سرخط خبرها

دین شناسی

عوامل پذیرش و گسترش ادیان، عقل است یا قلب؟

پرسش: دین با قدرت عقل گسترش می یابد ؟یا با قدرت قلب؟ مثلا بودایی و مسیحی احکامشان تناقض و تضاد عقلی دارند ولی طرفداران میلیاردی دارند؟ پاسخ: فلّه ای حکم کردن، خودش خلاف عقل است. لذا باید متوجّه بود که حساب دین حقّ از دین باطل جداست؛ و نمی توان به صورت فلّه ای در مورد عوامل پذیرش و گسترش همه ی ادیان، حکم واحد داد. تبلیغ دین حقّ، در سه مرحله است ولی تبلیغ دین باطل در دو مرحله است. دین حقّ، ابتدا بر احساس تأثیر می گذارد ولی از احساسات، سوء استفاده نمی کند بلکه سعی می کند تا با استفاده از برانگیختن احساسات، شخص را به تعقّل …

ادامه نوشته »

مراتب یقین و مراتب ایمان را بیان فرمایید ؟

پرسش: آیا بدون شناخت عقلی کامل می توان به خداوند و صفاتش، پیامبران، معاد، ملائکه، امامان و سایر موضوعات غیبی و معنوی ایمان واقعی پیدا کرد؟ مگر نه این است که گفته می شود شناخت یقینی این چیزها با عقل بشری حتی اگر انسان تمام عمرش را هم بگذارد، ممکن نیست؟ پس چگونه است که با این وجود این همه در قرآن و روایات به ایمان آوردن امر و تأکید شده است و عدم ایمان مستوجب عذاب الهی دانسته شده است؟ اصولا مگر ایمان آوردن بدون شناخت کامل عقلی ممکن است؟ لطفا مرا راهنمائی فرمائید. پاسخ: ۱ـ یقیناً بدون معرفت و شناخت نمی توان به چیزی ایمان داشت. چون ایمان …

ادامه نوشته »

دین چیست و چه کارکردی دارد؟

دین چیست؟ دین در لغت یعنی راه و روش؛ و در اصطلاح یعنی راه کامل شدن و ساخته شدن. لذا دین حقّ ـ نه دین ساختگی ـ یعنی نقشه ی وجودی کاملترین مصداق انسان. چون نقشه ی وجودی یک موجود، یعنی روش ساخت آن موجود، مثل نقشه ی ساختمان که روش ساخت ساختمان را نمایان می سازد، یا نقشه ی ساخت هواپیما که بر اساس آن، هواپیما ساخته می شود. دین حقّ نیز نقشه ی وجودی انسان کامل است؛ لذا آنکه به دین حقّ عمل کند، انسان کامل می شود. توضیح: ـ آیا دین آمده که عدالت یا همنوع دوستی و امثال این امور را در جامعه رواج دهد؟ دین، …

ادامه نوشته »

چرا باید خدا را پرستید؟ آیا پرستش خدا پرستش یک تصوّر ذهنی است؟ خدا کسیت؟

پرسش: آیا خدا تصوره؟ یعنی ما باید تصوری که به ما القا میشه پرستش کنیم؟ چرا باید بشر این دغدغه رو داشته باشه که حالا حتما چیزی رو پرستش کنه؟ پاسخ: ۱ـ حسّ پرستش در وجود آدمی یک حسّ فطری و ذاتی است؛ به این معنی که این حسّ لازمه ی وجود انسانی اوست؛ و محال است موجودی انسان باشد و این حسّ را نداشته باشد. همان گونه که حسّ زیبایی دوستی، حسّ نیکی خواهی و حسّ حقیقت جویی، ذاتی و فطری انسان می باشد؛ و انسان بودن بدون داشتن این حسّها محال می باشد؛ بلکه میزان انسانیّت هر کسی نیز به شدّت و ضعف این حسّها مربوط می شود. …

ادامه نوشته »

فرق مسیحیت ، یهودیت ، اسلام را بطور خلاصه بیان کنید ؟

پرسش: مدتی پیش در کلاس اندیشه اسلامی استاد بحثی را در مورد رابطه ایمان با معرفت بیان نمود و روی تخته در این مورد چنین نوشت: « مسحیت(صفای باطنی) و اسلام(علم اجمالی)». جای بحث بود که چرا حرفی از یهودیت در این بین گفته نشد و این بحث توسط یکی از داشجویان( آن هم دوبار) مطرح شد و استاد که از روحانیون هم هستند هر دو بار با تعویض بحث از توضیح در این مورد خود داری کردند. براستی چرا ما در مورد ادیان دیگر خصوصا یهودیت کم می دانیم و این طور که از ظاهر امر پیداست باید کم بدانیم؟ چرا به قول بزرگی اگر برای خرید کتاب مقدس( …

ادامه نوشته »

