهار معجزه ، اثبات ادّعای نبوّت یا امامت است نه اثبات برتری یک نبی یا امام خاصّ بر دیگر سفرای الهی. از اینرو برخی معجزات نبی اکرم (ص) برتر از تمام معجزات انبیاء گذشته بود ، مثل قرآن کریم ، ولی برخی معجزات ایشان در سطوح پایین تری قرار دارند.
ثالثاً طبق نگاه دوم در اینکه لازمه ی برتری وجودی ، داشتن قدرت تصرّف بیشتر در عالم هستی می باشد ، شکّی نیست ؛ چرا که از نظر فلسفی ، قدرت تصرّف در عالم خلقت ، که معجزه یکی از ظهورات آن می باشد ، ناشی از احاطه ی وجودی است . لذا لازمه ی برتری ائمه (ع) بر انبیاء سلف این است که توان انجام معجزات آنها و بلکه برتر از معجزات آنها را هم داشته باشند ولی همانگونه که گفته شد داشتن چنین توانی مستلزم اظهار آن نیست.
رابعاً از طرفی معجزات ، عمدتاً در ارتباط با عالم مادّه رخ می دهند ؛ یعنی انبیاء یا ائمه (ع) به عنوان معجزه دست به کارهایی می زنند که طبق قوانین عالم مادّه شدنی نیستند ، اگرچه امکان ذاتی دارند. از طرف دیگر همه انبیاء و ائمه (ع) احاطه ی وجودی بر عالم مادّه دارند ، لذا تمام معجزاتی که در ارتباط با خرق قوانین عالم مادّه باشند ، برای تمام انبیاء و ائمه (ع) ممکن می باشند. حتّی اگر انبیاء گذشته می خواستند کتابی آسمانی بیاورند که مثل قرآن کریم معجزه باشد ، قادر بر این کار بودند ؛ چون لازمه ی معجزه بودن دیگر کتب آسمانی این نیست که از نظر محتوا نیز در حدّ قرآن باشند.
خامساً نوع معجزه و عظمت ظاهری آن همواره تابع وجود نبی یا امام نیست ؛ بلکه مخاطبین نیز در آن نقش دارند. لذا معجزه ی هر پیامبری متناسب با شرائط حاکم بر زمان خود و متناسب با میزان پذیرش یا عدم پذیرش مردم زمان خودش بوده است ؛ بلکه برخی از معجزات را خود مردم از انبیاء طلب می نمودند ؛ مثل شقّ القمر یا شقّ الشجر که به درخواست مشرکان مکّه توسّط نبی اکرم (ص) انجام شد ؛ یا مثل خارج نمودن شتری از کوه که درخواست مردم توسّط حضرت صالح (ع) انجام پذیرفت.
حاصل کلام اینکه ، لازمه ی برتری وجودی ، داشتن توان معجزه و داشتن توان ، برای اظهار معجزه برتر است ؛ امّا داشتن چنین توانی ، مستلزم اظهار آن توان نیست. پس نمی توان از راه معجزه ، به برتری برخی سفرای الهی بر برخی دیگر استدلال نمود.
۲ـ امّا در خصوص ائمه اطهار (ع) گفتنی است که: اوّلاً این بزرگواران نیز معجزاتی داشته اند. ثانیاً بسیاری از معجزات ایشان عین یا شبیه معجزات انبیاء سابق بوده است و البته برخی معجزات نیز داشته اند که سابقه نداشته است. ذیلاً به ذکر برخی از این معجزات اشاره می شود.
۱) ائمه (ع) خادمانی از جنّ داشته اند همانگونه که حضرت سلیمان داشت و بر آنها حکومت ظاهری و باطنی داشته اند. بارها دیده شد که امیر مومنان با جنّها سخن گفت ؛ از جمله این که آن حضرت بر منبر کوفه بود که اژدهایی مهیب وارد مسجد گردید و مردم وحشت نمودند ؛ اژدها به آن حضرت نزدیک شد و حضرت با آن موجود به لغت غریبی سخن گفت و اژدها از مسجد خارج شده ناپدید گشت. بعد از رفتن اژدها ، حضرت فرمودند: وی از بزرگان جنّ بود که برای حلّ مشکلی آمده بود.
۲) زبان حیوانات را می دانسته اند و با آنها سخن می گفتند و بر آنها حکم می رانده اند ؛ همانگونه که حضرت سلیمان می کرد.
۳) دعا و نفرینشان مستجاب بود ؛ لذا بسیاری به دعایشان رستگار و بسیاری به نفرینشان گرفتار آمدند. افراد زیادی از هتّاکان بر آن حضرت ، به نفرینش کور و سیاه و دچار مرض پیسی شدند و برخی به نفرین ایشان به صورت سگ و خوک مسخ شدند.
