سرخط خبرها

ایا معراج فقط برای رسول خدا بود؟ چرا جبرئیل فرمود قبل و بعد از تو کسی به این مکان قدم نخواهد گذاشت؟

پرسش:
در روایت است که جبرئیل در معراج رسول خدا (ص) می گوید، تو به جایی قدم می نهی که احدی قبل از تو به آن مقام قدم نهاده و پس از تو نیز احدی به آن مقام قدم نخواهد نهاد. آیا مخلوقات هم عرض این عالم (که هزاران عالم گفته شده) هیچکدام چنان رسولی ندارند و اینکه آیا خداوند دیگر در خلقتهای آتی خود نیز (که خلقت باریتعالی متوقف نمی باشد و کل یوم هو فی شأن) کسی بهتر یا حتی هم شأن پیامبر اسلام (ص) نخواهد آفرید و تمام آفریدگان بعدی خداوند پست تر از این خلقت فعلی خواهند بود؟
پاسخ:
دربحارالأنوار ج : ۲۷ ص : ۴۲ و درخصال ج : ۲ ص : ۶۴۰ چنین آمده است : « عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ کُلُّ عَالَمٍ مِنْهُمْ أَکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ مَا یَرَى عَالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَیْرَهُمْ وَ إِنِّی الْحُجَّهُ عَلَیْهِمْ ـــــ از حضرت صادق علیه السّلام مروى است که براى خداوند عز و جل دوازده هزار عالم است،    هر عالمى بزرگتر است از هفت آسمان و هفت زمین، که هیچکدام آنها نمی پندارد که برای خدا عالمى غیر ازعالم آنها نیز باشد ؛ و من حجت برای همه آنها هستم.»
این که امام صادق علیه السلام فرموده اند« ومن حجت برای همه ی آنها هستم» نشان می دهد که رسول خدا نیز حجت بر ایشان و رسول و فرستاده ی خدا بر ایشان است.کما اینکه در همین زمین ، آن بزرگواران ، هادیان جنّها نیز بوده و هستند. امّا از این کلام امام صادق (ع) چندان معلوم نیست که آیا خود آن حضرت شخصاً و با همان وجود مادّی خودشان در آن عوالم حضور دارند ، یا فرد مادّی دیگری در آن عوالم ، حجّت خداست ؛ لکن از حیث وجودی با امام ما انسانها اتّحاد وجودی دارد. چون طبق براهین حکما و مشاهدات عرفا و شواهد روایی ، تمام هادیان معصوم الهی ، در حقیقت ، ظهورات گوناگون یک حقیقت فراخلقی هستند که مقامی برتر از جبرئیل داشته موسوم است به وجود منبسط یا وجه الله. تمام انبیاء و ائمه (ع) ظهورات آن یک حقیقتند ؛ لکن چون در میان هادیان الهی ، وجود اقدس رسول الله(ص) اتّحاد تامّ با ٱن حقیقت داشته مظهر تامّ آن است ، آن حقیقت را حقیقت محمّدیّه یا روح کلّی رسول الله (ص) نیز می گویند. به همین جهت نیز آن حضرت ، روح خود را اوّل مخلوق عالم نامیده و فرمودند: « أَوَلُّ مَا خَلَقَ اللَّهُ رُوحِی‏» و فرمودند: « أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِی‏» ؛ همچنین حضرتش از اتّحاد ارواح چهارده معصوم خبر داده و فرمودند: « أوّل ما خلق اللّه عزّ و جلّ أرواحنا » ؛ نیز در برخی روایات تصریح شد که تمام انبیاء الهی متّحد با وجه الله می باشند ؛ امام رضا (ع) فرمودند: « یَا أَبَا الصَّلْتِ فَمَنْ وَصَفَ اللَّهَ بِوَجْهٍ کَالْوُجُوهِ فَقَدْ کَفَرَ وَ لَکِنَّ وَجْهَ اللَّهِ أَنْبِیَاؤُهُ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُهُ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتُ اللَّه‏ ـــــ‌ اى أبو الصّلت هر کس خداوند را داراى وجه و صورت و چهره‏اى همانند صورت و چهره مخلوقین بداند کافر است، وجه و چهره ی خدا ، انبیاء و پیامبر و حجّتهاى او هستند.» (الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۲، ص۴۰۹)
از این مقدّمات می توان نتیجه گرفت که تمام هادیان الهی در تمام عوالم وجود ، در حقیقت ظهور وجه الله و حقیقت محمّدیه هستند ؛ و رسول خدا (ص) مظهر تامّ آن حقیقت است ؛ و بعید نیز نیست که آن حقیقت متعالی در هر عالمی ظهور تامّی داشته باشد. لکن هر مظهر تامّی برای آن حقیقت موجود شود ، گر چه در شخص مادّی جدای از رسول الله باشد ، در حقیقت عین اوست ؛ کما اینکه امیرمومنان (ع) عین رسول خدا بود ؛ بلکه به تصریح روایات ، همه ی چهارده معصوم ، حقیقت واحده می باشند ؛ و دیگر هادیان الهی ، ظهورات مراتب پایین آن بزرگواران هستند. این حقایق در روایات فراوانی مورد توجّه واقع شده که به یک مورد از آنها اشاره می شود.