طریقه کسب یقین دینی را بیان بفرمایید ؟

پرسش: چه کنیم که علم ما به یقین تبدیل شود؟ مثلاً علم به بدی اکثر گناهان داریم ولی در مقابل برخی از آنان بعضی اوقات ضعیف هستیم؟ یا مثلاً از اصول دین با دلیل و منطق آگاه هستیم ولی با این وجود برخی اوقات به شک می افتیم؟ این جانب برای رفع این مشکل به مطالعه روی آوردم. ولی خوب نتیجه چندانی نگرفتم. و به این نتیجه رسیدم که آگاهی بیشتر در رسیدن به یقین چندان موثر نیست و عامل یا عوامل دیگری باید موثر باشد. خواهشمندم این عوامل را برای اینجانب بیان بفرمایید. پاسخ: ۱ـ یقین بر دو گونه است ؛ یقین عقلی ، علمی و نظری که مربوط …

ادامه نوشته »

شبهه ای بر تاریخ ادیان و منشاء ادیان !

پرسش: تمام ادیان موجود در جهان زاییده تفکر یک قوم یا جغرافیا یا عصر خاصی بوده است. به عنوان مثال دین زرتشت در بین ادیان رایج در فلات ایران توسط حاکم وقت یعنی هخامنشیان مورد توجه قرار گرفت و به عنوان دین رسمی کشور اعلام شد و به مرور زمان کلیه ادیان دیگر را به حاشیه راند و به عنوان دین مردم ایران تا قبل از ورود اسلام تثبیت شد. در هیچ کجای جهان دین زرتشت و اهورامزدا و اوستا وجود ندارد مگر انکه از ایرانیان اقتباس کرده باشند یعنی یک حاصل تفکر قومی مذهبی اریایی . در ابتدای سوره حمد میخوانیم رب العالمین یعنی خداوند جهانیان.به عقیده ما مسلمانان …

ادامه نوشته »

دین حضرت ادم (ع) چه بوده است ؟

پرسش: آیا حضرت آدم بی دین بوده؟ با توجه به آیه ای که ورود دین را به حضرت نوح نسبت داده؟ پاسخ: خداوند متعال فرمود: «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون‏ ــــ گفتیم: همگى از آن(بهشت)، فرود آیید! هر گاه هدایتى از طرف من براى شما آمد، کسانى که از آن پیروى کنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین شوند.» (البقره:۳۸) خدای تعالی طبق این آیه آدم و حوّا را به زمین می فرستد و وعده می دهد که هدایت من به شما خواهد رسید؛ در آن هنگام اگر از هدایت من تبعیّت بکنید، ترس و حزنی …

ادامه نوشته »

تفاوت تلقین با دعا و نقد روانشناسی دین را توضیح دهید ؟

پرسش: طبق مطالبی که در یک سری کتابهای روانشناسی( با نویسندگان خارجی) خوانده بودم قوانین بر روح آدم حاکم است که به اصول ریاضی و شیمی می ماند و اگر فرد درست آنها را به کار گیرد، نتایج مثبت آنها را بی درنگ شاهد خواهد بود مثلا تکرار و تلقین یک کلمه مثبت اثر خاصی بر روح و بر زندگی انسان می گذارد. حالا چیزی که ذهن مرا مشغول می کند این است که من مسأله تکرار و تلقین جمله مثبت را به همان مسأله دعا کردن در دین و مذهب و معنویت خودمان  

ادامه نوشته »

اگر انبیاء برای هدایت آمده اند، پس چرا بشر گمراه است؟

پرسش: اگر پیامبران برای هدایت بشر آمده اند، پس چرا بشر هدایت نشده است. پاسخ: ۱ـ این ادّعا که بشر هدایت نشده است، به نحو کلّی، ادّعایی است باطل. مگر همه ی بشر گمراهند؟! پس این همه عرفا و حکما و مومنین و اولیاء الهی در طول تاریخ کیانند؟ پس این همه شهدا در طول تاریخ، در کدام راه شهید شده اند؟ ۲ـ بسیاری از مردم، اگر چه صد در صد از انبیاء تبعیّت نکرده اند امّا چنین هم نیست که اصلاً از آنها تبعیّت نکرده باشند؟ مگر همه ی مردم در حدّ فرعون و ابوجهل و ابولهب هستند؟ اینکه مردم پاره ای از اصول الهی را مراعات می کنند …

ادامه نوشته »

با توجه به لااکراه فی الدین ، عاقبت غیر مسلمانان چه خواهد شد؟

پرسش: در قرآن کریم داریم و هر کس دینی غیر از اسلام اختیار کند از او قبول نیست و او در آخرت از زیانکاران است و نیز با توجه به آیه شریفه که اجباری در دین نیست؟ تکلیف پیروان دیگر ادیان چه می شود؟ آیا به جهنم می روند؟ پاسخ: ۱ـ معنی آیه ی شریفه « لا إِکْراهَ فِی الدِّین » این است که امور اعتقادی اساساً قابل اجبار نیستند ، نه اینکه اجبار ممکن است ولی اسلام حکم به اجبار نمی کند. چون اعتقاد، امر قلبی است و امر قلبی را نمی توان با اجبار پدید آورد. نمی توان با تهدید و کتک زدن کسی را وادار کرد که …

ادامه نوشته »