سرخط خبرها

معرفت شناسی

آیا مکاشفه و رفتن به عالم رویا فقط برای پی بردن به علوم انسانی است؟

پرسش: آیا مکاشفه و رفتن به عالم رویا فقط برای پی بردن به علوم انسانی است؟ پاسخ: ۱ـ مکاشفه رفتن به عالم رؤیا نیست. مکاشفه کشف حقایق ملکوتی یا جبروتی یا لاهوتی است. امّا رؤیا اگر رؤیای صادقه باشد، تنها نمودی از ملکوت است که در قوّه ی خیال آدمی جلوه گر می شود؛ و معمولاً آمیخته با عناصر خیالی می باشد. لذا نیازمند تأویل می باشد. مکاشفات مثالی نیز اغلب در حدّ رؤیا می باشند و اعتبار چندانی ندارند. ۲ـ در ضمن مکاشفات حقّانی، ممکن است پرده از راز

ادامه نوشته »

رابطه منطقی بین وجود منبسط و خدا و عقل اول و سایر مخلوقات چیست ؟

پرسش: بر اساس اصول منطق، بین دوم مفهوم کلی، نسب اربع( عام و خاص من وجه، عام و خاص مطلق، تباین، تساوی) و بین دو مصداق جزئی نسبت تباین یا تساوی برقرار است. اگر نسبت عقل اول را با وجود منبسط (به عنوان دو جزئی) بسنجیم، عقل اول از شئونات وجود منبسط است و قطعاّ با هم مساوی نیستند اما شاید نتوان آنها را به معنای واقعی کلمه تباین هم نامید. این موضوع در مورد رابطه خداوند متعال با مخلوقش نیز می تواند مطرح شود و شاید اگر با اصطلاحات( و حصر عقلی) مناسبتری موضوع تبیین می شد وحدت وجود قابل فهم تر و پذیرشتر می شد. پاسخ: ۱ـ نسب …

ادامه نوشته »

آیا افکار شهید صدر که اصل علیت رو بر مبنای استقرا می دونستن قابل انتقاد است ؟

پرسش: آیا افکار شهید صدر که اصل علیت رو بر مبنای استقرا می دونستن قابل انتقاد است در این صورت نقدهای وارده را بفرمایید. پاسخ: در آثار شهید صدر ـ قدس سرّه ـ هر چه گشتیم مطلبی دالّ بر این که ایشان علیّت را مبتنی بر استقراء بدانند نیافتیم. بلکه بر عکس ایشان یقین آوری استقراء را هم به شرطی پذیرفته اند که مبتنی بر علیّت فلسفی باشد. ایشان در کتاب « مبانی منطقی استقراء » نظریّه هیوم در باب علیّت را نقد نموده و دقیقاً از همان علیّتی دفاع نموده که نظر

ادامه نوشته »

چطور می شود وجودی بودن حقیقت علم از نظر ملاصدرا و حصول صورت ادراکی حین علم به غیر را در ذهن، که البته کیفیت نفسانی است، جمع کرد؟ بالاخره علم وجود است یا کیف نفسانی؟

پرسش: چطور می شود وجودی بودن حقیقت علم از نظر ملاصدرا و حصول صورت ادراکی حین علم به غیر را در ذهن، که البته کیفیت نفسانی است، جمع کرد؟ بالاخره علم وجود است یا کیف نفسانی؟ پاسخ: ۱ـ سخن متوسّط اینکه می گویند: علم کیف نفسانی است، سخنی سطح پایین است. امّا در سطح متوّسط گوییم: در اینکه علم امر مادّی نیست، شکّ نداریم. در این هم که نفس و ذهن، اموری مادّی نیستند، شکّی نیست. پس علم نمی تواند کیف باشد. چون کیف عرض است؛ و عرض قابل می خواهد؛ حیثیت قبول

ادامه نوشته »

بهترین عبادت ها چیست ؟

پرسش: عبارت افضل الاعبادات-افضل الاعمال- در خیلی جاها استفاده شده مثل : قال رسول الله ص : أفضل الأعمال أحمزها افضل الاعمال انتظار الفرج و…… بالاخره بهترین عبادات و کارها چیه- مگه منظور این نیست که افضل ترین وبهترین – که در این صورت فقط ۱ کار باید از همه بهتر باشه دیگه- نه اینکه کارهای متعدد – که همون افضل الاعمال انتظار الفرج بیشتر به گوش رسیده – توضیح بفرمایین متشکر پاسخ: ـ افضل الاعمال در زمانها و مکانها، فرق دارد. مثلاً افضل

ادامه نوشته »