همچنین امیر مومنان علی (ع) در حدیث معرفت امیرالمومنین بالنّورانیّه فرمودند: « … یَا سَلْمَانُ وَ یَا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ ع أَنَا الَّذِی حَمَلْتُ نُوحاً فِی السَّفِینَهِ بِأَمْرِ رَبِّی وَ أَنَا الَّذِی أَخْرَجْتُ یُونُسَ مِنْ بَطْنِ الْحُوتِ بِإِذْنِ رَبِّی وَ أَنَا الَّذِی جَاوَزْتُ بِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ الْبَحْرَ بِأَمْرِ رَبِّی وَ أَنَا الَّذِی أَخْرَجْتُ إِبْرَاهِیمَ مِنَ النَّارِ بِإِذْنِ رَبِّی وَ أَنَا الَّذِی أَجْرَیْتُ أَنْهَارَهَا وَ فَجَّرْتُ عُیُونَهَا وَ غَرَسْتُ أَشْجَارَهَا بِإِذْنِ رَبِّی وَ أَنَا عَذَابُ یَوْمِ الظُّلَّهِ وَ أَنَا الْمُنَادِی مِنْ مَکَانٍ قَرِیبٍ قَدْ سَمِعَهُ الثَّقَلَانِ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ وَ فَهِمَهُ قَوْمٌ‏ إِنِّی لَأَسْمَعُ کُلَّ قَوْمٍ الْجَبَّارِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ بِلُغَاتِهِمْ وَ أَنَا الْخَضِرُ عَالِمُ مُوسَى وَ أَنَا مُعَلِّمُ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ أَنَا ذُو الْقَرْنَیْنِ وَ أَنَا قُدْرَهُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَا سَلْمَانُ وَ یَا جُنْدَبُ أَنَا مُحَمَّدٌ وَ مُحَمَّدٌ أَنَا وَ أَنَا مِنْ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدٌ مِنِّی قَالَ اللَّهُ تَعَالَى مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ یَا سَلْمَانُ وَ یَا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ إِنَّ مَیِّتَنَا لَمْ یَمُتْ وَ غَائِبَنَا لَمْ یَغِبْ وَ إِنَّ قَتْلَانَا لَنْ یُقْتَلُوا یَا سَلْمَانُ وَ یَا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیْکَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکَ قَالَ ع أَنَا أَمِیرُ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ مِمَّنْ مَضَى وَ مِمَّنْ بَقِیَ وَ أُیِّدْتُ بِرُوحِ الْعَظَمَهِ وَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ اللَّهِ لَا تُسَمُّونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِی فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ فَإِنَّکُمْ لَنْ تَبْلُغُوا مِنْ فَضْلِنَا کُنْهَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا وَ لَا مِعْشَارَ الْعُشْرِ لِأَنَّا آیَاتُ اللَّهِ وَ دَلَائِلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ وَ خُلَفَاؤُهُ وَ أُمَنَاؤُهُ وَ أَئِمَّتُهُ وَ وَجْهُ اللَّهِ وَ عَیْنُ اللَّهِ وَ لِسَانُ اللَّهِ بِنَا یُعَذِّبُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِنَا یُثِیبُ وَ مِنْ بَیْنِ خَلْقِهِ طَهَّرَنَا وَ اخْتَارَنَا وَ اصْطَفَانَا وَ لَوْ قَالَ قَائِلٌ لِمَ وَ کَیْفَ وَ فِیمَ لَکَفَرَ وَ أَشْرَکَ لِأَنَّهُ لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْأَلُونَ یَا سَلْمَانُ وَ یَا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکَ قَالَ ع مَنْ آمَنَ بِمَا قُلْتُ وَ صَدَّقَ بِمَا بَیَّنْتُ وَ فَسَّرْتُ وَ شَرَحْتُ وَ أَوْضَحْتُ وَ نَوَّرْتُ وَ بَرْهَنْتُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَ هُوَ عَارِفٌ مُسْتَبْصِرٌ قَدِ انْتَهَى وَ بَلَغَ وَ کَمَلَ وَ مَنْ شَکَّ وَ عَنَدَ وَ جَحَدَ وَ وَقَفَ وَ تَحَیَّرَ وَ ارْتَابَ فَهُوَ مُقَصِّرٌ وَ نَاصِبٌ یَا سَلْمَانُ وَ یَا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکَ قَالَ ع أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ بِإِذْنِ رَبِّی وَ أَنَا أُنَبِّئُکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ بِإِذْنِ رَبِّی وَ أَنَا عَالِمٌ بِضَمَائِرِ قُلُوبِکُمْ وَ الْأَئِمَّهُ مِنْ أَوْلَادِی ع یَعْلَمُونَ وَ یَفْعَلُونَ هَذَا إِذَا أَحَبُّوا وَ أَرَادُوا لِأَنَّا کُلَّنَا وَاحِدٌ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ کُلُّنَا مُحَمَّدٌ فَلَا تَفَرَّقُوا بَیْنَنَا وَ نَحْنُ إِذَا شِئْنَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِذَا کَرِهْنَا کَرِهَ اللَّهُ الْوَیْلُ کُلُّ الْوَیْلِ لِمَنْ أَنْکَرَ فَضْلَنَا وَ خُصُوصِیَّتَنَا وَ مَا أَعْطَانَا اللَّهُ رَبُّنَا لِأَنَّ مَنْ أَنْکَرَ شَیْئاً مِمَّا أَعْطَانَا اللَّهُ فَقَدْ أَنْکَرَ قُدْرَهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَشِیَّتَهُ فِینَا
ای سلمان و ای ابوذر منم آن کس که نوح را در کشتى به دستور خدا بردم. من یونس را به اجازه خدا از شکم ماهی خارج کردم. من به اجازه خدا موسى را از دریا گذراندم . من ابراهیم را از آتش نجات دادم به اجازه خدا . من نهرها و چشمه‏هایش را جارى و درختهایش را کاشتم با اجازه خدایم. منم عذاب یوم الظله. منم آنکه فریاد می زند از مکان نزدیکى که تمام جن و انس آن را می شنوند ؛ و گروهى می فهمند. منم که با هرگروهى ، چه ستمگران و چه منافقین ، به زبان خودشان صحبت می کنم. منم خضر عالم موسى. منم معلم سلیمان بن داود و منم ذو القرنین و منم قدرت اللَّه. ای سلمان و ای ابوذر! منم محمّد و محمّد من است. من از محمّدم و محمّد از من است. خداوند در این آیه مى‏فرماید: مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ. ای سلمان و ای ابوذر! مرده ی ما نمرده و غائب ما دور نشده و کشته‏هاى ما هرگز کشته نشده‏اند. ای سلمان و ای ابوذر! من امیر هر مرد و زن مؤمنم ، چه از گذشتگان و چه از آیندگان. من با روح عظمت تائید شده ام . من یکى از بندگان خدایم ؛ ما را خدا ننامید و درباره ی فضل ما هر چه مایلید بگویید! چرا که به کنه فضل ما نخواهید رسید و حتّى مقدارى از یک دهم آن را نمی توانید بیان کنید. چون ماییم آیات و دلائل خدا و حجج و خلفا و امینان و امامان او ؛ و ماییم وجه اللَّه و عین اللَّه و لسان اللَّه. به وسیله ما بندگان خدا عذاب می شوند و به وسیله ما پاداش داده می شوند. ما را از میان بندگان خود پاک نموده و انتخاب کرده و برگزیده اگر کسى بگوید به چه جهت و چگونه هستند و در کجایند که چنین شده‏اند کافر و مشرک مى‏شود. زیرا خدا از آنچه می کند مورد سوال قرار نمی گیرد در حالی آنها مورد سوالند. ای سلمان و ای ابوذر! هر که ایمان آورد به آنچه بیان کردم