۴) حضرت علی (ع) دست هشام بن عدی را که در صفّین قطع شده بود به جای خود چسباند ، چنان که جای زخمی نیز باز نماند. و دست کسی از محبّان خود را که دزدی کرده بود برید و آنگاه به معجزه آن را به حال نخست باز گرداند. و سام بن نوح و اصحاب کهف را زنده ساخته و آنان را بر خود گواه گرفت. بیماران زیادی را به معجزه شفا بخشید و چشم نابینا را بینا نمود.
۵) از جمله معجزات برخی ائمه این است که به امرشان عکس شیری که بر روی پرده بود تبدیل به شیر واقعی شد و این در معجزات انبیاء سابقه ندارد.
۶) از غیب خبر دادن نیز از معجزات رایج همه ی انبیاء و ائمه (ع) است.
۷) همچنین آن بزرگوران چون یوسف نبی با قطع و یقین رؤیا را تعبیر می نمودند.
۸) دیوار کعبه برای مادر امیرمومنان شکافته شد و آن حضرت در داخل خانه خدا به دنیا آمد ؛ و این در حالی است که چون مریم (س) خواست عیسی مسیح را به دنیا آورد از مسجد خارج گشت. لذا این معجزه نیز سابقه نداشته گواهی بر فضیلت آن جناب بر عیسی مسیح است.
۹) قوّت بدنی حضرت علی (ع) نیز از معجزاتی است که همواره ملازم او بوده است . آن حضرت دروازه ی قلعه ی خیبر را از دیوار بیرون کشیده و چهل ذراع پرتاب نمود و سنگینی آن دروازه چنان بود که چندین مرد جنگی نتوانستند آن را از این روی به آن روی برگردانند. آن حضرت در مخاصمه ای با خالد بن ولید ، میله ی آهنی وسط سنگ آسیا را از جای خود کنده بر گردن خالد پیچید ، و هیچ کس نتوانست آن باز کند. آهنگران گفتند: تنها راه چاره این است که آن را با آتش نرم کنند تا باز شود که آن نیز ممکن نبود ؛ لذا به خود حضرت التماس نمودند تا اینکه خود حضرت آن را باز نمود. همچنین به دو انگشت مبارک ، گلوی خالد را گرفته از زمین بلند نمود و چندان او را در هوا نگه داشت که وی جامه ی خویش را آلوده ساخت. اثر انگشتش در کوفه و اثر کف مبارکش در تکریت و اثر شمشیرش در صخره ی جبل ثور مکّه و اثر نیزه اش در سنگی که کنار قلعه خیبر بود معروف است. در جنگ خندق نیز برای مبارزه با عمرو بن عبدودّ ، چهل ذراع پرش نمود ؛ که حدود بیست متر است. و مرحب پهلوان را به یک ضربه از سر تا قدم به دو نیم کرد ، در حالی که مرحب غرق در کلاه و رزه آهنین بود و هیکلی درشت داشت.
۱۰) در موارد متعدّدی خورشید با امیر مومنان سخن گفته است. همچنین در زمان ابوبکر ، زمین لرزه های مداوم رخ می داد و مدّت مدیدی بود که زمین آرام نمی گرفت ؛ لذا به حضرتش عارض شدند و آن حضرت زمین را امر نمود که ساکن شو! و زمین ، از لرزش ساکن گشت.
۱۱) سنگ ریزه ها در کف آن حضرت بر ولایتش گواهی دادند آنگونه که در کف رسول خدا بر رسالت وی گواهی داده بودند.
۱۲) آن حضرت گروهی از اصحاب رسول الله را همراه خود در هوا سیر دادند تا به در غار اصحاب کهف رسیدند ؛ همگی بر اصحاب کهف سلام دادند و آنها به غیر از آن حضرت به هیچ یک ردّ جواب نکردند.
۱۳) آن جناب کلوخ را طلا نمود ؛ دیوار در حال فروریختن را فرمان توقّف داد و دیوار در همان حال ایستاد ؛ آهن مثل موم در دست آن حضرت نرم بود و می فرمود: خدا آهن را به برکت ما بر داوود نبی نرم ساخت.
و…
اینها پاره ای از معجزات و کرامات اهل بیت (ع) بود که از باب نمونه ذکر شد ؛ لکن ذکر همه ی آن معجزات در اینجا ممکن نیست. در برخی کتب مثل منتهی الآمال به برخی از این معجزات پرداخته شده امّا برای ملاحظه ی معجزات بیشتر در مورد تمام ائمه (ع) مراجعه فرمایید به کتاب: جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام‏ ، نوشته ی غلام حسن محرمى که در اصل ترجمه ی کتاب « الخرائج و الجرائح‏ ‏» ، تالیف عالم جلیل قطب راوندى‏ از علمای قرن ششم می باشد.

Print Friendly, PDF & Email
Rating: 3.0/5. From 2 votes.
Please wait...

دیدگاه ها