آیا حجیت ذاتی عقل منجر به ” دور فلسفی ” نمی شود؟

پرسش: ما همه چیز را با عقل اثبات می کنیم اگر خود عقل را با عقل اثبات کنیم آیا دور پیش نمی آید؟ پاسخ: ۱ـ این عبارت که « ما همه چیز را با عقل اثبات می کنیم » عبارتی است مبهم. ما چه چیز « همه چیز » را با عقل اثبات می کنیم؟! وجودشان را ؟ یا درستی آنها را ؟ یا چگونگی آنها را؟ یا… . البته هر معنایی که از این عبارت در ذهن حضرت عالی باشد ، به نحو کلّی سخنی است نادرست ؛ اگر چه به صورت غیر کلّی و به اصطلاح ، فی الجمله درست می باشد. چون ما نه وجود همه

ادامه نوشته »

اگر ممکن الوجود پرتوی از ذات واجب است ایا وجود حرکت و تغییر در ممکن الوجود به واجب نیز برمیگردد؟

پرسش: اگر ممکن الوجود پرتوی از ذات واجب است ایا وجود حرکت و تغییر در ممکن الوجود به واجب نیز برمیگردد؟ اگر ممکن الوجود پرتوی از ذات واجب است یعنی در بود و وجود به او وابسته است حال شکی نیست که در ممکنات حرکت وجود دارد حال این حرکتی که در ممکنات وجود دارد مستند به وجودش است و وجود هم از آن خداست.حال یعنی در وجود و بعبارتی واجب الوجود حرکت وجود دارد.این مساله را برای بنده تبیین بفرمایید. درحالت کلی حرکت در وممکنات و ارتباط آن با واجب الوجود

ادامه نوشته »

وجود ذهنی چیست ؟ چه تفاوتی با وجود واقعی دارد ؟

پرسش: در بحث وجود ذهنی استاد حسن‏زاده آملی آورده‏اند: «کونُ الصّوره العلمیهِ کیفاً حقیقهً لا یخلو من دغدغه فتدبّر فی أنّ وجودَها فی نفسِها و وجودَها للنّفسِ واحدٌ، فالصّورُ العلمیه کیفیاتٌ علی سبیل التّشبیه». این مطلب در خاتمه کتاب «النّور المتجلّی فی الظّهور الظّلی» آمده در تعلیقات ایشان بر شرح منظومه سبزواری نیز ذکر شده (نکته شماره ۳۰ در ص ۱۵۷ از جلد ۲ شرح المنظومه، تهران: نشر ناب، چاپ سوم ۱۳۸۴). بنده برهان این مطلب را متوجّه نمی‏شوم. این‏

ادامه نوشته »

آیا پلیدی ها و زشتی ها و گناهان هم در علم خدا هستند؟

پرسش: اینکه هر چیزی خزائنش نزد خداست، افکار پلید،اشعار پلید،نغمات پلید و… خزائنش کجاست؟ پاسخ: امور پلید دو جنبه دارند؛ یک جنبه ی وجودی دارند که خزائن آن نزد خداست؛ و وجود خیر است. یک جنبه ی عدمی هم دارند؛ که عنوان پلیدی از این جنبه انتزاع می شود. امر عدمی نیز چیزی نیست که نزد خدا باشد. اساساً گناه یعنی نقص و و عدم. ما همان گونه که توهّم می کنیم سایه یا چاه یا شکاف یا سوراخ چیزی هستند، به همین نحو توهّم می کنیم که گناه و پلیدی هم چیزی است

ادامه نوشته »

آیا شیء ای مانند رنگ وجود خارجی دارد ؟

پرسش: فرمودید رنگها وجود دارند چون در ذهن می توان تصور کرد در حالیکه در ذهن نور نیست،اما نکته ای هست که ما نمی توانیم در ذهن رنگی که ندیده ایم را تصور کنیم و یا رنگ ها را با هم ترکیب کنیم و فقط آنچه دیده ایم به ذهن می آوریم آیا این دلیل بر وجود نداشتن رنگ به صورت مستقل نیست؟ پاسخ: خودتان حرف خودتان را نقض نموده اید. فرموده اید: « ما نمی توانیم در ذهن رنگی که ندیده ایم را تصور کنیم.» بعد فرموده اید: « آیا این دلیل بر وجود نداشتن رنگ به صورت

ادامه نوشته »

تعریف ایمان چیست ؟

پرسش: خواهش می کنم ایمان را تعریف فرمایید ؟ پاسخ: ایمان یعنی اطمینان قلبی. مثلاً اکثر مردم یقین عقلی دارند که مرده خطری ندارد، امّا اطمینان قلبی به این مطلب ندارند. لذا کمتر کسی حاضر می شود شب را پیش یک مرده بخوابد؛ ولی یک مرده شور، به راحتی می تواند شب را پیش مرده ها بخوابد. یعنی اغلب مردم علم دارند که مرده خطر ندارد ولی مرده شورها علاوه از علم داشتن، ایمان (باور) هم دارند که مرده خطر ندارد. یا اغلب انسانها وقتی راه می روند در زمینی به عرض

ادامه نوشته »