و تصدیق کند آنچه را که تفسیر نمودم و شرح دادم و روشن کردم و استدلال نمودم ، پس او مؤمنى است که آزمایش شده قلبش براى ایمان و سینه‏اش وسعت یافته براى اسلام. او عارف روشن بین است که به هدف رسیده و کامل شده و هر کس شک نماید و دشمنى ورزد و منکر شود و متحیر باشد و تردید نماید او مقصر و ناصبى است. ای سلمان و ای ابوذر! من زنده مى‏کنم و مى‏میرانم به اجازه خدا. من به شما خبر می دهم که چه می خورید و چه ذخیره در خانه‏هاى خود کرده‏اید به اذن خدا. من از دلهاى شما مطلعم و ائمه از اولادم نیز همین کارها را می کنند و این اطلاعات را دارند ؛ هر وقت بخواهند و اراده کنند. چون ما همه یکى هستیم . اوّل ما محمّد ، آخر ما محمّد و وسط ما محمّد است ؛ و همه ما محمّدیم. پس بین ما جدایى نیندازید. ما وقتى بخواهیم خدا می خواهد ؛ وقتى نخواهیم خدا نمی خواهد. واى بس واى بر کسى که منکر فضل و امتیازات و الطافى که خدا به ما عنایت کرده باشد. زیرا هر کسى منکر یکى از چیزهایى باشد که خدا به ما عنایت کرده ، منکر قدرت خدا و مشیّت اوست در باره ما » ( بحار الأنوار الجامعه ، ج‏۲۶، ص۶)
این روایت شریف ـ که ما فقط قسمتی از آن را نقل نمودیم ـ روایت شگفتی است که بین اولیای الهی شهرتی خاصّ دارد ؛ و برخی اولیاء و اصحاب بصیرت فرموده اند که آن را در جا نماز خود داشته باشید و بر خواندن آن مداومت کنید تا به معرفت نوری امیرمومنان نائل گردید.
در این روایت ، امیرمومنان تمام مومنان گذشته و آینده را شناسای خودشان دانستند ؛ از آن جهت که هر که هر پیامبری را شناخته ، در حقیقت او را شناخته است. نیز به صراحت اعلام نمودند که اعجاز انبیاء (ع) به دست غیبی آن ذات مقدّس بوده است. چرا که آن حضرت ظهور تامّ اسم اعظم است ؛ و انبیاء (ع) معجزات خود را با اسم اعظم ظاهر می نمودند. نیز تصریح نمودند که خضر و ذوالقرنین ، خود آن حضرت می باشند. حال آنکه آن دو اشخاصی بودند از والدینی دیگر ؛ و خود آن حضرت در زمان حیاتشان با حضرت خضر (ع) ملاقات حضوری داشتند. لذا منظور حضرتش آن بود که خضر و ذوالقرنین ، از همان نوری هستند که من ، ظهور تامّ آن می باشم. نیز تصریح نمودند که تمام چهارده معصوم ، عین رسول خدایند و رسول خدا عین آنهاست. چرا که همگی ظهور تامّ وجه الله می باشند.
پس اگر در همین زمین ما ممکن شده که آن حقیقت آغازین و آن روح کلّی و نور الله اعظم و اسم الله اکبر و وجه الله باقی ، چهارده ظهور تامّ داشته باشد ، بعید نیست که در سایر عوالم نیز چنین ظهوراتی داشته باشد. و الله و حججه اعلم.
پس چنان نیست که تنها رسول خدا قدم به آن مقام بالا گذاشته ؛ بلکه به تصریح برخی روایات ، تمام ائمه (ع) بدان مقام راه داشتند. لکن در آن مقام ، دیگر دوگانگی و چندگانگی در کار نیست. چرا که در آنجا کلّهم نور واحد و کلّهم روح واحد. پس در آن مقام راه نمی یابد مگر آنکس که متّحد با حقیقت رسول الله (ص) باشد.

Print Friendly, PDF & Email
0 0 vote
Article Rating
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...
Voting is currently disabled, data maintenance in progress.
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x